آدی داسلر، بنیانگذار آدیداس، ششم سپتامبر ۱۹۷۸ برابر با ۱۵ شهریور ۱۳۵۷ درگذشت، اما میراث او همچنان بر دنیای ورزش و پوشاک سایه انداخته است؛ مردی که یک کارگاه کوچک کفاشی را به یکی از مشهورترین برندهای ورزشی جهان تبدیل کرد و نامش را برای همیشه با سه نوار آدیداس گره زد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، داستان زندگی آدولف داسلر از سوم نوامبر ۱۹۰۰ [۱۲ آبان ۱۲۷۹] آغاز میشود؛ زمانی که او به عنوان چهارمین فرزند کریستوف و پائولینه داسلر به دنیا آمد. خواهر و برادرهای بزرگترش فریتس، متولد ۱۸۹۲، ماری، متولد ۱۸۹۴، و رودولف، متولد ۱۸۹۸، بودند. در سال ۱۹۰۰، شهر هرتسوگنآوراخ در منطقه فرانکونیای میانه، که خانواده داسلر در آن زندگی میکردند، حدود چهار هزار نفر جمعیت داشت. بیشتر مردم شهر از راه کار در کارگاهها و کارخانههای متعدد کفاشی امرار معاش میکردند.
پائولینه، مادر آدولف، در خانهای در خیابان «آم هیرتنگرابن» یک رختشویخانه کوچک اداره میکرد. آدی نیز با رساندن لباسها به خانه مشتریان و بازگرداندن آنها، به مادرش کمک میکرد. اما از سوی دیگر، پدرش کریستوف داسلر که در یکی از کارخانههای کفش کار میکرد، او را با حرفهای دیگر آشنا کرد: کفاشی.
آدولف در سال ۱۹۱۳ تحصیلات مدرسه را به پایان رساند و بنا به خواست پدرش، کارآموزی نانوایی را آغاز کرد. اما آدی آیندهای برای خود در نانوایی نمیدید. علاقه اصلی او ورزش بود؛ علاقهای که با دوست دوران کودکیاش، فریتس زِلاین، نیز در آن شریک بود. این دو به ورزشهای مختلف، از دوومیدانی، فوتبال، بوکس و هاکی روی یخ گرفته تا پرتاب نیزه، اسکی و پرش با اسکی علاقه داشتند.
آدی و فریتس چنان شیفته ورزش بودند که در اوقات فراغت، خود را در نقش دونده، مهاجم فوتبال یا مبارز تصور میکردند. بنابراین چندان عجیب نبود که کار در نانوایی برای آدی جذابیتی نداشته باشد. او پس از پایان دوره کارآموزی و عمل به وعدهای که به پدرش داده بود، مسیر دیگری را برای زندگیاش انتخاب کرد.

۱۹۲۰ تا ۱۹۲۲؛ روحیه ابتکار و نخستین تولید کفشهای ورزشی
آدی داسلر، که خود ورزشکاری فعال و توانمند بود، در عین حال مشاهدهگری دقیق نیز به شمار میرفت. او متوجه شده بود ورزشکاران رشتههای مختلف، کفشهای تخصصی متناسب با نیازهای هر رشته در اختیار ندارند و این مسئله از نظر او یک نقطهضعف بود. ایده آدی ساده اما مهم بود: اگر ورزشکاران کفشهایی بپوشند که متناسب با رشته ورزشیشان طراحی شده باشد، عملکرد بهتری خواهند داشت.
از همینجا ایدهای شکل گرفت که مسیر زندگی او را تعیین کرد و بعدها ورزش را دگرگون ساخت: دنیای ورزش به کفشهای تخصصی، حرفهای و اختصاصی برای هر رشته نیاز داشت. آدی باور داشت کفشی که بهدرستی طراحی و ساخته شده باشد، میتواند به موفقیت بیشتر ورزشکار کمک کند. از آن پس، هدف او این بود که با ساخت کفش بهتر، به ورزشکاران برای رسیدن به عملکردی بهتر کمک کند.
اما پیش از آنکه بتواند این بلندپروازی را دنبال کند، بار دیگر مجبور شد به وظایفی که دیگران برایش تعیین کرده بودند عمل کند. در ژوئن ۱۹۱۸، در ماههای پایانی جنگ جهانی اول، آدی که هنوز ۱۸ ساله نشده بود، به خدمت سربازی اعزام شد و تا اکتبر ۱۹۱۹ در ارتش خدمت کرد.
وقتی بازگشت، ایده ساخت کفشهای تخصصی ورزشی آنقدر در ذهنش شکل گرفته بود که رختشویخانه مادرش را به کارگاه کفاشی تبدیل کرد. او در سال ۱۹۲۰، با همکاری کفاش باتجربهای به نام کارل تِسِش، ساخت کفشهای ورزشی و صندل را آغاز کرد.
آلمان پس از جنگ جهانی اول درگیر رکود و بحران اقتصادی شد و شرایط برای تأسیس موفق یک کسبوکار چندان مناسب نبود. در چنین شرایطی، مواد اولیه کفش از کجا باید تأمین میشد و چه کسی توان خرید آن را داشت؟ آدی برای تأمین معاش، کفشهای مردم هرتسوگنآوراخ را تعمیر میکرد و برای آغاز تولید کفشهای ورزشی نیز از موادی استفاده میکرد که پیشتر برای مصارف نظامی تولید شده بودند.
پس از جنگ، نهتنها مواد اولیه کمیاب بود، بلکه وضعیت برقرسانی در آلمان نیز مناسب نبود. با این حال، آدی روحیهای مبتکر داشت. او با استفاده از تسمهها، یک دستگاه فرز چرم را به دوچرخهای متصل کرد که روی تیرکهای چوبی قرار داشت. نخستین کارمندش، یوزف «زِپ» اِرهارت، با رکاب زدن دوچرخه نیروی لازم برای به حرکت درآمدن دستگاه را تأمین میکرد.
آدی برای معرفی محصولاتش، نمونههایی از کفشها را برای باشگاههای ورزشی منطقه میفرستاد تا بازیکنان، مدیران و مربیان با کیفیت کار او آشنا شوند. نتیجه، دریافت سفارشهای متعدد بود. او در ساعتهای طولانی و با دقت فراوان به اصلاح و تکمیل مدلهایش ادامه میداد و حتی کفشهای جدید را خودش نیز امتحان میکرد.

