سیره پیامبر اکرم(ص) نشان میدهد مردمیبودن پیش از آنکه در سخن و ادعا مطرح شود، باید در شیوه زندگی و نحوه رفتار با مردم دیده شود؛ پیامبری که روی زمین مینشست، غذای ساده میخورد و حتی دعوت یک غلام برای خوردن نان جوین را میپذیرفت.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مردمیبودن را نمیتوان صرفاً با سخن گفتن از مردم یا اظهار همراهی با آنان اثبات کرد. آنچه این مفهوم را معنا میبخشد، نوع زندگی و نحوه برخورد انسان با افراد مختلف جامعه است. سیره پیامبر اکرم(ص) نمونه روشنی از چنین رفتاری است؛ حضرت بدون توجه به تشریفات، روی زمین مینشستند، غذای ساده میخوردند و حتی دعوت غلامی برای خوردن نان جوین را میپذیرفتند.
ابنعباس در روایتی، بخشی از این سبک زندگی پیامبر(ص) را نقل کرده است؛ روایتی که در آن، خبری از فاصلهگرفتن از فقرا و فرودستان یا توجه به ظواهر و جایگاههای اجتماعی نیست. پیامبر اکرم(ص) با مردم همنشین میشدند و این رفتار، بخشی از سیره عملی ایشان بود.
بنابر روایت حوزه، در ادامه، شرح این روایت در بیانات امام شهید درباره احادیث را میخوانید.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین
أَخبَرَنَا ابنُ مَخلَدٍ قَالَ: أَخبَرَنَا الخَلَدِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ القَطَّانُ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبَّادُ بنُ مُوسَی الخُتَّلِیُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو إِسمَاعِیلَ إِبرَاهِیمُ بنُ سُلَیمَانَ المُؤَدِّبُ عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ مُسلِمٍ عَن سَعِیدِ بنِ جُبَیرٍ عَنِ ابنِ عَبَّاسٍ قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه) یَجلِسُ عَلَی الأرضِ وَ یَأْکُلُ عَلَی الأرضِ وَ یَعتَقِلُ الشَّاةَ وَ یُجِیبُ دَعوَةَ المَملُوکِ عَلَی خُبزِ الشَّعِیرِ.(۱)
عَن ابن عبّاس قال: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِه) یَجلِسُ عَلَی الأرض
در این بخش از روایت، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه میکند، بیاعتنایی پیامبر(ص) به تشریفات برای نشستن است. حضرت هرگاه در مسجد بودند یا فردی در مسیر با ایشان برخورد میکرد و قصد گفتوگو داشت، منتظر فراهمشدن جایگاه ویژه نمیماندند؛ همانجا روی زمین مینشستند و با او صحبت میکردند.
وَ یَأْکُلُ عَلَی الأرض
همین سادگی در هنگام غذا خوردن نیز دیده میشد. پیامبر(ص) گاهی بدون آنکه مقدمات خاصی فراهم شود، در همان حال که روی زمین نشسته بودند غذای خود را تناول میکردند. سفرههای تجملاتی و تشریفات مربوط به غذا خوردن، بخشی از سبک زندگی ایشان نبود.
وَ یَعتَقِلُ الشَّاة
رفتار دیگری که در روایت آمده، به نگهداشتن گوسفند مربوط است. پیامبر(ص) ریسمان گوسفند را در دست میگرفتند و آن را نگه میداشتند. واژه «یَعتَقِل» از «عِقال کردن» گرفته شده و به معنای بستن و نگهداشتن است.
ممکن است چنین رفتاری برای فردی با جایگاه اجتماعی بالا، در نگاه عرفی مناسب شأن او تلقی نشود. اگر امروز فردی گوسفندی داشته باشد، شاید کمتر کسی انتظار داشته باشد خودش آن را در کوچه و خیابان به دست بگیرد؛ اما پیامبر(ص) چنین ملاحظات ظاهری را مانع این کار نمیدانستند.
