سومین نشست تخصصی «۴۳_۲۰» با عنوان «معیار و عیار؛ بررسی فیلم مستند» با حضور محمد شکیبانیا و محمدرضا فرطوسی برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ستاد خبری چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، نشست تخصصی «معیار و عیار؛ بررسی فیلم مستند» سومین نشست از مجموعه نشستهای تخصصی «۴۳_۲۰» در آخرین روز جشنواره با حضور محمد شکیبانیا و محمدرضا فرطوسی روز چهارشنبه 29 مهر در پردیس ملت برگزار شد.
محمد شکیبانیا در این نشست درباره علت ورود مستندسازان به مسیری پر از دشواری و مشکلات، اظهار کرد: در میان مستندسازان، وسواسی وجود دارد که باعث میشود همواره با ملاحظه حساب کنند که چه مسیری را طی کردهاند. بسیاری از آنها هزاران کیلومتر راه پیمودهاند و اگر این مسیر را ناشی از علاقه یا حتی نوعی بیماری بدانیم، باید گفت که مستندسازی برای بسیاری از افراد فراتر از یک شغل و حرفه است.
وی افزود: مستندسازان در بسیاری از موارد، درآمدی را که از فعالیتهای دیگر به دست میآورند، صرف مستندسازی میکنند. در سطح جهانی نیز تلویزیونها دیگر مانند گذشته هزینههای زیادی برای تولید مستند نمیپردازند؛ با این حال، مستندسازان با بودجههای اندک فیلم میسازند و آثارشان در جشنوارههای مطرح جوایز ارزشمندی کسب میکند. این مسئله نشان میدهد که علاقه و میل سیریناپذیر به دانستن، از انگیزههای اصلی فعالیت در این مسیر است.
شکیبانیا ادامه داد: این علاقه، امتیازی است که باعث میشود افراد سختیهای این مسیر را به جان بخرند و همچنان مستندساز باقی بمانند.
محمدرضا فرطوسی نیز با اشاره به کمتوجهی عمومی به سینمای مستند گفت: مستند در مجموع کمتر مورد توجه قرار میگیرد، اما گروهی از مستندسازان راه خود را پیدا میکنند و میتوانند این مسیر را بهتر طی کنند. با این حال، ما باید بهعنوان مستندساز به فیلمسازی توجه کنیم و آن را جدی بگیریم.
وی در پاسخ به پرسشی درباره دغدغه اصلی مستندسازان اظهار کرد: به نظر من، دغدغه اصلی مستندساز تأثیرگذاری است. البته این ویژگی در میان فیلمسازان بهطور عام نیز وجود دارد، اما مستندسازان این وجه را برجستهتر نشان میدهند.
فرطوسی درباره وضعیت حرفهای مستندسازی نیز توضیح داد: اینطور نیست که سینمای مستند هیچ ساختار حرفهای نداشته باشد. در این سینما، بخشی حرفهای، هرچند کوچک و آسیبپذیر، وجود دارد که افراد فعال در آن فیلم میسازند، در جشنوارهها حضور پیدا میکنند و به فعالیت خود ادامه میدهند. این جریان در ایران نیز بدنهای قوی دارد و فعالان آن در انجمنهای مختلف حضور دارند. به نظر من، این بدنه حرفهای با وجود همه دشواریها به کار خود ادامه میدهد.
شکیبانیا در پاسخ به پرسشی درباره منشأ شکلگیری موضوعات مستند گفت: موضوع مستند گاهی از سفارش میآید؛ چراکه مستندساز حرفهای نیز باید زندگی خود را بگذراند. با این حال، موضوع مستند میتواند از هر جایی شکل بگیرد و از دل موقعیتها و تجربههای مختلف بیرون بیاید.
وی در ادامه با اشاره به تأثیر تجربههای زیسته و دغدغههای اجتماعی بر آثار مستند افزود: برخی افراد گویی همواره در رنجی مستمر برای ورود و شناخت یک جامعه به سر میبرند. این رنج باعث میشود وقتی میخواهند درباره موضوعی فیلم بسازند، بیشتر به سراغ مسائل اجتماعی بروند و دغدغههای اجتماعی در آثارشان حضور پررنگی داشته باشد.