۱۹۲۳ تا ۱۹۲۷؛ تأسیس کارخانه کفش ورزشی برادران داسلر
رودولف، برادر آدی که دو سال از او بزرگتر بود، در ابتدا مسیر متفاوتی را انتخاب کرده بود و برای پلیس شدن آموزش میدید. اما اندکی پس از پایان دوره آموزشی، در اول ژوئیه ۱۹۲۳ [۹ تیر ۱۳۰۲]، آدی او را به کسبوکار نوپای خود وارد کرد.
آنها نام شرکت را «کارخانه کفش ورزشی برادران داسلر» (Gebrüder Dassler Sportschuhfabrik) گذاشتند و در اول ژوئیه ۱۹۲۴ [۱۰ تیر ۱۳۰۳] آن را در دفتر ثبت تجاری ثبت کردند.
دو برادر، مسئولیتهای کاری را براساس تواناییهایشان میان خود تقسیم کردند. آدی که علاقه زیادی به ورزش داشت، هدایت بخش توسعه فنی را برعهده گرفت و رودولف مسئول فروش و بازاریابی شد. به نظر میرسید این دو بهخوبی مکمل یکدیگرند: آدی مخترعی آرام و متمرکز بود و رودولف فروشندهای اجتماعیتر و برونگرا.
در دو سال نخست که از نظر مالی دوران دشواری بود، ۱۲ کارگر روزانه حدود ۵۰ جفت کفش تولید میکردند. در میان محصولات آنها نخستین کفشهای فوتبال با استوکهای چرمی [میخهای زیر کفش] و کفشهای دوومیدانی با میخهای فلزی نیز به چشم میخورد.
دو برادر با همکاری یکدیگر از شرایط دشوار اقتصادی عبور کردند و در سال ۱۹۲۶، تقاضا برای محصولاتشان به طور چشمگیری افزایش یافت. کارگاه خانوادگی دیگر پاسخگوی نیاز آنها نبود. بنابراین آدی و رودولف تصمیم گرفتند فضای تولید بلااستفاده یکی دیگر از شرکتهای هرتسوگنآوراخ را که در نزدیکی ایستگاه قطار قرار داشت، در اختیار بگیرند.
آنها در محل جدید ماشینآلات بیشتری نصب کردند و تعداد کارکنان را به ۲۵ نفر رساندند. تولید نیز به روزانه ۱۰۰ جفت کفش افزایش یافت.

۱۹۲۸ تا ۱۹۳۶؛ موفقیتهای المپیکی و ازدواج با کِته
در سال ۱۹۲۸، بازیهای المپیک تابستانی در آمستردام برگزار شد. برای آدی، حضور در چنین جشن بزرگ جهانی ورزش، آن هم با کفشهایی که خودش طراحی کرده بود، اهمیت زیادی داشت. او مصمم بود در این صحنه جهانی ثابت کند ورزشکاران حرفهای، با کفش مناسب، میتوانند سریعتر بدوند، بالاتر بپرند و مدالهای بیشتری به دست آورند.
آدی یک جفت کفش دوومیدانی را که خودش طراحی کرده بود، به لینا رادکه، دونده آلمانی دوهای استقامت، داد. هریک از این کفشها شش میخ داشت. رادکه با پوشیدن کفشهای داسلر وارد رقابت شد و تنها پس از ۲ دقیقه و ۱۶٫۸ ثانیه، مسابقه را برد و رکورد جدید جهانی ثبت کرد. مدال طلای او در دوی ۸۰۰ متر، نظریه آدی را تأیید کرد و جهان شاهد بود که با کفشهای تولیدشده در کارگاه داسلر میتوان سریعتر، بالاتر و دورتر رفت.
آدی از این موفقیت به عنوان اثبات «ایده المپیکی» خود یاد میکرد: ورزشکاری که کفش مناسب داشته باشد، میتواند عملکرد بهتری از خود نشان دهد.
در سال ۱۹۲۹، برادران داسلر درباره شراکت خود به توافق رسیدند و حقوق و وظایف هریک از دو شریک را مشخص کردند. در همان سال، نخستین ثبت اختراعهای آنها نیز انجام شد.
از سال ۱۹۳۰، یوزف وایتسر به توسعه کفشهای داسلر کمک کرد. او که مربی تیم ملی دوومیدانی آلمان و خود نیز ورزشکاری سابق بود، دانش فنی و تجربه فراوانی در اختیار داشت. آدی داسلر و وایتسر، هر کدام از مسیر خود، هدف مشترکی را دنبال میکردند: وایتسر میخواست تیم دوومیدانی آلمان را به موفقیتهای بزرگ برساند و آدی میخواست شواهد بیشتری به دست آورد که ورزشکاران با پوشیدن کفشهای داسلر میتوانند از رقبایی که این کفشها را نمیپوشند، عملکرد بهتری داشته باشند.
در سال ۱۹۳۲، بازیهای المپیک بعدی در لسآنجلس برگزار شد و تعداد ورزشکارانی که با کفشهای داسلر وارد رقابتها شدند، بیش از هر زمان دیگری بود. اما اتفاق مهم دیگری نیز در همان سال برای آدی رخ داد. او تصمیم گرفت در مدرسه فنی کفشسازی پیرماسنس تحصیل کند. آدی در این شهر که به «شهر کفش» شهرت داشت، دانش خود را درباره کفاشی، فنون کسبوکار و ساخت الگو و مدلهای کفش افزایش داد و در همانجا با عشق بزرگ زندگیاش، کاتارینا «کِته»، آشنا شد؛ دختر فرانتس مارتس، تولیدکننده سرشناس قالبهای کفش. آدی و کِته در ۱۷ مارس ۱۹۳۴ [۲۶ اسفند ۱۳۱۲] با یکدیگر ازدواج کردند.
مدتی بعد، خواهر کِته، ماریانه، به هرتسوگنآوراخ نقل مکان کرد. او در شرکت داسلر مشغول به کار شد و با کمک به نگهداری از کودکان، از خواهرش حمایت میکرد. چراکه آدی و کِته صاحب پنج فرزند شدند: هورست، تنها پسر خانواده، در سال ۱۹۳۶ به دنیا آمد و پس از او اینگه (۱۹۳۸)، کارین (۱۹۴۱)، بریگیته (۱۹۴۶) و کوچکترین دخترشان، زیگرید (۱۹۵۳)، متولد شدند.
در سال ۱۹۳۶، با میزبانی برلین از بازیهای المپیک، آدی نخستین فرصت جدی را پیدا کرد تا کفشهایش را در کشور خودش و در برابر چشم جهانیان به نمایش بگذارد. المپیک برلین به سکوی پرتابی برای شرکت تبدیل شد و آدی کفشهای خود را در اختیار ورزشکاران متعددی از سراسر جهان قرار داد.
در میان مشهورترین آنها، جسی اوونز، دونده آمریکایی، قرار داشت. او با پوشیدن کفشهای میخدار تولیدشده توسط کارخانه برادران داسلر، یکی از درخشانترین مسابقات دوران ورزشی خود را رقم زد و چهار مدال طلای المپیک به دست آورد.
کفشهای سبکوزن داسلر ساق کوتاهی داشتند و به شش میخ با آرایش ویژه مجهز بودند. موفقیت اوونز توجه دنیای ورزش را به خود جلب کرد و آدی نیز از این صحنه جهانی به بهترین شکل برای معرفی محصولاتش بهره برد. ورزشکارانی که کفشهای داسلر را پوشیده بودند، درمجموع دو رکورد جهانی و سه رکورد المپیک ثبت کردند و هفت مدال طلا، پنج نقره و پنج برنز به دست آوردند.

