نقطه قوت اصلی کتاب «معنا و چیستی برابری»، کنار هم گذاشتن اقتصاد، تاریخ و فلسفه سیاسی است. پیکتی با دادهها و تاریخ نشان میدهد که نابرابری ساخته شده است؛ سندل با زبان اخلاق و فلسفه میپرسد که چرا باید نسبت به آن حساس باشیم و چه نوع جامعهای شایسته زندگی انسانی است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین رضا دستجردی در سرویس دینواندیشه ایبنا نوشت: «معنا و چیستی برابری» با گردآوردن دو متن از توماس پیکتی اقتصاددان فرانسوی، و گفتوگویی میان او و مایکل سندل فیلسوف سیاسی دانشگاه هاروارد میکوشد مفهوم برابری را از محدوده بحثهای صرفاً اقتصادی بیرون آورده، آن را در پیوند با اخلاق، دموکراسی، سیاست و تاریخ بررسی کند. کتاب که بهتازگی با ترجمه حسین راغفر و کبری سنگریمهذب و به همت انتشارات روزنه منتشر شده، از دو بخش مستقل اما درهمتنیده تشکیل شده است: بخش نخست، گفتوگوی پیکتی و سندل درباره معنای برابری و اهمیت آن است و بخش دوم، چشماندازی تاریخی و تطبیقی درباره رابطه طبیعت، فرهنگ و نابرابری ارائه میکند.
تلفیق فوق از آن منظر حائز اهمیت است که طی آن، خواننده با دو شیوه متفاوت برای نزدیک شدن به یک مسئله واحد روبهرو میشود. در بخش نخست، برابری موضوع گفتوگویی فلسفی و سیاسی است؛ گفتوگویی که از پرسش درباره ضرورت نگرانی نسبت به نابرابری آغاز میشود و به موضوعاتی مانند بازار، شایستهسالاری، مهاجرت، جهانیشدن، مالیات، دموکراسی و آینده چپ میرسد. در بخش دوم، پیکتی تلاش میکند با اتکا به یک چشمانداز تاریخی و تطبیقی نشان دهد که نابرابری را نمیتوان صرفاً نتیجه طبیعت یا تفاوتهای زیستی انسانها دانست. نابرابری، در این روایت، محصول ساختارهای اجتماعی، نهادهای سیاسی و فرهنگهایی است که در طول تاریخ ساخته شدهاند و بنابراین میتوانند تغییر کنند.
شاید مهمترین ایدهای که پیکتی در کتاب بر آن تأکید دارد، رجوع وی به تاریخ در برابر این تصور است که ثروت و قدرت ناگزیر در دست گروه کوچکی متمرکز میشوند. از نظر او، تاریخ مدرن نمونههای متعددی از عقبنشینی امتیازات، گسترش حقوق سیاسی و اجتماعی و شکلگیری نهادهای بازتوزیعی را در خود جای داده است. انقلاب فرانسه، گسترش حق رأی، توسعه دولت رفاه و فرایند استعمارزدایی، در این روایت، بخشی از یک «سیر طولانی» به سوی برابری هستند که البته خطی و برگشتناپذیر نیست و از دهه ۱۹۸۰ با عقبگردهای جدی مواجه شده است.

اینجاست که گفتوگوی پیکتی و سندل اهمیت پیدا میکند. این دو متفکر، هر یک از زاویهای متفاوت، مسئله نابرابری را به مسئلهای فراتر از توزیع پول تبدیل میکنند. برای پیکتی، تمرکز ثروت فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ زیرا تمرکز شدید منابع اقتصادی میتواند ساختار قدرت سیاسی و روابط اجتماعی را نیز دگرگون کند. سندل نیز بر محدودیتهای اخلاقی بازار تأکید دارد و نشان میدهد که وقتی آموزش، مراقبت سلامت، دانش یا حتی منزلت انسانی بیش از اندازه در معرض منطق بازار قرار میگیرند، چیزی بیش از یک معامله اقتصادی در حال رخ دادن است. مسئله این است که چه چیزهایی اصولاً باید قابل خرید و فروش باشند و چه چیزهایی باید از منطق بازار مصون بمانند.
