برای بردن به «ناگویا» می‌روم، نه برای باختن

برای بردن به «ناگویا» می‌روم، نه برای باختن

شهرکرد- زهرا آقائی، ملی‌پوش پاراوزنه‌برداری ایران، از برنز هانگژو تا چهارمی جهان پیش آمده و حالا با هدف ثبت وزنه ۱۵۵ کیلوگرمی و رسیدن به طلا آماده رقابت است.

خبرگزاری مهر-گروه استان‌ها؛ زهرا آقائی، ملی‌پوش پاراوزنه‌برداری ایران، مسیر حرفه‌ای خود را از تجربه‌های نخستین حضور در میادین بین‌المللی آغاز کرد و در سال‌های اخیر با حضور در رقابت‌های آسیایی و جهانی، گام‌به‌گام به جمع مدعیان این رشته نزدیک شده است.

نخستین تجربه بین‌المللی آقائی در بازی‌های پاراآسیایی هانگژو رقم خورد؛ جایی که در دسته ۷۳ کیلوگرم با مهار وزنه ۱۱۴ کیلوگرمی به مدال برنز دست یافت. او در تلاش‌های بعدی برای مهار وزنه ۱۲۲ کیلوگرمی موفق نبود، اما همان مدال را نقطه آغاز مسیر تازه‌ای در دوران حرفه‌ای خود می‌داند.

آقائی پس از هانگژو به مسیر خود ادامه داد و در مسابقات جهانی ۲۰۲۵، پس از ناکامی در نخستین تلاش برای مهار ۱۲۸ کیلوگرم، در تلاش دوم این وزنه را ثبت کرد و در حرکت سوم موفق به مهار ۱۳۴ کیلوگرم شد و در جایگاه چهارم جهان قرار گرفت.

این روند نشان می‌دهد فاصله میان نخستین تجربه بین‌المللی و رقابت با برترین‌های جهان، برای او تنها با افزایش رکورد طی نشده است؛ بلکه تغییر در سبک زندگی حرفه‌ای، تمرین و تغذیه، فشار مسابقات و درس گرفتن از شکست‌ها نیز در این مسیر نقش داشته‌اند.

در سوی دیگر این مسیر، زندگی شخصی ورزشکار قرار دارد؛ بخشی که معمولاً پشت مدال‌ها و رکوردها دیده نمی‌شود. آقائی از هزینه زمانی، مالی و جسمی ورزش حرفه‌ای، فاصله گرفتن از زندگی عادی، همراهی خانواده و مربیان و البته لذتی که از تمرین و قهرمانی برده است، سخن می‌گوید.

او همچنین از دغدغه‌ای اجتماعی صحبت می‌کند که برایش اهمیت زیادی دارد؛ اینکه ورزشکاران دارای معلولیت، پیش از محدودیت جسمی، با توانایی، استعداد و ظرفیت‌هایشان دیده شوند.

حالا آقائی در ادامه این مسیر، با هدفی روشن به رقابت‌های پیش‌رو نگاه می‌کند؛ هدفی که در آن رکورد، مدال، تجربه سال‌های گذشته و مهم‌تر از همه آمادگی ذهنی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند

از زمانی که ورزش برایتان جدی شد تا نخستین حضور بین‌المللی‌تان در هانگژو، چه مسیری را طی کردید و آن تجربه چه تغییری در نگاه شما به ادامه راه ایجاد کرد؟

اراده و پشتکار باعث شد ادامه بدهم. یک جایی فهمیدم مسیر ورزشی‌ام دیگر جدی شده است و باید برای رسیدن به میادین جهانی بجنگم.

هانگژو نخستین تجربه من بود و برایم مثل رویایی بود که در آن بیدار شدم و فهمیدم مسیرم را چطور باید ادامه بدهم. گرفتن مدال هانگژو شروع ماجرا بود؛ آن مدال برای من نخستین قدم برای رسیدن به طلای المپیک بود.

در هانگژو تجربه کردم که حضور در یک میدان بین‌المللی چقدر با مسابقات دیگر متفاوت است. انتظار داشتم مدالم رنگ دیگری داشته باشد، اما استرس و کم‌تجربگی هم در آن شرایط تأثیر داشت.