یوزف وایتسر در نامهها و کارتپستالهای خود،
به طور مرتب برادران داسلر را از تجربه ورزشکاران با کفشهای دوومیدانی آنها مطلع میکرد.
هامبورگ، ۴ ژوئن ۱۹۳۲ [۱۴ خرداد ۱۳۱۱]
آقایان محترم،
روز گذشته مسابقه امدادی ۴ در ۱۰۰ متر با حضور کُرینگ، لائورس، بورشمایر و یونات برگزار شد.
بورشمایر از کفشها بسیار راضی است.
یونات کفشهایش را که از ما گرفته بود به من نشان داد؛ کاملاً سالم و بینقص بودند،
فقط میخهای کف کفشها دیگر فرسوده شدهاند.
میخهای باریک فنلاندی در پیستهای سخت خیلی سریع ساییده میشوند.
رِکناگل باید آنها را محکمتر و مقاومتر کند،
یا اینکه ما باید میخهای کف کفشهای سبک مخصوص دوندگان سرعت را کمی ضخیمتر کنیم.
امروز به بوخوم میروم و آنجا با بهترین دوندگان سرعت دیدار خواهم داشت.
پس از آن، اطلاعات بیشتری برایتان خواهم نوشت.
با بهترین احترامات،
وایتسر
۱۹۳۷ تا ۱۹۴۵: آلمان نازی و سالهای جنگ
اندکی پس از آنکه حزب کارگران سوسیالیست ملی آلمان، معروف به حزب نازی، در سال ۱۹۳۳ به قدرت رسید، آدی و برادرش رودولف برای پیوستن به این حزب تحت فشار قرار گرفتند. عضویت در حزب برای ادامه فعالیت اقتصادی آنها ضروری بود و مهمترین عاملی که آنها را به پذیرش این تصمیم سوق داد، مسئولیتی بود که در قبال حفظ شغل بیش از ۱۰۰ کارگر شرکت داشتند. مخالفت با عضویت در حزب میتوانست به کسبوکار آنها آسیب بزند و امنیت شغلی کارکنان را به خطر بیندازد.
آدی علاقهای به آنچه نازیها «جنبش» مینامیدند نداشت و هرگز فعالیت سیاسی نکرد. برای او، آنچه بیش از همه اهمیت داشت، رقابت ورزشی بود. از همین رو، دانش فنی خود را در اختیار ورزش گذاشت و به عنوان ناظر لیگ ورزشی «جوانان هیتلری» در شهر فعالیت کرد. هدف او صرفاً حمایت از ورزشکاران بود؛ فارغ از گرایش سیاسی، باور مذهبی یا قومیت آنها. اینکه آدی در المپیک ۱۹۳۶، در شرایطی که رهبران نازی با حضور او در آلمان مخالف بودند، کفشهای داسلر را در اختیار جسی اوونز، ورزشکار سیاهپوست آمریکایی، قرار داد، نشاندهنده بیعلاقگی او به سیاست بود.
در سال ۱۹۳۸، آدی و رودولف برای پاسخ به افزایش تقاضایی که پس از المپیک برلین ایجاد شده بود، کارخانه دیگری در خیابان وورتسبورگر در هرتسوگنآوراخ افتتاح کردند. در آن زمان، ۱۱۸ کارگر روزانه هزار جفت کفش برای ۱۱ رشته ورزشی مختلف تولید میکردند.
اما سپس ضربهای سنگین از راه رسید که برای همیشه بر کسبوکار و رابطه شخصی دو برادر تأثیر گذاشت: جنگ جهانی دوم. جنگ، موفقیتهای ورزشی و اقتصادی برادران داسلر را محدود کرد و فعالیت کارخانه آنها را در مقاطعی تقریباً به طور کامل متوقف کرد.
با آغاز جنگ در سال ۱۹۳۹، آدی و رودولف هر دو موظف شدند خود را برای خدمت سربازی معرفی کنند. آدی از اواسط ژوئیه ۱۹۴۰ به عنوان اپراتور بیسیم در نیروی هوایی آلمان خدمت کرد. کاهش شدید تولید در پی جنگ، برادران را وادار کرد کارخانهای را که به «کارخانه شماره ۲» معروف بود و در خیابان وورتسبورگر قرار داشت، تعطیل کنند.
در ۲۳ ژانویه ۱۹۴۱ [۳ بهمن ۱۳۱۹]، آدی از خدمت نظامی مرخص شد و به کارخانه برادران داسلر دستور داده شد ۱۰ هزار و ۵۰۰ جفت کفش ورزشی برای ارتش آلمان تولید کند.

در خیابان وورتسبورگر هرتسوگنآوراخ، که در سال ۱۹۳۸ راهاندازی شد.

مجموعه «گِماینشافت شوهه» در برلین،
وضعیت شرکتش را توضیح داده و تلاش کرده است از تعطیلی کارخانه کفش خود جلوگیری کند.

که به دستور ورماخت انجام شده بود، مطلع کردند.
صفحه ۱ از ۱
در کنار فشارهای بیرونی، در اوایل دهه ۱۹۴۰ اختلافات درونی نیز میان دو برادر آشکار شد. آدی و رودولف بر سر مسائل تجاری با یکدیگر اختلاف نظر داشتند. برای آدی، توسعه و بهبود کفشها در اولویت بود، در حالی که رودولف بیش از هر چیز بر جریان نقدینگی و سودآوری شرکت تمرکز داشت.
با اعزام رودولف به خدمت سربازی در سال ۱۹۴۳، اختلاف میان دو برادر شدت گرفت. رودولف معتقد بود آدی توانایی و دانش لازم برای اداره شرکت را ندارد. او در دوران غیبتش میخواست از تمام تصمیمهای تجاری شرکت مطلع باشد و علاوه بر آن پیشنهاد کرد همسرش، فریدل، از طرف او امور شرکت را پیگیری کند.
آدی با این پیشنهاد مخالفت کرد، زیرا آن را مغایر با توافق قبلی میان دو برادر میدانست؛ توافقی که براساس آن، در صورت غیبت یکی از آنها، برادر دیگر وظایف هر دو شریک را برعهده میگرفت.
این اختلاف که در چندین نامه بهتدریج لحنی خصمانه پیدا کرده بود، رابطه دو برادر را بهشدت و به شکلی جبرانناپذیر آسیب زد. پیوند میان آنها عملاً از هم گسسته بود و جداییشان تنها مسئله زمان به نظر میرسید.
آدی با وجود اختلاف با برادرش، در سالهای جنگ با جدیت به اداره شرکت ادامه داد؛ بیش از هر چیز برای اینکه شغل کارمندان زن کارخانه را حفظ کند، زنانی که همسرانشان برای جنگ به جبهه رفته بودند.
در سال ۱۹۴۳، کارخانه داسلر تنها شرکت در آلمان بود که همچنان به تولید کفشهای ورزشی ادامه میداد. اما کمبود مواد اولیه، بهویژه چرم، و افزایش شمار کارگرانی که به خدمت نظامی فراخوانده میشدند، توان کارخانه برای پاسخگویی به سفارشها را کاهش داده بود. حتی برای ارتش آلمان نیز تولید کفش ورزشی در اولویت قرار نداشت، زیرا منابع موجود در درجه نخست به صنایع تسلیحاتی اختصاص مییافت.
در ۲۸ اکتبر ۱۹۴۳ [۵ آبان ۱۳۲۲]، آلبرت اشپیر، وزیر وقت تسلیحات و تولید جنگی آلمان، دستورالعملی برای تخصیص نیروی کار به صنایع دفاعی صادر کرد. این دستور، کارخانه کفش داسلر را همان روز مجبور به توقف تولید کرد.
آدی به رودولف مشکوک شد و گمان میکرد برادرش این توقف فعالیت را ترتیب داده تا زمینه اعزام او به جنگ را فراهم کند. ماشینآلات و نیروی انسانی کارخانه به خدمت تلاشهای جنگی درآمدند و کارخانه داسلر، از نوامبر ۱۹۴۳ تا پایان جنگ، تحت قراردادهای فرعی با شرکتهای محلی، به تولید قطعات تسلیحات پرداخت.

که آدی داسلر در روند بازنگری در سوابق سیاسی پس از جنگ،
در رده «مجرم کماهمیت» (Minderbelasteter) قرار گرفته است.
این تغییر ردهبندی در پی نامه رفع اتهامی بود که آدی شخصاً نوشته بود
و همچنین اظهارات اشخاص ثالث در حمایت از او انجام شد.
کارخانه کفش نیز اجازه یافت فعالیت خود را از سر بگیرد، هرچند تحت نظارت یک امین اداره میشد.
صفحه ۱ از ۱

اداره امور اموال و جبران خسارت ایالت بایرن
(Landesamt für Vermögensverwaltung und Wiedergutmachung)
در نامهای به تاریخ ۳ فوریه ۱۹۴۷ [۱۴ بهمن ۱۳۲۵] به او اجازه داد بار دیگر
به عنوان مدیرعامل شرکت فعالیت کند.
در همین نامه، حقوق ماهانه آدی نیز ۴۰۰ رایشمارک تعیین شده بود.
صفحه ۱ از ۱
۱۹۴۵ تا ۱۹۴۷؛ سالهای پس از جنگ
دو سال دشوار برای آدی، رودولف و خانوادههایشان از ماه مه ۱۹۴۵ آغاز شد. پس از پایان جنگ، آدی تلاش میکرد کسبوکار و تولید کفشهای ورزشی را سرپا نگه دارد. دولت آمریکا نیز علاقهمند بود او در این کار موفق شود؛ چراکه آمریکاییها در تلاش بودند اقتصاد آلمان را احیا کنند.
به واسطه ارتباط آدی با افسران آمریکایی که از ۱۶ آوریل ۱۹۴۵ [۲۷ فروردین ۱۳۲۴] در خانه خانواده داسلر مستقر شده بودند، او توانست به باقیمانده برخی مواد و تجهیزات جنگی دسترسی پیدا کند و از آنها برای ازسرگیری تولید کفش استفاده کند. با ابتکار و خلاقیت، موادی مانند پارچه لاستیکیِ مخازن سوخت هواپیما، برزنت چادر و لاستیک قایقهای بادی را به کفش ورزشی تبدیل میکردند. این مواد به اندازه چرم مناسب نبودند، اما در آن شرایط جایگزینی ضروری به شمار میرفتند.
با این حال، آدی نتوانست کارخانه را از بحران دیگری که در سال ۱۹۴۶ گریبانگیر آن شد، حفظ کند. در جریان روند نازیزدایی، او به عنوان عضو حزب نازی طبقهبندی شد و از مالکیت یک کسبوکار منع شد.
آدی برای دفاع از خود توانست با شهادت بسیاری از کارکنان و چهرههای سرشناس هرتسوگنآوراخ ثابت کند که هرگز از حامیان فعال حزب نازی نبوده است. یکی از دوستان یهودی او نیز در ادای شهادتی رسمی سوگند یاد کرد که آدی او را به خانه خود پناه داده و از او در برابر نازیها محافظت کرده بود.
در ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۶ [۸ مرداد ۱۳۲۵]، مقامهای مسئول اتهامات علیه آدی را کاهش دادند. طبقهبندی او به «مجرم کماهمیت» (Lesser Offender / Minderbelasteter) تغییر یافت، برایش دو سال دوره آزمایشی تعیین شد و اجازه یافت تحت نظارت یک امین، فعالیت خود را در شرکت از سر بگیرد.
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۴۶ [۳۱ شهریور ۱۳۲۵]، میزان وابستگی آدی به حزب بار دیگر مورد بازنگری قرار گرفت و اینبار او در رده خفیفتر «پیرو» (Follower / Mitläufer) قرار گرفت. چند ماه بعد، در فوریه ۱۹۴۷، سرانجام به او اجازه داده شد به عنوان مالک، مدیریت شرکت را دوباره در دست بگیرد.


نکته قابلتوجه، حرف «i» دستنویس در نام شرکت است.
صفحه ۱ از ۱

۱۹۴۸–۱۹۴۹؛ جدایی برادران و تولد سه خط آدیداس
در سال ۱۹۴۸، آدی و برادرش رودولف تصمیم گرفتند راه خود را از یکدیگر جدا کنند. این جدایی، پیامد قابل پیشبینی سالها اختلاف بود؛ اختلافهایی که با اتهام رودولف مبنی بر اینکه آدی باعث بازداشت و نگهداری یکساله او در سال ۱۹۴۵ شده است، شدت بیشتری گرفت. آدی این اتهام را رد کرد و توانست بیاساسی آن را ثابت کند.
این جدایی، بازگشتی نداشت. تفاوتهای شخصیتی دو برادر و دیدگاههای متضادشان درباره شیوه اداره کسبوکار، نهتنها به زیان شرکت بود، بلکه به تهدیدی برای ادامه فعالیت آن تبدیل شده بود. پس از این جدایی تلخ، دو برادر دیگر هرگز با یکدیگر صحبت نکردند. آدی کارخانه نزدیک ایستگاه قطار را حفظ کرد و رودولف کارخانه واقع در خیابان وورتسبورگر را در اختیار گرفت و شرکت «پوما» را تأسیس کرد. حدود دو سوم کارکنان تصمیم گرفتند همراه آدی بمانند؛ بسیاری از آنها در بخش توسعه محصولات و تولید فعالیت میکردند.
آدی ابتدا شرکت خود را با نام «آدولف داسلر – تولید کفشهای ورزشی ویژه» و عنوان تجاری «addas» ثبت کرد. اما در سال ۱۹۴۹، هنگام ثبت رسمی شرکت در ۱۸ اوت [27 مرداد 1328]، حرف «i» را با دست به فرم ثبت اضافه کرد؛ زیرا نام «addas» پیشتر توسط شرکتی که کفش کودکان تولید میکرد، استفاده شده بود.
یک سال پیش از آن، آدی یک کفش فوتبال طراحی کرده بود که در آن سه نوار موازی به کار رفته بود. این نوارها ثبات بیشتری برای کفش و پای بازیکن ایجاد میکردند. آنچه در ابتدا یک نوآوری فنی بود، بهتدریج کفشهای آدی را از نظر ظاهری نیز متمایز کرد و سه نوار سرانجام به نشان تجاری شرکت تبدیل شدند.

در «اتاق بوندسلیگا» در کارخانه کفش گرد هم میآمدند.

۱۹۵۰–۱۹۵۳؛ مهماننوازی بیحدومرز و جهش با کفشهای استوکدار
با فروکش کردن آشوبهای جنگ جهانی دوم و نهایی شدن جدایی دو برادر، دههای تازه و موفق برای آدی آغاز شد. کِته نیز بیش از گذشته در کسبوکار همسرش نقش گرفت و تمرکز اصلی او بر رونق روزافزون فروش بود. آدی و کِته، در کنار اداره شرکتی که با سرعت در حال رشد بود، نزد ورزشکاران و توزیعکنندگان به عنوان میزبانانی صمیمی و خوشبرخورد شهرت داشتند. ستارههای ورزشی و مشتریانی از سراسر جهان به خانه داسلرها میآمدند تا درباره کفش ورزشی ایدهآل گفتوگو کنند و در این میان، دوستیهای بسیاری با چهرههای افسانهای ورزش شکل گرفت؛ ازجمله سپ هربرگر، سرمربی تیم ملی فوتبال آلمان.
از این نظر، کِته با حفظ رازداری، توانایی برقراری ارتباط با افراد دارای پیشینههای فرهنگی متفاوت و سازگاری چشمگیر خود، در مرکز تیم آدیداس قرار داشت. او نزد خردهفروشان و چهرههای بانفوذ دنیای ورزش، به عنوان نماینده برند مورد احترام و اعتماد بود و در میان کارکنان نیز به عنوان کسی شناخته میشد که به دغدغههایشان گوش میداد و برای حل آنها اقدام میکرد. یکی از مهمترین دستاوردهای کِته این بود که توانست نبوغ فنی آدی را به موفقیت تجاری تبدیل کند.
برای آدی، کِته مهمترین مشاورش بود و آزادی عمل لازم را برای او فراهم میکرد تا بر علاقه و بزرگترین نقطه قوتش تمرکز کند. آدی، برای مثال، با وسواس حرکات و سازوکار بدن ورزشکاران را مطالعه میکرد. او حتی پس از پنجاهسالگی، همچون گذشته، در رشتههای ورزشی مختلف فعالیت میکرد تا از نزدیک شناختی به دست آورد که برای طراحی فناوری کامل کفش به آن نیاز داشت. آدی میخواست نیازهای عملی ورزشکار را به طور کامل درک کند و باور داشت این امر تنها زمانی ممکن است که خودش با فشارها و الزامات هر رشته از نزدیک آشنا باشد.
او بر پایه این تجربهها برای دوندگان و ورزشکاران رشتههای دوومیدانی، فوتبالیستها، تنیسبازها، اسکیبازان صحرانوردی، بوکسورها، بسکتبالیستها، بولینگبازها، شمشیربازان و بسیاری دیگر کفش طراحی کرد. حتی برای تیراندازان نیز کفشهای ویژهای ساخت تا ثبات بیشتری هنگام تیراندازی داشته باشند. پیش از آدی داسلر، بسیاری از ورزشکاران اساساً کفش ورزشی حرفهای را تجربه نکرده بودند.
نکتهای که آدی را از دیگران متمایز میکرد این بود که «شف» یا «رئیس» ــ لقبی که در شرکت به او داده بودند ــ نهتنها کارها را متفاوت انجام میداد، بلکه بسیاری از آنها را برای نخستینبار انجام میداد. نوآوریهای او در سراسر دنیای ورزش زبانزد شده بود. هر ورزشکاری که با کفش خود مشکلی داشت، راهی هرتسوگنآوراخ میشد تا آدی داسلر را ملاقات کند.
در گفتوگو با ورزشکاران، خجالتی بودن و درونگرایی آدی از میان میرفت. او زبان آنها را میفهمید، چون خودش را یک ورزشکار میدانست. به دغدغههایشان گوش میداد و برای یافتن راهحل، از هیچ هزینهای برای برآورده کردن نیازهای ورزشکار دریغ نمیکرد. معاصرانش او را جاهطلب، خلاق و خستگیناپذیر توصیف میکردند.
هنگامی که مسابقات ورزشی از تلویزیون پخش میشد، آدی با تمرکز فراوان مقابل تلویزیون مینشست و حرکت پاهای ورزشکاران را با دقت زیر نظر میگرفت. یادداشتهای دستنویس بسیاری از سالهای بزرگسالی او به جا مانده که نشاندهنده اشتیاقش به جزئیات است؛ دفترچههای یادداشت همیشه در گوشهوکنار خانه در دسترس بودند تا او بتواند در هر ساعتی از شبانهروز، ایدهها و نکتههایی را که به ذهنش میرسید، یادداشت کند.

سپ هربرگر، سرمربی تیم ملی فوتبال آلمان دیده میشود.
۱۹۵۴–۱۹۵۹؛ میخهای جداشدنی و قهرمانی جهان در سال ۱۹۵۴
آدی به دلیل دانش و مهارت فنی خود، به طور مرتب تیم ملی فوتبال آلمان را همراهی و به اعضای آن مشاوره میداد. او که در تیم با لقب «کفاش ملی» شناخته میشد، به مشکلات بازیکنان درباره کفشهایشان گوش میداد و پیش از هر مسابقه، با توجه به وضعیت آبوهوا و زمین، درباره نوع میخهای قابل تعویضی که باید روی کفشهایشان استفاده کنند، به آنها مشاوره میداد. جملهای که سپ هربرگر، سرمربی تیم ملی آلمان، خطاب به آدی میگفت، بعدها به جملهای افسانهای تبدیل شد: «آدی، میخها رو ببند!»
در دیدار فینال جام جهانی ۱۹۵۴ در سوئیس، آلمان مقابل مجارستان، یکی از مدعیان اصلی قهرمانی، قرار گرفت. آدی در وقت استراحت بین دو نیمه، میخهای بلندتری را به کفش بازیکنان آلمان بست. این تغییر سریع باعث شد آلمانیها روی زمین گلآلود و خیس بر اثر باران، از چسبندگی و ثبات بیشتری برخوردار شوند. میخهای بلند آنها تمیز از سطح زمین بیرون میآمد، در حالی که گل و لای به میخهای کوتاه بازیکنان مجارستان میچسبید و کفشهای سنگین آنها را سنگینتر میکرد. آلمان درنهایت با پیروزی غافلگیرکننده ۳ بر ۲، قهرمان شد و این مسابقه در تاریخ با عنوان «معجزه برن» ماندگار شد. برای آدیداس نیز میخهای پیچیِ جداشدنی به نقطه عطفی تعیینکننده تبدیل شدند.
آدیداس تا سال ۱۹۵۲ تنها کفش تولید میکرد. اما در آن سال، یک ساک ورزشی به نخستین محصول غیرکفشی شرکت تبدیل شد. پس از آن، پوشاک، توپ و محصولات متعدد دیگری با سه خط معروف آدیداس به بازار آمدند. در سال ۱۹۵۵ کارخانه هرتسوگنآوراخ توسعه یافت و در سال ۱۹۵۹ شرکت کارخانهای در فرانسه تأسیس کرد که مدیریت آن را پسر آدی برعهده گرفت. هورست نیز مانند پدرش شیفته ورزش بود و استعداد قابلتوجهی در کسبوکار داشت. او شعبه فرانسه را در مسیر رشد و توسعه هدایت میکرد و همواره سودآوری را نیز در نظر داشت.
چهار دختر خانواده، اینگه، کارین، بریژیت و زیگرید، نیز از سنین پایین در کسبوکار خانوادگی فعال بودند. اینگه ارتباطات شرکت با جامعه ورزشی آلمان را تقویت میکرد. کارین مسئول اطلاعیههای مطبوعاتی، تبلیغات و روابط عمومی بود. بریژیت مشتریان بینالمللی را مدیریت میکرد و زیگرید مسئولیت بخش منسوجات را برعهده داشت. ماریان، خواهر کِته، نیز تا زمان بازنشستگی مسئول فروش در سراسر آلمان بود و به عنوان یکی از اعضای تیم مدیریتی شرکت فعالیت میکرد.

۱۹۶۰ تا ۱۹۷۷؛ موفقیت جهانی
در دهه ۱۹۶۰، شرکت آدیداس ۵۵۰ کارمند داشت و به بزرگترین تولیدکننده کفشهای ورزشی در جهان تبدیل شده بود. تا پایان این دهه، این برند با سه نوار معروف خود، ۱۶ کارخانه داشت و روزانه ۲۲ هزار جفت کفش تولید میکرد.
با این حال، آدی داسلر همچنان مردی فروتن بود. او هرگز به دنبال جلب توجه نبود و بهندرت با رسانهها مصاحبه میکرد. علاقه اصلی او آزمودن اختراعات جدید، پرورش ایدههای تازه و تبدیل آنها به محصولات کاربردی بود. او در تمام این فرایند خلاقانه، با دقت، جدیت، نظم و البته خلاقیت کار میکرد.
داسلر در طول سالها صدها اختراع را برای محافظت از ایدههایش در برابر رقبا ــ از جمله پوما ــ به ثبت رساند. مشهورترین نوآوریهای او عبارت بودند از: بهبود مداوم میخهای پیچی کفشهای فوتبال، استفاده از میخهای قابل تعویض برای دوندگان دوومیدانی و بهکارگیری زیرههای نایلونی برای کاهش چشمگیر وزن کفش.
آدی تنها به کارکرد کفش توجه نداشت؛ کاهش وزن نیز یکی از دغدغههای اصلی او بود. از همان ابتدا، انعطافپذیری و وزن کم، کفشهای او را از محصولات رقبایش متمایز میکرد. برای رسیدن به این اهداف، آدی تولید چرمهای نازک، مقاوم و سبک را تشویق میکرد و تأمینکنندگان نیز تمام تلاش خود را برای برآورده کردن خواسته او به کار میگرفتند. وزن مدلهای جدید بهتدریج به نصف کاهش یافت و وزن هر کفش به تنها ۱۴۰ گرم رسید.
با این حال، چیزی فراتر از پاداشهای ناشی از نوآوری فنی، انگیزه آدی را تأمین میکرد. موفقیت «ورزشکاران خودش» که پیوند عاطفی عمیقی با آنها احساس میکرد، برای او هم تأییدی بر فلسفهاش بود و هم انگیزهای برای ادامه مسیر.
در آغاز این دهه، آدی با همکاری نزدیک پزشکان ارتوپد و متخصصان پزشکی ورزشی، به توسعه کفشهای پیشرفته ورزشی روی آورد. این همکاری به تولید کفشهای تخصصی برای فوتبالیستها و ورزشکاران دوومیدانی مصدوم انجامید.
یکی از مشهورترین نمونهها، کفش سفارشی اوه زلر بود که با پدگذاری و بندهای اضافی در قسمت پاشنه طراحی شده بود. زلر به دلیل آسیبدیدگی تاندون آشیل، بدون این کفش نمیتوانست در بازی افسانهای برابر انگلستان در ورزشگاه ومبلی به میدان برود. آدی داسلر با طراحی این کفش ویژه، مانع خروج زودهنگام زلر از مسابقه شد.
محبوبیت و اعتبار آدی داسلر تنها به عرصه ورزش محدود نماند و دریافت دو نشان افتخار ویژه نیز گواه آن بود. او در سال ۱۹۶۸ نشان «صلیب شایستگی جمهوری فدرال آلمان، درجه یک» (Bundesverdienstkreuz Erster Klasse) را دریافت کرد و در سال ۱۹۷۴ نیز ایالت بایرن با اعطای «نشان شایستگی بایرن» (Bayerischen Verdienstorden) از او تقدیر کرد.
افتخارات، نوآوریها و سالهای پایانی
آدی داسلر تنها در عرصه ورزش مورد تقدیر قرار نگرفت و دریافت دو نشان افتخاری ویژه، گواهی بر این موضوع است. او در سال ۱۹۶۸ نشان «صلیب شایستگی جمهوری فدرال آلمان، درجه یک» (Bundesverdienstkreuz Erster Klasse) را دریافت کرد و در سال ۱۹۷۴ نیز ایالت بایرن با اعطای «نشان شایستگی بایرن» (Bayerischer Verdienstorden) از او تقدیر کرد.
چالشی منحصربهفرد: اندکی پیش از برگزاری بازیهای المپیک مکزیکوسیتی در سال ۱۹۶۸، پیستهای خاکستر با سطحی مصنوعی و روکشلاستیکی جایگزین شدند. این سطح در شرایط خشک زبر بود، اما هنگام خیس شدن لغزنده میشد. میخهای بلند کفشهای دوومیدانی آن زمان دیگر مناسب نبودند، زیرا بیش از حد در سطح جدید فرو میرفتند و در آن گیر میکردند. رقبای آدی برای حل این مشکل، کفشهایی با تعداد زیادی سوزن ظریف طراحی کردند که به «کفشهای برسمانند» (Brush Shoes) معروف شدند؛ اما کمیته المپیک به دلیل افزایش احتمال آسیبدیدگی ورزشکاران، استفاده از این نوع کفش را ممنوع کرد.
آدی راه دیگری را انتخاب کرد و قطعهای مثلثیشکل و کند را به عنوان میخ کفش طراحی کرد که در سطح پلاستیکی پیست گیر نمیکرد و فشار واردشده بر تاندون آشیل ورزشکاران را نیز به شکل محسوسی کاهش میداد. نتیجه این نوآوری را میشد در تعداد مدالهایی که ورزشکاران در بازیهای المپیک ۱۹۷۲ مونیخ به دست آوردند، بهوضوح دید؛ بخش عمده این مدالها متعلق به دوندگان بود و ۸۰ درصد مدالهای اهداشده به ورزشکاران دوومیدانی، به دوندگانی رسید که کفش آدیداس به پا داشتند.
در سال ۱۹۷۱، محمدعلی و جو فریزر هر دو هنگام رویارویی در مدیسن اسکوئر گاردن نیویورک، در مسابقه معروف «مبارزه قرن» کفشهای بوکس آدیداس به پا داشتند. یک سال بعد، تنیسباز آمریکایی، استن اسمیت، با کفشهای طراحیشده توسط آدی داسلر قهرمان ویمبلدون شد. چند دهه بعد، همان مدل کفش تنیس دوباره در قالب مجموعه افسانهای «Originals» تولید شد و به یکی از محبوبترین کفشهای روزمره در جهان تبدیل شد.
در دهه ۱۹۷۰، با حرفهایتر شدن هرچه بیشتر ورزش و افزایش نقش پول، آدی تحمل چندانی نسبت به ورزشکارانی نداشت که صرفاً براساس میزان دستمزدی که دریافت میکردند، تولیدکننده تجهیزات ورزشی خود را انتخاب میکردند. او در تمام زندگیاش تنها یک خواسته داشت: ورزشکاران کفشهای او را به این دلیل انتخاب کنند که بهترین کفش موجود در بازار است و میتواند آنها را به بزرگترین موفقیتها برساند.
اعتماد ورزشکاران به روحیه نوآورانه آدی، تنها به دنیای ورزش قهرمانی محدود نمیشد. در سال ۱۹۶۳، چند ورزشکار از او خواستند کفشی کاربردی طراحی کند که بتوانند آن را در رختکن و بهتر از آن، حتی هنگام دوش گرفتن بپوشند. آدی داسلر به این درخواست پاسخ داد و نتیجه، آدیلِت (Adilette)، نوعی صندل مدرن با روکش لاستیکی، بود. آن زمان کسی تصور نمیکرد این محصول آدیداس نهتنها به یکی از پرفروشترین محصولات شرکت تبدیل شود، بلکه به جایگاهی کالتگونه نیز دست یابد و دههها بعد همچنان به عنوان کفشی روزمره مورد استفاده مردم باشد.
آدی در سال ۱۹۶۷ نخستین گرمکن دوومیدانی را تولید کرد که سه نوار معروف آدیداس روی آن نقش بسته بود. ورزشکاران میتوانستند این لباس کاربردی را پیش و پس از مسابقات بپوشند. این اقدام، به نوعی پایهگذار گسترش پوشاک ورزشی به بازار پوشاک روزمره شد و همزمان، میزان دیده شدن عمومی نشان تجاری آدیداس را به شکل چشمگیری افزایش داد.
با این حال، دهه ۱۹۷۰ تنها با تحولات مثبت همراه نبود. آدی با از دست دادن اعضای خانوادهاش روبهرو شد و به آخرین بازمانده نسل خود تبدیل شد. برادرش، رودولف، در ۲۷ اکتبر ۱۹۷۴ [5 آبان 1353] درگذشت و پس از او، برادر بزرگترشان، فریتس، در دسامبر ۱۹۷۵ از دنیا رفت. ماریا، تنها خواهر برادران داسلر، نیز پیشتر در ژوئیه ۱۹۵۸ و در ۶۴ سالگی درگذشته بود.

۱۹۷۸ تا ۱۹۸۴: درگذشت آدی و کِته داسلر و ادامه میراث آنان
در سال ۱۹۷۸، آدی داسلر نخستین فرد غیرآمریکایی بود که به «تالار مشاهیر صنعت کالاهای ورزشی» (National Sporting Goods Industry Hall of Fame) راه یافت. چند ماه بعد، در ۶ سپتامبر [15 شهریور 1357]، او پس از یک بیماری کوتاه و در میان اعضای نزدیک خانوادهاش درگذشت. با مرگ او، عنوان «شف» (Chef) به معنای رئیس یا مدیر نیز از میان رفت؛ چراکه همه آدی را با همین عنوان خطاب میکردند. پس از مرگ او، دیگر هیچکس در آدیداس «شف» نامیده نشد.
کته، که تا آن زمان عمدتاً مسئول فروش و صادرات شرکت بود، رهبری آدیداس را برعهده گرفت. او سالها یکی از نیروهای محرک شرکت بود و تجربه و مهارت کافی برای اداره کسبوکار و ادامه میراث کاری آدی را داشت. کته داسلر آدیداس را به موفقیتهای تجاری بیشتری رساند. چهار سال پس از مرگ آدی، شرکت با تولید روزانه بیش از ۲۸۰ هزار جفت کفش همچنان بزرگترین تولیدکننده کالاهای ورزشی در جهان بود.
در دهه ۱۹۸۰، رقابت جهانی در بازار کالاهای ورزشی وارد مرحله تازهای شد و کسبوکار خانوادگیای که آدی و کته بنا کرده بودند، برای شرایط بهسرعت در حال تغییر بازار آمادگی لازم را نداشت. کته چالشهای پیش روی شرکت را تشخیص داد و نگران بود که میراث کاری آدی از دست برود. او اختلافات داخلی خانواده، ناشی از فعالیتهای شرکت در فرانسه، را کنار گذاشت و از پسرش هورست خواست به هرتسوگنآوراخ بازگردد و مدیریت شرکت مادر را برعهده بگیرد.
از آن پس، هورست داسلر با تکیه بر هوش تجاری خود و ارتباطات نزدیکش با سازمانهای ورزشی بینالمللی، مدیریت کل شرکت را در دست گرفت و دیگر صرفاً مسئول فعالیتهای آدیداس در فرانسه نبود.
در ۳۱ دسامبر ۱۹۸۴، [10 دی 1363]، کته داسلر به طور غیرمنتظره بر اثر نارسایی قلبی درگذشت. مرگ آدی و کته نقطه عطفی مهم در تاریخ شرکت بود؛ تغییری که در آن زمان، پیامدهایش برای آینده آدیداس قابل پیشبینی نبود.


پس از ۱۹۸۴: درگذشت هورست داسلر، بحران و موفقیتهای آدیداس در دوران معاصر
پس از درگذشت کِته، هورست در سال ۱۹۸۵ رهبری شرکت را برعهده گرفت. او راهبردی را دنبال کرد که هدفش گسترش موفقیت آدیداس در بازار سبک زندگی بود. علاوه بر ورزشکاران، ستارههای موسیقی پاپ و چهرههای مشهور نیز سه نوار آدیداس را به تن میکردند. به این ترتیب، تبِ «کتانی» فراگیر شد و افراد جوان و مسن، محصولات آدیداس را به عنوان بخشی از پوشش روزمره خود میپوشیدند.
در ۹ آوریل ۱۹۸۷ [20 فروردین 1366]، هورست داسلر به طور ناگهانی و در ۵۱ سالگی درگذشت و دورهای از تحولات و تغییر مسیرهای پیاپی در شرکت ادامه یافت. وارثان خانواده داسلر، مدیریت شرکت را به یک مدیر حرفهای سپردند و برای نخستینبار، آدیداس دیگر توسط یکی از اعضای خانواده داسلر اداره نمیشد. آدیداس تحت مدیریت جدید وارد بحرانی حیاتی شد. بازار کفشهای ورزشی اشباع شده بود و رقبای شرکت قدرتمندتر شده بودند. در کنار رقیب دیرینه، پوما، شرکت ریباک و رقبای آمریکایی مانند نایکی، رهبر بازار جهانی، نیز پس از تثبیت جایگاه خود در بازار مهم ایالات متحده، به بازار اروپا هجوم آورده بودند.
در هرتسوگنآوراخ، مدیران آدیداس افزایش محبوبیت دویدن تفریحی و آماتوری را به اشتباه نادیده گرفته و نتوانسته بودند از این روند بهره ببرند. آدیداس در سال ۱۹۸۹ دهها میلیون مارک زیان ثبت کرد. چهار دختر آدی و کِته که اکنون مالک شرکت بودند، با تصمیمی سرنوشتساز روبهرو شدند: آیا برای تأمین سرمایه، شرکت را وارد بورس کنند یا حاصل یک عمر تلاش آدی و کِته را بفروشند؟ برای دختران، این تصمیم بسیار تلخ بود، اما برای نجات آدیداس، گزینه فروش را انتخاب کردند.
تاجر فرانسوی، برنار تاپی، هدایت این معامله را برعهده گرفت و با در اختیار داشتن ۸۰ درصد سهام، به مالک اصلی شرکت تبدیل شد. با این حال، او نتوانست برنامه موفقی برای بازگرداندن آدیداس به مسیر رشد اجرا کند. این روبر لویی-دریفوس بود که پس از خرید شرکت، در سال ۱۹۹۳ ریاست هیأتمدیره را برعهده گرفت و در سال ۱۹۹۵ آدیداس را وارد بورس کرد و توانست این شرکت را بار دیگر به صدر صنعت محصولات ورزشی بازگرداند.
در سال ۲۰۰۱، هربرت هاینر مدیرعامل شرکت آدیداس شد. او به همراه اریش اشتامینیگر، از کارکنان باسابقه آدیداس، به ریشههای شرکت بازگشتند؛ به اصول بنیادینی که آدی داسلر از ابتدا در این برند نهادینه کرده بود. آدیداس دریافت که تاریخ تولد و مسیر شکلگیری این شرکت، در مقایسه با رقبای آمریکایی، یک مزیت بازاریابی کمنظیر است؛ زیرا برخلاف یک محصول صنعتی که میتوان آن را تقلید یا بازتولید کرد، تاریخ جذاب آدیداس هرگز قابل تکرار نیست.
از آن زمان، آدیداس بار دیگر ارتباط نزدیکی با بنیانگذار خود، آدی داسلر، پیدا کرد. امروزه هر کفشی که سه نوار آدیداس را بر خود دارد، بازتابی از روحیه خلاق و نوآورانه آدی و عشق پایانناپذیر او به ورزش است؛ در حالی که مقر اصلی آدیداس همچنان در هرتسوگنآوراخ قرار دارد. این شرکت با بیش از ۵۰ هزار کارمند در سراسر جهان و درآمدی بالغ بر دهها میلیارد یورو، دومین تولیدکننده بزرگ محصولات ورزشی در جهان است. آدیداس در سال ۲۰۱۶ بهترین نتایج تاریخ خود را به ثبت رساند؛ درآمد شرکت با ۱۸ درصد افزایش به ۱۹.۲۹ میلیارد یورو رسید و سود نیز با رشد ۴۱ درصدی، از یک میلیارد یورو فراتر رفت؛ رشدی که قویترین میزان افزایش طی نزدیک به ۲۰ سال بود.
مدیرعامل وقت آدیداس، کاسپر رورستد، اهل دانمارک بود و در اول اکتبر ۲۰۱۶ این سمت را برعهده گرفت. او و کارکنان آدیداس، با تکیه بر فرهنگ کاری شرکت که همچنان به اصول بنیادین بنیانگذار آن وفادار است و با پشتوانه تاریخی که از دل بحرانهای شخصی، سیاسی و تجاری عبور کرده، خود را برای ادامه دادن میراث آدی داسلر آماده کردهاند؛ میراثی که آدیداس را از یک تولیدکننده کفش ورزشی برای یک ملت، به برندی برای تمام جهان تبدیل کرد.
منبع: www.adidassler.org
۲۵۹
کد مطلب 2270754
-
دختر نحیف کفشدوز چگونه محبوب فتحعلیشاه و بانوی قدرتمند دربار شد؟
-
سرگذشت مردی که «آدیداس» را ساخت/ «آدی داسلر» که بود و چه کرد؟
-
عکس/ «فوزیه فواد» در کنار خواهرش فائزه و در مصر؛ سال ۱۳۱۷
-
وقتی این فرمانده ایرانی پرچم انگلیس را در قشم پایین کشید
-
نوید کلهرودی: «روشنفکری دینی» سروش شکست خورد / مجموعهای از ایدهها و تصورات ریشهدار از مشروطه تا امروز تداوم یافتهاند
-
عکس/ «فوزیه فواد» در کنار خواهرش فائزه و در مصر؛ سال ۱۳۱۷
-
عکس/ نمایی از اوراقچیهای میدان شوش در دهه ۵۰