علی نصری، پژوهشگر روابط بینالملل در یادداشتی برای خبرآنلاین توضیح داد که چرا پاسخ هویتی به سخنرانی آتن اشتباه است و چگونه باید زمین بازی را تغییر داد.
خبرآنلاین – سخنرانی مارکو روبیو در آتن، در سالروز ۷اکتبر و با آکروپولیس در پسزمینه، چیزی بیش از ادای احترام به تاریخ بود. او کوشید درگیریهای جاری منطقهای را به فصلی از یک «جنگ تمدنی» بزرگتر پیوند بزند. غرب را به بازگشت به روح باستانی «تیموس» فراخواند، یعنی آتش شور و جاهطلبی و قدرتی که به تعبیر او دیگر نباید از خود عذر بخواهد. حمله خشایارشا به آتن را هم نخستین صورت تقابل شرق و غرب دانست. در این روایت ایران امروز وارث همان دشمن کهن است.
این اندیشه از آن شخص روبیو نیست. استثناگرایی غربی، تقسیم جهان به تمدن برتر و تمدن فرودست، و روا داشتن دو معیار برای جوامع غربی و غیرغربی سالهاست در فضای فکری اندیشکدههایی چون مؤسسه کلرمونت، بنیاد هریتیج، مؤسسه هادسون و کالج هیلزدیل پرورده میشود. حاصل این پرورش توجیهی نظری برای کاربرد بیقیدوبند قدرت غربی است. روبیو این مفاهیم را به زبان سیاست روز درآورده و از جایگاه رسمی عرضه کرده است.
این سخنرانی در واقع به مثابه چالشی است که پاسخ میطلبد، و پاسخی که روبیو انتظار دارد روشن است؛ پذیرفتن همین چارچوب. اگر مقامهای ایرانی وارد این زمین شوند، کل غرب را دشمن هویتی بخوانند، با زبانی تحقیرآمیز جواب دهند یا از به زانو درآوردن غرب مثل والرین سخن بگویند، دقیقا آن چیزی را به او دادهاند که میخواهد.
اولین آسیب این واکنش در افکار عمومی جهان دیده خواهد شد. پس از ۴۷ سال تبلیغات ضدایرانی، پس از نسلکشی صهیونیستها در غزه و جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، برای نخستین بار همدلی نسبتاً گستردهای نسبت به ایران در افکار عمومی غرب شکل گرفته است. این همدلی تازه و شکننده است. هر موضعی که شهروند اروپایی یا آمریکایی را به این احساس برساند که هویت خودش هدف حمله قرار گرفته، او را از منتقد دولت خود به مدافع آن تبدیل میکند و سرمایهای را میسوزاند که ایران با هزینهای سنگین به دست آورده است.
آسیب دوم مشروعیتی است که چنین واکنشی به قدرت بیمهار میبخشد. اگر ایران نیز مانند روبیو به زبان جنگ تمدنی سخن بگوید، بهکارگیری بیقید و بیمسئولیت قدرت از سوی آمریکا دیگر تجاوز به شمار نمیآید و در افکار عمومی غرب به «دفاع تمدنی» تبدیل میگردد.
آسیب سوم عمیقتر و بلندمدتتر است. چنین واکنشی ایران را به بازیگری تقلیل میدهد که تنها در عرصه نظامی و برای حفظ موجودیت خود میجنگد و میدان روایت، تولید معنا و شکلدهی به هنجارهای جهانی را یکسره به طرف مقابل میسپارد. در نتیجه ممکن است در نبرد سخت جان سالم به در ببرد، اما در نبرد تمدنی که بر سر تعریف قدرت، مشروعیت و قواعد بازی جریان دارد، غایب و منفعل بماند.
بهترین واکنش مقامات ایرانی تغییر زمین بازی است. روبیو میپرسد کدام تمدن برتر است و حق دارد قدرت را «بدون عذرخواهی» به کار گیرد. ایران باید این پرسش را جابهجا کند و بپرسد قدرت در چه شرایطی مشروعیت دارد و با کدام چارچوب اخلاقی باید درآمیخته شود. شکوه و اقتدار تمدنی ایران را باید از موضع مسئولیت به نمایش گذاشت، نه از موضع تقابل هویتی. سخن گفتن از جایگاه قدرت با دعوت به گفتوگو ناسازگار نیست؛ میتوان از اقتدار خویش سخن گفت و همزمان تمدنها را فراخواند تا مفهوم قدرت و مسئولیت را در منابع بومی خود بازخوانی کنند. همان سنت یونانی که روبیو به آن استناد میکند نیز چنین بازخوانیای را برمیتابد، زیرا افلاطون تیموس را تابع خرد میدانست، نه رها و بیمهار.
به این ترتیب ایده گفتوگوی تمدنها میتواند به دعوت مشترکی بدل شود: هر تمدن منابع بومی خود را بازخوانی کند و اخلاق قدرت را در سنت خویش زنده سازد. پهلوان شاهنامه، فتوت عرفانی و ایستادگی اصولی روایتی ایجابی در اختیار ایران میگذارند؛ اما همین دعوت میتواند تمدنهای دیگر را نیز به بازیابی شوالیهگری، بوشیدو، مروت یا بوگاتیر فراخواند. روبیو نمیتواند چنین روایتی را در چارچوب برخورد تمدنها زندانی کند.
۴۲/۴۲
کد مطلب 2286565
-
مرگبارترین حمله به عربستان در یک دهه گذشته/ترامپ احتمال مشارکت آمریکا در حملات عربستان را بررسی میکند
-
دام روایت تمدنی روبیو
-
یک نفتکش در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
-
معمای حکمرانی اتمی ایران
-
هدف قرار گرفتن یک کشتی در نزدیکی سواحل امارات
-
ترامپ، دو پسر و دامادش از جنگهای اخیر چقدر کاسبی کردند
-
معمای حکمرانی اتمی ایران
-
ظهور «میانجیگری غیرمتمرکز» در خاورمیانه؛ فرصت توافق یا فلج تصمیمگیری؟ / تقسیم کار مسقط، اسلامآباد، مسکو و پکن