با این حال، از همان مسابقه تجربه قهرمانی را به دست آوردم و فهمیدم بقیه مسیر را چطور باید طی کنم. وقتی به تصاویر هانگژو نگاه می‌کنم، برایم یادآور همان اولین تجربه است؛ تجربه‌ای که باعث شد بفهمم باید مسیرم را جدی‌تر ادامه بدهم و برای رسیدن به میادین جهانی بیشتر بجنگم

از ۱۱۴ کیلوگرم در هانگژو به ۱۳۴ کیلوگرم در مسابقات جهانی رسیدید و با برترین‌های دنیا رقابت کردید؛ این پیشرفت چگونه شکل گرفت و چهارمی جهان چه درسی برای شما داشت؟

خیلی چیزها در این مسیر تغییر کرد؛ زندگی حرفه‌ای، تغذیه، تمرین، مکمل و همه‌چیز. در مسابقات جهانی با بهترین‌های دنیا رقابت کردم و از عملکرد خودم راضی بودم، اما باز هم می‌توانستم تلاش بیشتری کنم و بعد از آن چهارمی به خودم گفتم: «تو صد خودت را گذاشتی، تجربه‌ات کم بود.»

این مسابقه برای من یک تجربه مهم بود، فهمیدم برای رسیدن به جایگاه‌های بالاتر باید بیشتر تلاش کنم. فاصله‌ای که بین هانگژو و مسابقات جهانی طی کردم فقط در عدد وزنه خلاصه نمی‌شود؛ زندگی حرفه‌ای من هم در این مدت تغییر کرد.

امروز خیلی بیشتر از قبل می‌دانم که برای رسیدن به یک نتیجه بزرگ باید در تمرین، تغذیه، آمادگی و حتی ذهنیت خودم دقیق باشم.

شکست‌ها، از دست دادن وزنه‌ها، خستگی و حتی فکر کنار گذاشتن ورزش چه تأثیری بر شما گذاشت و چگونه از این لحظات عبور کردید؟

بزرگ‌ترین رقیبم خودم هستم. سخت‌ترین وزنه برای من وزنه‌ای است که باید به خودم ثابت کنم «تو می‌توانی».

اگر یک وزنه را از دست بدهم، همان لحظه از آن عبور می‌کنم. شکست‌هایی بوده که بعدها برایم خیلی مهم شدند و از آن‌ها درس گرفتم. اگر شکست نبود، الان این جایگاه را نداشتم.

صددرصد پیش آمده که بعد از شکست‌ها، حتی برای لحظه‌ای فکر کنم شاید دیگر ادامه ندهم، اما بلافاصله به خودم گفتم: «زهرا، کارت اینجا تمام نمی‌شود؛ باید تا هدفت ادامه بدهی.» بلند شدم و ادامه دادم.

اگر هم بخواهم به یک دختر جوان دارای معلولیت که می‌خواهد وارد ورزش حرفه‌ای شود، یک جمله بگویم، می‌گویم: «باید خودش بخواهد؛ همین.»

حالا که به رقابت‌های ناگویا نزدیک می‌شوید، با چه هدفی وارد این میدان خواهید شد و چه عملکردی را برای خودتان در نظر گرفته‌اید؟

عدد یک، رنگ طلا. باور دارم بهترین عملکردم را خواهم داشت. برای بردن می‌روم، نه برای نباختن. می‌خواهم پاسخ زحماتم را بگیرم و بهترین نتیجه را ببینم.

۱۵۵ کیلوگرم نتیجه زحمات من است. برای رسیدن به این هدف، باید به خودم و ذهنم باور داشته باشم. بزرگ‌ترین رقیبم خودم هستم و باید به خودم ثابت کنم که «تو می‌توانی».

من برای رسالت خودم می‌جنگم و برای اینکه به آن کسی که به خودم قول داده‌ام برسم. برای من محدودیت معنایی ندارد؛ همه‌چیز در ذهن قوی ماست.

چیزی که این بار با هانگژو فرق دارد، این است که امروز تجربه بیشتری دارم و باور دارم بهترین عملکردم را خواهم داشت. من برای بردن می‌روم، نه برای نباختن.

اگر همه این سال‌ها، از هانگژو تا امروز، و همه سختی‌ها و تجربه‌ها را کنار هم بگذارید، مهم‌ترین هدفی که هنوز برای رسیدن به آن می‌جنگید چیست؟

قطعا طلای المپیک، هانگژو شروع ماجرا بود و هر مسابقه برای من بخشی از ادامه این مسیر است.