نمونه سوئد در این بحث جایگاه ویژهای دارد. کتاب نشان میدهد که جامعهای که در آغاز قرن بیستم از طبقاتیترین جوامع اروپا بود، چگونه در نتیجه بسیجهای کارگری و تحولات سیاسی و نهادی به یکی از نمونههای مهم برابری اجتماعی تبدیل شد. این تجربه، برای پیکتی و سندل، شاهدی تاریخی بر این مدعاست که نهادهای اجتماعی و سیاسی میتوانند رابطه میان دولت، بازار و جامعه را تغییر دهند. دولت الزاماً مجبور نیست ابزار قدرت اقتصادی نخبگان باشد؛ بلکه میتواند به نهادی برای تأمین شرایط شکوفایی جمعی تبدیل شود.
کتاب از مسئله بحثبرانگیز عصر حاضر، یعنی شایستهسالاری نیز غافل نمانده است. در جوامع مدرن، موفقیت اقتصادی و اجتماعی اغلب با استعداد و تلاش فردی توضیح داده میشود، اما سندل نسبت به پیامدهای اخلاقی چنین تصوری هشدار میدهد که اگر افراد موفق تصور کنند تمام موفقیت خود را صرفاً مدیون استعداد و تلاش شخصی هستند، ممکن است نسبت به کسانی که در ساختار اقتصادی و آموزشی موجود موفق نشدهاند، احساس مسئولیت و همبستگی کمتری داشته باشند. از این منظر، مسئله فقط نابرابری درآمدی نیست؛ بلکه مسئله شکلگیری نوعی تحقیر اجتماعی و فاصله میان برندگان و بازندگان نظام شایستهسالار است. پیکتی نیز در همین زمینه پیشنهادهایی مانند سهمیهبندی و استفاده از قرعهکشی در برخی فرایندهای آموزشی و حتی انتخاب پارلمانی را مطرح میکند.
تمرکز بر بر رابطه پیچیده میان جهانیشدن و نابرابری از دیگر نقاط تمرکز نویسندگان است. پیکتی در اینجا از تناقضهایی انتقاد میکند که در برخی روایتهای چپ از جهانیشدن وجود دارد: دفاع از آزادی جابهجایی انسانها در کنار انتقاد از جریانهای جهانی سرمایه، بدون آنکه سازوکارهای نهادی لازم برای تنظیم این جریانها ایجاد شود. راهحل پیشنهادی او نوعی جهانگرایی مبتنی بر حاکمیت و همکاری میان دولتهاست؛ رویکردی که در آن کشورها ضمن حفظ حاکمیت خود، برای مقابله با گریزگاههای مالیاتی و تنظیم سرمایه در سطح فراملی همکاری کنند. در همین چارچوب، مسئله مهاجرت، مرزها، تغییرات اقلیمی و بدهی کشورهای جنوب جهانی نیز به یکدیگر پیوند میخورند.

اما گذشته از آنچه آمد، تبدیل برابر از یک شاخص آماری به یک مفهوم انسانی از عمده ویژگیهای کتاب است. در این نگاه، جامعه برابر فقط جامعهای نیست که در آن ضریب جینی پایینتر باشد یا فاصله درآمدی کمتر شود. برابری به معنای برخورداری افراد از منزلت، صدا و امکان مشارکت در زندگی اجتماعی و سیاسی است. به همین دلیل، برابری اقتصادی، دموکراسی و کرامت انسانی در کتاب از یکدیگر جدا نیستند. اگر گروهی از جامعه به دلیل ثروت بسیار بیشتر از امکان اثرگذاری سیاسی بسیار بیشتری برخوردار باشند، مسئله فقط اختلاف درآمد نیست؛ مسئله کیفیت دموکراسی نیز هست.
بخش دوم کتاب، این استدلال را در مقیاسی تاریخیتر دنبال میکند. پیکتی با استفاده از دادههای تاریخی و تطبیقی، این تصور را به چالش میکشد که نابرابری نتیجهای طبیعی و تغییرناپذیر از تفاوتهای انسانی است. مقایسه کشورها و دورههای تاریخی مختلف نشان میدهد که جوامع مشابه از نظر برخی منابع طبیعی یا شرایط اقتصادی میتوانند ساختارهای بسیار متفاوتی از نابرابری داشته باشند. بنابراین، برای فهم نابرابری باید به فرهنگ، نهادها، ایدئولوژیها و بسیجهای سیاسی توجه کرد. مثالهایی همچون نروژ، سوئد و جوامع خاورمیانه در این چارچوب به کار گرفته میشوند تا نشان داده شود که ثروت طبیعی به خودی خود تعیینکننده میزان برابری نیست.