وَ یُجِیبُ دَعوَةَ المَملُوکِ عَلَی خُبزِ الشَّعِیر
بخش دیگری از روایت، صحنهای بسیار گویا را بیان میکند: غلامی در جایی نشسته و نان جو میخورد. پیامبر(ص) از آن محل عبور میکنند و آن غلام حضرت را برای خوردن غذا دعوت میکند. رسول خدا(ص) دعوت او را میپذیرند و در کنارش مینشینند.
این رفتار نشان میدهد که پیامبر(ص) جایگاه اجتماعی افراد را ملاک نوع برخورد خود قرار نمیدادند. برای حضرت این معنا نداشت که چون فرد مقابل غلام است، نشستن در کنار او یا پذیرفتن دعوتش با شأن پیامبر(ص) منافات داشته باشد.
وقتی از «مردمیبودن» سخن میگوییم، مقصود دقیقاً چنین رفتاری است. مردمیبودن با تکرار این عنوان یا ادعای ارتباط با مردم به دست نمیآید. کسی مردمی است که بتواند در متن زندگی مردم حضور داشته باشد، شرایط آنان را درک کند و با اقشار مختلف جامعه احساس بیگانگی نداشته باشد.
این نکته برای ما که در لباس روحانیت هستیم، اهمیت بیشتری پیدا میکند. ممکن است در برخورد با فردی صاحبنام یا دارای موقعیت اجتماعی، رفتارمان گرم و صمیمی باشد و با حوصله به خواستههای او رسیدگی کنیم؛ حتی اگر برای انجام استخاره مراجعه کند، قرآن را باز کنیم و برای او استخاره بگیریم. اما همین میزان توجه را شاید نسبت به فردی که از نظر اجتماعی در جایگاه پایینتری قرار دارد نشان ندهیم.
چنین تفاوتی در برخورد، با روش پیامبر اکرم(ص) سازگار نیست. پیامبر(ص) با فقیر و ضعیف جامعه نیز مینشستند و با آنان معاشرت میکردند. آنچه برای حضرت اهمیت داشت، ظواهر و نشانههای معمول جلال و شکوه اجتماعی نبود.
سبک زندگی رسول خدا(ص) برای ما یک الگوی عملی است. البته قرار نیست انتظار داشته باشیم همه بتوانند دقیقاً مانند پیامبر اکرم(ص) یا امیرالمؤمنین(ع) زندگی کنند. شرایط و جایگاه آن بزرگواران با ما یکسان نیست و نمیتوان این تفاوت را نادیده گرفت.
اما تفاوت شرایط نباید باعث شود آن سیره را از خودمان دور بدانیم. آنچه اهمیت دارد این است که زندگی آنان را معیار و جهت حرکت خود قرار دهیم.
برای روشنتر شدن این معنا میتوان از مثال حرکت به سوی قله استفاده کرد. فردی که در دامنه کوه قرار دارد، ممکن است نتواند خود را به قله برساند، اما مسیر حرکتش باید رو به قله باشد. هدف او این نیست که در همان نقطه بماند؛ باید هر اندازه که میتواند در همان جهت پیش برود.
سیره پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) نیز برای ما چنین نقشی دارد؛ شاید رسیدن کامل به آن مرتبه برای ما امکانپذیر نباشد، اما باید جهت زندگی و رفتارمان به همان سمت باشد.
۱) امالی طوسی، مجلس چهاردهم، ص ۳۹۳؛ «ابن عبّاس گوید: پیامبر خدا (صلّی اللّه علیه و آله) بر زمین مینشست، و بر زمین غذا میخورد، و گوسفند به دستشان میگرفت، و دعوت بردهای را به نان جوین میپذیرفت.»
کد مطلب 2274259
-
درس بزرگ پیامبر(ص) برای روحانیون؛ چرا رسول خدا(ص) کنار فقرا و فرودستان مینشست؟
-
۱۲ عامل پنهان تفرقه در امت اسلامی؛ قرآن درباره ریشههای واگرایی چه میگوید؟
-
روایتی داستانی از زندگی پیامبر اکرم(ص) در «سیمرغ کوه قاف»
-
ایمان؛ روایتی که باید در شخصیتها جان بگیرد