فرطوسی با بیان اینکه مخاطب معمولاً به فیلمساز اعتماد دارد و به همین دلیل هنگام تماشای فیلم گاردی در برابر آن نمیگیرد، تأکید کرد: فیلمساز مستند نیز باید مراقب باشد که از اعتماد مخاطب سوءاستفاده نکند. با این حال، در سینمای مستند با شرایطی مواجه هستیم که در آن برخی از مرزها نادیده گرفته میشوند. در چنین شرایطی، مخاطب با اعتماد به مستند آن را تماشا میکند، اما فیلمساز با طراحی و دستکاری واقعیت، این اعتماد را خدشهدار میکند. این مسئله نوعی خیانت به اعتماد مخاطب و بحرانی جدی در سینمای مستند است.
این مستندساز تصریح کرد: در فیلمهای داستانی گاهی عنوان میشود که اثر برگرفته از یک داستان واقعی است، اما در سینمای مستند نیز باید به مرزهای این گونه سینمایی پایبند باشیم و از آنها عبور نکنیم؛ چراکه چنین کاری به اعتماد مخاطب لطمه میزند.
شکیبانیا در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر لوکیشن بر فضای مستند، به تجربهای از سال ۱۳۸۵ اشاره کرد و گفت: در آن سال، یکی از مستندسازان پرافتخار فیلمی ساخت که در آن، با شاهدان و پلیس گفتوگو میکرد و صحنه قتل را بازسازی کرده بود. تماشای فیلم این احساس را به مخاطب منتقل میکرد که متهم به قتل، قاتل نیست؛ موضوعی که بعدها نیز صحت رویکرد فیلمساز را تأیید کرد.
وی ادامه داد: با این حال، جشنواره فیلم را کنار گذاشت و این ایراد را مطرح کرد که صحنهها طراحی شدهاند. در آن زمان، بازسازی و بازنمایی در سینمای مستند پذیرفته نمیشد، اما همین تجربه بعدها بهعنوان الگویی در مستندسازی مطرح شد و مورد تدریس قرار گرفت.
شکیبانیا با اشاره به مؤلفههای بازسازی در سینمای مستند اظهار کرد: بازسازی دو مؤلفه دارد و در این فرایند باید عناصر دراماتیک کشف شوند. مخاطب برای شنیدن یک قصه وقت میگذارد و هزینه میکند. در سینمای داستانی، کارگردان و نویسنده در جایگاه خالق جهان اثر قرار دارند، اما در سینمای مستند، رابطه متفاوت است و کارگردان در جایگاه خداوندگار اثر قرار نمیگیرد، بلکه باید به کشف واقعیت بپردازد.
شکیبایی تأکید کرد: دستکاری واقعیت، به شرط دروغ نگفتن و رعایت حریمها، میتواند در خدمت کشف واقعیت قرار گیرد. در سینمای مستند، فیلمساز صرفاً اجازه دارد واقعیت را کشف کند، نه اینکه آن را به دلخواه خود بسازد.
وی همچنین به مستند «بازی جنگ» اشاره کرد و گفت: در سال ۱۹۶۲، مستندی با عنوان «بازی جنگ» ساخته شد که به موضوع انفجار بمب اتمی در انگلستان میپرداخت. این فیلم با تکیه بر پژوهش و چنان واقعگرایانه ساخته شده بود که با وجود راهیابی به اسکار، نمایش آن ممنوع شد.
محمدرضا فرطوسی نیز در ادامه نشست، درباره تأثیر جهان زیسته مستندساز بر آثارش گفت: این موضوع به تمام سینما مربوط میشود؛ خاستگاه و تجربه زیسته فیلمساز به تصویر تبدیل میشود. ادبیات و هنر نیز ریشه در دوران کودکی دارند. به نظر من، جدا کردن فیلمساز از اثرش اشتباه است، چراکه تجربه شخصی او در هر فیلمی بازتاب پیدا میکند.
وی افزود: تفاوت آثار سینمایی صرفاً به تفاوت سوژهها مربوط نیست، بلکه نوع نگاه و تجربه زیسته فیلمساز نیز در این تفاوت نقش دارد. از همین رو، خاستگاه و تجربه زندگی هر فیلمساز به شکلی در آثارش منعکس میشود.
