ایران بارها ویران شده، اما هر بار دوباره از دل بحران سر برآورده است؛ از حمله اسکندر و مغول تا زلزلههای ویرانگر و بحرانهای اجتماعی، ایرانیان بارها نشان دادهاند که توان ایستادن، بازسازی و ادامه دادن دارند. اما راز این تابآوری تاریخی چیست؟ آیا ادبیات و فرهنگ، طنز و مدارا، شبکههای مردمی و توانایی معنا دادن به رنج، همان عواملی هستند که ایرانیان را در برابر قرنها بحران سرپا نگه داشتهاند؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مرور تاریخ ایرانزمین نشان میدهد ایرانیان در مقاطع مختلف با بحرانها، جنگها و حوادث سهمگینی روبهرو شدهاند، اما بارها توانستهاند از دل همین ویرانیها دوباره برخیزند؛ درست مانند ققنوسی که از میان خاکسترهای خود تولدی دوباره را تجربه میکند. حاصل این بازگشتها نیز تنها ادامه حیات نبوده، بلکه در بسیاری از دورهها به شکوفایی فرهنگ، هنر، شعر و ادبیات ایران انجامیده است.
بنابر روایت مهر، همه انسانها در طول زندگی خود با روزهای دشوار مواجه میشوند؛ مشکلات اقتصادی و روحی، از دست دادن عزیزان، شکستهای عاطفی، جدایی و بسیاری از اتفاقات تلخ، بخشهایی اجتنابناپذیر از زندگی هستند. در کنار شادی و آرامش، لحظات سخت نیز وجود دارند و هر فرد در مقطعی از زندگی ممکن است با غم، نگرانی، ترس و رنج عمیق روبهرو شود.
با این حال، واکنش انسانها در برابر چنین شرایطی یکسان نیست. افراد در مواجهه با یک اتفاق دردناک ممکن است رفتارهای کاملاً متفاوتی داشته باشند. همین توانایی متفاوت در مواجهه، مدیریت و عبور از دشواریهاست که در روانشناسی از آن با عنوان «تابآوری» یاد میشود.
تابآوری چیست؟
تابآوری را میتوان توانایی انسان برای مواجهه با درد، پردازش تجربههای دشوار و بازگشت به تعادل برای ادامه زندگی دانست. این ویژگی چیزی نیست که انسان از بدو تولد به صورت کامل در اختیار داشته باشد؛ بلکه در نتیجه فرایندهای پویا، تجربه زندگی و یادگیری مهارتهای مختلف شکل میگیرد و قابل تقویت است.
انسان در هر سنی میتواند با تمرین و کسب مهارت، ظرفیت تابآوری خود را افزایش دهد. البته تابآوری به معنای آسیبناپذیر بودن یا نداشتن احساس درد نیست؛ بلکه به این معناست که فرد حتی در میانه غم و رنج نیز بتواند ارتباط خود را با زندگی حفظ کند، احساساتش را مدیریت کند و در شرایط پراسترس، کنترل رفتار خود را از دست ندهد.
بدون تردید، محیط زندگی نیز در میزان تابآوری افراد نقش دارد. حوادث اجتماعی، شیوه تربیت در خانواده، شرایط جغرافیایی، بلایای طبیعی و حتی وضعیت محیطزیست میتوانند بر میزان تحمل و سازگاری انسان اثر بگذارند. طبیعی است فردی که در محیطی آرامتر و با مخاطرات طبیعی و زیستمحیطی کمتر زندگی میکند، ممکن است شرایط متفاوتی را تجربه کند؛ با این حال، بخش مهمی از تابآوری به عوامل درونی انسان بازمیگردد.
تابآوری چگونه شکل میگیرد؟
توانایی مدیریت احساسات و عبور از بحران میتواند در چند سطح خود را نشان دهد. فرد تابآور ابتدا باید بتواند هیجانات خود را تنظیم کند و در مواجهه با یک اتفاق، تنها به نگاه «همه یا هیچ» بسنده نکند. انعطاف شناختی به فرد کمک میکند یک مسئله را از زوایای مختلف ببیند و تنها بر جنبه منفی آن متمرکز نشود.
در کنار پذیرش واقعیت، امید نیز نقش مهمی دارد. انسان تابآور میتواند تلخی یک اتفاق را بپذیرد، اما در عین حال نگاه خود را نسبت به آینده از دست ندهد. همچنین زمانی که فرد بتواند از رنجها و تجربههای دشوار زندگی معنایی استخراج کند، ادامه مسیر برای او آسانتر خواهد شد.
ویکتور فرانکل، روانشناسی که توانست از اردوگاههای کار اجباری نازیها جان سالم به در ببرد، بر اهمیت «معنا» در مواجهه با رنج تأکید داشت و معتقد بود: «کسی که چرایی برای زندگی دارد، با تقریباً هر چگونگی خواهد ساخت.»