من برای رسیدن به هدفی که به خودم قول داده‌ام تلاش می‌کنم. می‌خواهم پاسخ زحماتم را ببینم و بهترین نتیجه را بگیرم.

برای من مهم این است که بدانم تمام تلاشم را برای رسیدن به هدفم انجام داده‌ام و هیچ محدودیتی نتوانسته جلوی من را بگیرد.

من از خستگی لذت بردم؛ با خستگی مبارزه نکردم، از آن درس گرفتم. این مسیر من را به یک زهرای شکست‌ناپذیر تبدیل کرده است.

از نظر ذهنی هم تلاش کردم ترس‌ها، خستگی و تردیدها را مدیریت کنم و قوی‌تر شوم. برای من ورزش فقط قدرت بدنی نیست؛ صبر، استقامت و باور هم هست. هر بار که با یک شکست یا سختی روبه‌رو شدم، سعی کردم چیزی از آن یاد بگیرم و دوباره جلو بروم.

خانواده و مربیان در این مسیر چه جایگاهی داشته‌اند و اگر روزی به بالاترین سکوی مسابقات برسید، نخستین تصویر ذهنی شما چه خواهد بود؟

خانواده همیشه پا به پای من کنارم بودند و هیچ‌جور نمی‌شود زحمات پدر و مادرم را جبران کرد. اگر بخواهم بین اعتماد به خودم و حمایت خانواده یکی را انتخاب کنم، می‌گویم هر دو؛ هر دو برای من مهم بوده‌اند.

مادرم مثل کوه پشت من بود و بی‌نهایت برایم تلاش کرد. خیلی وقت‌ها احساس می‌کنم مادرم پاهای من بوده است؛ در روزهایی که خسته بودم، در سختی‌ها و لحظاتی که شاید ادامه دادن برایم دشوار می‌شد، او کنارم بود و کمک کرد روی پا بایستم و مسیرم را ادامه بدهم. البته پدرم هم همیشه کنارم بوده و حمایت‌هایش برای من بسیار ارزشمند است.

اگر روزی روی بالاترین سکو باشم، تصویر مادرم نخستین چیزی است که در ذهنم می‌آید؛ مادری که تمام لحظات کنارم بوده و هست. این همراهی برای من خیلی ارزشمند است و فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت بتوانم زحمات پدر و مادرم را جبران کنم.

مربی هم خدای دوم هر ورزشکاری است. من مربی داشتم و به داشتنش افتخار می‌کنم. در تمام این مسیر، هم خانواده و هم مربیان در کنار تلاش خودم نقش داشتند و من این همراهی را فراموش نمی‌کنم.

پشت رکوردها و مدال‌ها چه هزینه‌هایی وجود دارد که کمتر دیده می‌شود و آیا در این سال‌ها دلتان برای زندگی عادی تنگ شده است؟

هزینه زمان خیلی مهم است؛ در کنارش هزینه مالی، جانی و جسمی هم وجود دارد. ورزش حرفه‌ای باعث می‌شود از بخشی از زندگی عادی فاصله بگیری و صددرصد پیش آمده که دلم برای زندگی معمولی تنگ شود.

اما در کنار همه این‌ها، من از مسیر لذت بردم. همیشه از لحظه‌به‌لحظه سال‌های قهرمانی لذت بردم و برای تمرین خوشحال بودم. وقتی عاشق چیزی هستی، دیگر بها معنا ندارد.

من با سختی‌های مسیر کنار آمدم و از آن‌ها یاد گرفتم. برای من صبور بودن، درس استقامت و درس باور بود.

شاید خیلی‌ها فقط مدال را ببینند، اما برای رسیدن به آن باید زمان، انرژی، زندگی و خیلی چیزهای دیگر را گذاشت. با این حال، هیچ‌وقت نمی‌خواهم فقط هزینه‌های مسیر را ببینم؛ چون خود مسیر برایم لذت‌بخش بوده است

نگاه جامعه به ورزشکاران توانیاب را چگونه ارزیابی می‌کنید و برای تغییر این نگاه چه اتفاقی باید بیفتد؟

این مشکل فرهنگ و جامعه ماست؛ وگرنه هیچ فرقی بین هیچ ورزشکاری وجود ندارد. همه یک فکر و یک راه دارند. من خیلی بابت این بی‌فرهنگی ناراحتم، به‌خصوص در استان خودم.