فرطوسی در پایان با تأکید بر نقش انتخاب در شکلگیری هویت اثر هنری و مستند اظهار کرد: آنچه یک اثر هنری یا مستند را متمایز میکند، گاهی همان چیزی است که در آن نشان داده نمیشود. در سینمای مستند، از مرحله شکلگیری اثر تا لحظه نمایش، همواره امکان انتخاب وجود دارد؛ اینکه فیلمساز چه چیزی را نشان دهد و چه چیزی را کنار بگذارد. همین انتخابها که در آثار هر فیلمسازی نمود پیدا میکنند، به فیلم هویت میبخشند.
فرطوسی در ادامه، در پاسخ به این پرسش که آیا فیلم مستند باید سناریو داشته باشد یا خیر، اظهار کرد: سینمای مستند نیز سناریو دارد، اما این سناریو صرفاً یک مسیر است و با سناریو در سینمای داستانی تفاوت دارد. در برخی از آثار شاخص تاریخ سینما، فیلمساز از ابتدا پاسخ پرسشهای بنیادین فیلم را نمیداند و در جریان تولید و با مشاهده خروجی کار به پاسخ میرسد.
وی افزود: این مسئله یکی از ویژگیهایی است که سینمای مستند را متمایز میکند. در مستند، ممکن است مسیر آغاز و بدنه فیلم مشخص باشد، اما روند پیشرفت آن لزوماً مطابق پیشبینیهای اولیه پیش نمیرود و باید برای کشف و مواجهه با واقعیت، انعطافپذیری وجود داشته باشد.
شکیبانیا نیز با تأکید بر ضرورت برنامهریزی در مستندسازی حرفهای گفت: از نظر حرفهای، صنعتی و فنی، مستندساز باید نقشه راه داشته باشد. البته مستندهایی نیز ساخته شدهاند که حاصل بداههپردازی و بدون طرح ذهنی قبلی بودهاند، اما این موارد را باید استثنا دانست.
وی ادامه داد: کسی که میخواهد بهصورت حرفهای مستندسازی کند، نمیتواند صرفاً پشت میز بنشیند و فیلم بسازد. اگر فیلمساز بدون مواجهه با واقعیت و بدون طی کردن فرایند لازم بخواهد مستند خود را شکل دهد، این مسئله میتواند نشانه ضعف او باشد؛ هرچند بسیاری از مستندها نیز در مرحله تدوین و پشت میز شکل میگیرند. در واقع، مستند نیز به نوعی روایت و قصه نیاز دارد.
شکیبانیا با اشاره به تفاوتهای فیلم مستند کوتاه و بلند اظهار کرد: فیلم کوتاه برای روایت قصهای کوتاه و متناسب با ظرفیتهای محدودتر این قالب ساخته میشود. تفاوت مستند کوتاه و بلند باید فراتر از مدتزمان آنها باشد؛ به این معنا که در فیلم کوتاه میتوان بیشتر به جنبههای فنی، ذوقی و زیباییشناختی پرداخت، اما فیلم مستند بلند باید بیشتر بر کنشها و مسائل انسانی و اجتماعی متمرکز باشد.
وی در پایان گفت: ذوقآزماییهای فنی و هنری میتوانند در فیلم کوتاه جایگاه پررنگتری داشته باشند، اما در مستند بلند، انتظار میرود این عناصر در خدمت پرداختن به مسائل انسانی و اجتماعی قرار گیرند.
59243
کد مطلب 2291534
-
آژانس دوستی دوباره مسافر میگیرد؛ بهرنگ توفیقی پشت فرمان فصل دوم
-
تجربه زیسته فیلمساز در مستندهایش جریان دارد/ دغدغه مستندساز تاثیرگذاری است
-
اصفهان؛ میزبان افتتاحیه جشنواره بین المللی فیلم مقاومت/ آغاز یک رویداد سینمایی از شهر امید، رشادت و شهادت
-
داریوش موفق در نقش «لیر شاه» و رضا بهبودی در نقش «ادموند» روی صحنه میروند
-
دهمین سالگرد درگذشت محمدرضا رستمی برگزار میشود
-
نویسنده «ملت عشق» از افسردگی و فشارهای دولت ترکیه گفت/ دوست دارم خودم را روحی جهانی، کوچنشین و قصهگویی دورهگرد بدانم