از نگاه فرانکل، بالاترین سطح تابآوری زمانی شکل میگیرد که انسان حتی در سختترین و دردناکترین شرایط نیز بتواند برای رنج خود معنایی پیدا کند.
مارتین سلیگمن، بنیانگذار روانشناسی مثبتگرا نیز معتقد است افراد تابآور، اتفاقات منفی را به شکلی متفاوت تفسیر میکنند. از نظر او، افراد تابآور مشکلات را «موقتی» میبینند؛ یعنی معتقدند این وضعیت قرار نیست برای همیشه ادامه پیدا کند. آنها همچنین مشکل را «موقعیتی» میدانند و آن را به تمام ابعاد زندگی خود تعمیم نمیدهند. افزون بر این، همه مسئولیت اتفاقات ناخوشایند را متوجه خود نمیدانند و عوامل بیرونی را نیز در شکلگیری آن مؤثر میبینند.
تاریخ ایران؛ روایتی طولانی از تابآوری
تاریخ ایران نمونههای فراوانی از ایستادگی و بازسازی پس از بحران در خود دارد. ایرانیان در دورههای مختلف با حمله قدرتهای بزرگ و حوادث ویرانگر مواجه شدهاند، اما بارها پس از این بحرانها توانستهاند حیات فرهنگی و اجتماعی خود را بازسازی کنند.
ایران در طول تاریخ چندین بار مورد حمله و تصرف قدرتهایی همچون اسکندر مقدونی، اعراب و مغولها قرار گرفت و بخشهایی از سرزمین نیز در این حملات ویران شد. با این حال، برخلاف برخی سرزمینها مانند مصر و شام که پس از فتوحات عربی زبان و هویت زبانی خود را تا حد زیادی از دست دادند، ایرانیان توانستند زبان فارسی و بخش مهمی از هویت فرهنگی خود را حفظ کنند.
حتی مغولانی که شهرهای بسیاری را ویران کردند، در ادامه تحت تأثیر فرهنگ، هنر و نظام دیوانسالاری ایرانی قرار گرفتند. دوره ایلخانیان و تیموریان نیز شاهد شکوفایی هنر و معماری ایرانی ـ اسلامی بود؛ موضوعی که نشان میدهد فرهنگ ایرانی نه تنها در برابر مهاجمان از میان نرفت، بلکه در مواردی توانست آنها را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد.
از زلزله تا بحران؛ تابآوری اجتماعی ایرانیان
ایران در منطقهای زلزلهخیز قرار گرفته و در طول دهههای گذشته نیز شاهد زلزلههای ویرانگری همچون بم، رودبار، سرپلذهاب و ورزقان بوده است.
در چنین حوادثی، علاوه بر اقدامات رسمی، واکنشهای خودجوش مردم نیز بارها چشمگیر بوده است. مردم در ساعات اولیه بحران برای نجات آسیبدیدگان وارد میدان میشوند، در تأمین غذا و سرپناه به یکدیگر کمک میکنند و تلاش دارند زندگی را از نو آغاز کنند.
این رفتارها را میتوان نمونهای از «تابآوری اجتماعی» دانست؛ ظرفیتی که در شرایط بحرانی به جامعه کمک میکند پس از یک شوک بزرگ، دوباره خود را سازمان دهد.
جنگهایی که پایانشان همیشه شکست نبود
جنگ ویرانی و کشتار به همراه دارد و ایران نیز در طول تاریخ بارها طعم جنگهای سخت و خونین را چشیده است. حمله مغول یکی از مهمترین نمونههای این دوره است؛ حملهای که ویرانی و کشتار گستردهای به دنبال داشت.
با این حال، داستان ایران پس از این فاجعه به پایان نرسید. در دورههای بعد، حاکمانی ظهور کردند که به فرهنگ و هنر ایرانی توجه نشان دادند و حتی خود به حامی و مروج این فرهنگ تبدیل شدند. به این ترتیب، فرهنگی که در معرض نابودی قرار گرفته بود، بار دیگر فرصت رشد و شکوفایی پیدا کرد.
ایرانیان چگونه تاب آوردهاند؟
اما پرسش اصلی اینجاست: ایرانیان چگونه با وجود تنوع قومی و جغرافیایی، قرار گرفتن در یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی جهان و همچنین مواجهه مداوم با تهدیدها و جنگهای خارجی، توانستند هویت و فرهنگ خود را حفظ کنند؟
این تابآوری از کجا سرچشمه گرفته است؟
ادبیات و عرفان؛ راهی برای معنا دادن به رنج
یکی از پاسخها را میتوان در ادبیات و عرفان ایرانی جستوجو کرد. ایرانیان در بسیاری از دورههای دشوار تاریخی به شعر و ادبیات پناه بردهاند و از آن برای معنا دادن به شرایط سخت استفاده کردهاند.
شاهنامه فردوسی نمونهای برجسته از این مسئله است. در دورهای که هویت فرهنگی ایران با چالشهای جدی مواجه بود، فردوسی با تکیه بر زبان و فرهنگ ایرانی توانست اثری خلق کند که نقشی مهم در حفظ و بازسازی هویت فرهنگی ایرانیان داشت.
در دوره مشروطه نیز شاعران تنها به سرودن شعرهای عاشقانه نپرداختند؛ بلکه شعر به ابزاری برای بیان مطالبات اجتماعی، مبارزه با استبداد و تسلی مردم در فضای خفقان تبدیل شد. آثار عاشقانه و عارفانه نیز در دورههای مختلف، راهی برای تحمل دشواریها و یافتن معنا در زندگی بودهاند.
طنز؛ خندیدن در دل سختیها
«طنز» یکی دیگر از راههایی است که میتواند در مواجهه با مشکلات به انسان کمک کند. ایرانیان نیز در طول سالها نشان دادهاند که حتی در شرایط دشوار، توانایی ساختن شوخی و لطیفه از دل مشکلات، گرانیها و ناملایمات را دارند.
این توانایی برای خندیدن در دل سختیها میتواند به تخلیه هیجانی، کاهش فشار روانی و تقویت احساس همبستگی میان افراد کمک کند؛ ویژگیای که بخشی از آن با فرهنگ و زبان فارسی نیز درآمیخته است.
مدارا و انعطافپذیری
در دورههایی که فشار حکومتها یا مهاجمان افزایش پیدا کرده، ایرانیان همیشه راه تقابل مستقیم را انتخاب نکردهاند. گاهی نوعی سازگاری ظاهری به آنها امکان داده است تا هسته اصلی خانواده، فرهنگ و هویت خود را حفظ کنند و در زمان مناسب دوباره فرصت رشد پیدا کنند.
این انعطافپذیری را نیز میتوان یکی از عوامل مهم در استمرار تاریخی فرهنگ ایرانی دانست.
شبکههای حمایتی مردمی
در شرایط بحران، شبکههای غیررسمی نیز نقش مهمی ایفا میکنند. خانوادهها، دوستان، گروههای فامیلی، هیئتها و مساجد در بسیاری از موقعیتهای دشوار میتوانند به سرعت فعال شوند و بخشی از خلأ نهادهای رسمی را پر کنند.
این شبکههای حمایتی به افراد کمک میکنند در زمان بحران احساس تنهایی کمتری داشته باشند و بتوانند با اتکا به حمایت اطرافیان، دوره دشوار را پشت سر بگذارند.
تابآوری؛ سرمایهای ارزشمند اما نه بینهایت
شاید اغراق نباشد اگر ایرانیان را از جمله ملتهایی بدانیم که در طول تاریخ بارها توانایی خود را برای سازگاری با شرایط دشوار نشان دادهاند. از جنگ و حمله گرفته تا بلایای طبیعی و بحرانهای اجتماعی، نمونههای فراوانی وجود دارد که نشان میدهد جامعه ایرانی بارها توانسته پس از تجربه ناملایمات، دوباره خود را بازسازی کند.
با این حال، تابآوری یک ظرفیت بیپایان نیست. از منظر روانشناسی، هیچ جامعهای نمیتواند برای همیشه تنها با «تحمل کردن» به زندگی ادامه دهد. تابآوری زمانی کارکرد واقعی خود را حفظ میکند که در کنار آن، امکان تغییر شرایط نامطلوب نیز وجود داشته باشد.
به بیان دیگر، تابآوری قرار نیست انسان و جامعه را به تحمل دائمی رنج محکوم کند؛ بلکه باید نیرویی باشد برای عبور از بحران و ساختن شرایطی بهتر.
کد مطلب 2273774
-
پوشش مناسب مرد و زن؛ ظاهر ما چه پیامی به دیگران منتقل میکند؟
-
ایرانیها واقعاً «تابآورترین ملت» هستند؟ تاریخ، پاسخ این پرسش را میدهد
-
راز خانه آرام چیست؟ چرا نقش زن در مدیریت خانواده فراتر از کارهای روزمره است؟
-
جنیانی که با شنیدن قرآن متحول شدند؛ «قرآن شگفتانگیز» چگونه آنها را به توحید رساند؟
-
مسجدی با ۲۱ گنبد و منارههای ۹۵ متری؛ شکوه «الفتاح العلیم» در قلب پایتخت جدید مصر + تصاویر