بازگشت دوباره به تاریخ سوئد، جذابیتی ویژه دارد. تحول این کشور از جامعهای با امتیازات شدید طبقاتی و حتی نظام رأیدهی مبتنی بر دارایی به جامعهای با حق رأی عمومی و مالیاتهای تصاعدی، نشان میدهد که نهادهای سیاسی و اقتصادی چگونه میتوانند در طول زمان دگرگون شوند. همچنین افزایش چشمگیر هزینههای عمومی و شکلگیری مالیات تصاعدی در اروپا، بهویژه در شرایط بحرانی ناشی از جنگهای جهانی، از نظر پیکتی بخشی از همان روند تاریخی است که امکان کاهش نابرابری را فراهم کرد.
«معنا و چیستی برابری»، مفاهیم مطرح در کتاب را با امکان آینده نیز پیوند میزند و پیام اصلی آن با نوعی خوشبینی تاریخی همراه است: اگر برابری در گذشته حاصل مبارزه سیاسی، اصلاحات نهادی و تغییرات فرهنگی بود، پس بازسازی آن در زمان حاضر نیز ناممکن نیست. پیشنهادهای مطرحشده نیز در همین چارچوب قرار دارند: مالیات تصاعدی و مالیات بر ثروت، محدود کردن فاصلههای شدید درآمدی، تقویت آموزش فراگیر، کاهش نقش بازار در حوزههایی مانند آموزش و سلامت، اصلاحات دموکراتیک، همکاری فراملی و نوعی جهانیشدن عادلانهتر که میتواند ابزار ایجاد همبستگی اجتماعی و بازتوزیع قدرت باشد.
کتاب در پاسخ به این پرسش که چه نوع جامعهای را عادلانه میدانیم و برای ساختن آن تا کجا حاضریم نهادها، بازارها و قواعد موجود را تغییر دهیم؟ همهچیز را در بازگشت به تاریخ، نقد تقدیرگرایی و تأکید بر امکان انتخاب سیاسی جستوجو میکند. برابری، در این نگاه، نتیجه خودکار پیشرفت اقتصادی و نه موهبتی است که از بالا اعطا شود؛ همچنین محصول انتخابها، مبارزهها و نهادهایی است که انسانها میسازند.
پیکتی و سندل یادآوری میکنند که هیچ نظم اجتماعی ابدی نیست. بهباور این دو، تاریخ نشان میدهد که جوامع میتوانند قواعد توزیع ثروت، قدرت و فرصت را تغییر دهند. بنابراین، پرسش از برابری در نهایت پرسش از آیندهای است که هنوز نوشته نشده و به همین دلیل، هنوز میتوان درباره شکل آن تصمیم گرفت.
«معنا و چیستی برابری» در ۱۵۶ صفحه بههمت انتشارات روزنه منتشر شده است.
۲۱۶۲۱۶
کد مطلب 2270311
-
برابری پروژهای سیاسی و اجتماعی است
-
هشدار ریخته گران نسبت به زوال معنویت در جهان محاسبهگر/ آیا میتوان از افقهای تفکر ریختهگران فراتر رفت؟
-
هرگز از اربابت بیشتر ندرخش/ وقتی مردم دوستت بدارند پادشاه حسودی می کند و این یعنی مرگ
-
نشست بررسی «میراث طالقانی و جهان امروز»
-
یوسف اباذری: سرنوشت ۹۰ میلیون نفر را به کل کل با ترامپ گره نزنیم/ چپ و دشمنانش/ جهان به کام استبداد تکنولوژیک و خشم کور نئولیبرال ها رفته است
-
یوسف اباذری: سرنوشت ۹۰ میلیون نفر را به کل کل با ترامپ گره نزنیم/ چپ و دشمنانش/ جهان به کام استبداد تکنولوژیک و خشم کور نئولیبرال ها رفته است