از نظر من، اینکه قبل از توانایی یک ورزشکار، معلولیت او دیده شود، نگاه درستی نیست. من معتقدم باید از واژه «توان‌یاب» استفاده شود. معلول از نظر من کسی نیست که جسمش مشکل دارد؛ وقتی ذهن خراب باشد، مشکل وجود دارد.

ورزشکاران دارای معلولیت هم مثل هر ورزشکار دیگری فکر، هدف و مسیر دارند و نباید نگاه ترحم‌آمیز جای نگاه حرفه‌ای را بگیرد.

بعد از سال‌ها ورزش حرفه‌ای، امروز چه تفاوتی با زهرا در ابتدای مسیر دارید و دوست دارید چه چیزی از شما باقی بماند؛ مدال‌ها یا تصویری از انسانی که در این مسیر ساخته‌اید؟

من از یک زهرای احساسی به زهرایی تبدیل شدم که بی‌نهایت به خودش افتخار می‌کند. هیچ چیز نمی‌تواند جلوی من را برای به دست آوردن اهدافم بگیرد.

دوست دارم به آن کسی تبدیل شوم که بعد از این همه ورزش حرفه‌ای، ردپای خوبی از خودش باقی بگذارد.

دوست دارم یک دختر جنگجو باشم که برای رسیدن به بالاترین هدفش، یعنی طلا، بی‌نهایت تلاش کرد، رکورد زد و داستانی را ثبت کرد که تا همیشه در ذهن همه باقی بماند؛ اینکه یک زن چقدر می‌تواند قدرتمند باشد.

اگر بخواهم به زهرا در سال‌های ابتدایی مسیر یک جمله بگویم، می‌گویم: «صبر، نتیجه تمام زحمات است.» چون امروز می‌دانم خیلی از چیزهایی که در مسیر اتفاق افتاد، نیاز به صبر داشت.

کد مطلب 6944394

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • افزایش پذیرش دانشجو معلم تا سه برابر ظرفیت

  • ۲۰۴ هزار برگه سرشماری اتباع در فارس باطل شد

  • فضاسازی کنگره شهدا در شهرکرد؛ از بنر و پرچم تا ماندگاری در سیمای شهر

  • دادستان شهریار: بازسازی مجتمع ارغوان پس از تعیین تکلیف انجام می‌شود

  • برای بردن به «ناگویا» می‌روم، نه برای باختن

  • تمسخر ترامپ در افتتاحیه جشنواره تورنتو؛ شروع با فیلمی در حمایت معلولان

  • بوشهر درآمد می‌سازد؛ لزوم پرداخت سهم توسعه استان از مالیات‌ها

  • کشف ۳۰۰ میلیارد ریال کامیون قاچاق و ۴۵ هزار لیتر گاز مایع در هرمزگان

  • صندوق ارزی؛ سپر سرمایه‌گذار در برابر تورم یا وعده‌ای پرریسک؟

  • ارزیابی سالانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار نوآموز در برنامه سنجش

  • برادر معاون استاندار آذربایجان‌ غربی ترور شد

  • نبرد برای تاج آسیا و بلیت المپیک؛ والیبال ایران به دنبال تاریخ‌سازی

  • صعود تیم ملی بسکتبال به مرحله یک چهارم نهایی با غلبه بر اردن

  • نسخه مجلس برای حمایت از معیشت مردم؛ از افزایش کالابرگ تا مهار تورم

  • بارش‌های اخیر شمال کشور ارتباطی با پدیده ال‌نینو و تورنادو نداشت

  • عراق: از نشست عمان درباره تنگه هرمز حمایت و در آن شرکت می کنیم

  • جزئیات حمله آمریکا به یک کشتی کانتینربر در آب‌های شهرستان قشم

  • الزیدی: اجازه نمی‌دهیم عراق مبدأ حمله به همسایگان باشد

  • یادواره قائد شهید و یار رهبر انقلاب در گیلان

  • شناسایی ۱۲۰ غار در یزد؛ گردشگری بی‌ضابطه تهدیدی برای گنجینه‌های طبیعی

  • روزنامه‌های ورزشی یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵

  • جراح بینی تهران
  • بلکا
  • جراح بینی در تهران
  • لوازم تحریر
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • فروش مواد شیمیایی
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • نمایندگی بوش در تهران
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha