سواد خانواده |چه چیزی نوجوان را در خلوت مجازی از گناه بازمی‌دارد؟

سواد خانواده |چه چیزی نوجوان را در خلوت مجازی از گناه بازمی‌دارد؟

در روزگاری که نوجوانان می‌توانند در خلوت خود به انواع محرک‌های جنسی و محتوای نامناسب دسترسی داشته باشند، نظارت والدین همیشه امکان‌پذیر نیست؛ حجت‌الاسلام محسن عباسی‌ولدی با تأکید بر نقش «ایمان»، معتقد است نیرویی که می‌تواند در نبودِ ناظر بیرونی نوجوان را از گناه بازدارد، باید از درون او شکل گرفته باشد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مدیریت غریزه جنسی و محافظت از سلامت نسل جوان در برابر موج گسترده محرک‌های فرهنگی، با تکیه صرف بر محاسبات کمی و ابزارهای مادی امکان‌پذیر نیست؛ زیرا ماهیت این غریزه با «لذت درونی» گره خورده و ابزارهای نظارت بیرونی نیز در خلوت‌های شخصی نمی‌توانند بازدارندگی کامل ایجاد کنند. از این رو، پایدارترین عامل برای کنترل این تکانه‌ها، شکل‌گیری و تقویت «ایمان قلبی» بر اساس منظومه «حب و بغض فی‌الله» است.

خانواده‌های امروز در شرایطی قرار دارند که مرزهای فرهنگی بیش از گذشته درهم تنیده شده و کودکان و نوجوانان به‌راحتی در معرض انواع محرک‌ها و آسیب‌های فضای مجازی قرار می‌گیرند. در چنین فضایی، پرداختن به «تربیت جنسی» دیگر موضوعی انتخابی نیست، بلکه ضرورتی جدی برای حفظ سلامت نسل آینده است؛ چراکه بی‌توجهی به این مسئله می‌تواند پیامدهای سنگینی به همراه داشته باشد و جریان‌های مختلف نیز با بهره‌گیری از ابزارهای گوناگون، بر انحراف و تحریک غرایز جوانان تمرکز کرده‌اند.

بنابر روایت حوزه، در همین زمینه، حجت‌الاسلام والمسلمین محسن عباسی‌ولدی در مجموعه جلساتی درباره این مسئله مهم، نکات عمیق و کاربردی متعددی را مطرح کرده‌اند که با هدف بهره‌مندی والدین، مربیان و همه دغدغه‌مندان عرصه تربیت، تقدیم مخاطبان می‌شود.

مروری بر مباحث جلسه گذشته

غریزه جنسی در ذات خود با «لذت» ارتباط دارد؛ بنابراین، توجه به نقش و جایگاه لذت در این غریزه، یکی از اساسی‌ترین نکاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر همین اساس، یک پرسش مهم مطرح می‌شود: آیا می‌توان با ابزارها و سازوکارهای بیرونی، بر لذتی که منشأ آن در درون انسان است غلبه کرد؟

بخش قابل توجهی از محرک‌های جنسی، منشأ ذهنی دارند و به همین دلیل، نظارت صرفاً بیرونی نمی‌تواند به‌طور کامل آنها را کنترل یا هدایت کند. حتی آگاهی‌بخشی نیز اگر پشتوانه یک نیروی درونی را نداشته باشد، به‌تنهایی نمی‌تواند راه‌حلی اساسی برای مدیریت این غریزه باشد.

وقتی لذت از درون سرچشمه می‌گیرد و عوامل ایجادکننده آن نیز در بسیاری از مواقع خارج از محدوده نظارت کامل دیگران قرار دارد، کنترل پایدار آن نیز نیازمند یک عامل درونی است؛ عاملی که اصیل و ریشه‌دار باشد و بتواند از درون انسان را هدایت کند. این عامل همان «ایمان» است.

جایگاه ایمان در مدیریت غریزه جنسی

ایمان صرفاً یک باور زبانی یا ذهنی نیست؛ بلکه حقیقتی است که به قلب انسان راه پیدا می‌کند. هر اندازه این باور عمیق‌تر و ریشه‌دارتر باشد، قدرت بیشتری برای تأثیرگذاری بر گفتار، رفتار، افکار و غرایز انسان خواهد داشت.

از همین رو، خطاب به والدین، مربیان، استادان و مبلغان باید گفت که برای تحلیل مسائل دینی نمی‌توان تنها با نگاه مادی و محاسبات کمّی، یعنی همان نگاه «دو دو تا چهار تا»، پیش رفت. اگر این پیش‌فرض‌های مادی کنار گذاشته نشوند، مفاهیم دینی به عمق جان انسان راه پیدا نمی‌کنند و در نهایت نیز به رفتار و عمل تبدیل نخواهند شد.

در مواجهه با این مسئله باید نگاهی توحیدی داشت؛ نگاهی که خداوند را محور همه چیز قرار می‌دهد. چه کسی انسان را آفریده است؟ خداوند. چه کسی غریزه جنسی و میل به لذت را در وجود انسان قرار داده است؟ باز هم خداوند.

پس وقتی قرار است این غریزه مدیریت شود، چرا باید برای یافتن راه‌حل، سراغ هر دری جز درگاه خداوند رفت؟ از منظر توحیدی، رجوع به خالق انسان برای یافتن راه مدیریت مخلوق، منطقی‌ترین مسیر است.

ایمان؛ روی دیگر سکه محبت

برای شناخت حقیقت ایمان، باید به نکته‌ای اساسی توجه داشت: ایمان در حقیقت روی دیگر «محبت» است. هنگامی که از باور قلبی سخن می‌گوییم، در عمق این مفهوم، محبتی نسبت به متعلق ایمان وجود دارد. بنابراین، ایمان به خدا را می‌توان در تعبیری عمیق‌تر، محبت به خداوند دانست.

قرآن کریم می‌فرماید:

«وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ»

یعنی: «کسانی که ایمان آورده‌اند، محبتشان به خدا شدیدتر است.»

در روایات نیز پیوند میان ایمان و محبت مورد تأکید قرار گرفته است. امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرمایند:

«هَلِ الْإِیمَانُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ؟»

یعنی: «آیا ایمان چیزی جز حب و بغض است؟»

بر این اساس، ایمان به خدا تنها به معنای پذیرش یک گزاره اعتقادی نیست؛ بلکه به معنای دوست داشتن خداوند و در ادامه، محبت داشتن نسبت به هر آن چیزی است که رنگ و جهت الهی دارد.

«حب و بغض فی‌الله»؛ عامل بازدارندگی از درون

نتیجه طبیعی ایمان و محبت واقعی به خداوند آن است که نظام «حب و بغض» در وجود انسان درونی شود. مؤمن حقیقی، آنچه را خداوند دوست دارد، دوست می‌دارد و نسبت به آنچه مورد رضایت و محبت خدا نیست، احساس بیزاری و کراهت پیدا می‌کند.

در چنین تعریفی، ایمان از یک مفهوم صرفاً ذهنی خارج شده و به یک نیروی عملی و درونی تبدیل می‌شود؛ نیرویی که می‌تواند در برابر لذت‌های کاذب و وسوسه‌های غریزی مقاومت ایجاد کند.

در میان نیروهای مختلفی که رفتار و انتخاب‌های انسان را شکل می‌دهند، نیرویی بالاتر از محبت وجود ندارد. محبت مانند کیمیایی است که می‌تواند احساسات، افکار، نیازها و علایق انسان را تغییر دهد. با این حال، ما گاهی قدرت واقعی محبت را در مدیریت وجود انسان نادیده می‌گیریم.

وقتی علاقه و تعلق انسان به خداوند در وجود او ریشه‌دار شود، اولویت‌های زندگی نیز تغییر می‌کند. انسانِ عاشق، فقط به دلیل یک دستور بیرونی از آنچه محبوبش نمی‌پسندد فاصله نمی‌گیرد، بلکه به سبب همان محبت، خود نیز نسبت به آن امر احساس کراهت پیدا می‌کند.

اینجاست که مهار درونی شکل می‌گیرد؛ جایی که محبت به خدا می‌تواند جای لذت‌های زودگذر را بگیرد و انسان را در برابر محرک‌های غریزی به خویشتن‌داری برساند.

محکم‌ترین دستگیره ایمان چیست؟

امام صادق(علیه‌السلام) گفت‌وگویی را از پیامبر اکرم(صلوات‌الله‌علیه‌وآله) و اصحاب ایشان نقل می‌کنند که در آن، درباره «محکم‌ترین دستگیره ایمان» پرسش شد.

هر یک از اصحاب پاسخی دادند؛ گروهی نماز را مطرح کردند، برخی زکات را، عده‌ای روزه را و دیگران حج، عمره و جهاد را نام بردند.

پیامبر اکرم(صلوات‌الله‌علیه‌وآله) ضمن تأیید ارزش و فضیلت همه این اعمال، فرمودند:

«محکم‌ترین دستگیره ایمان، حب در راه خدا، بغض در راه خدا، دوستی با اولیای خدا و بیزاری از دشمنان خداست.»

بر این اساس، «حب و بغض فی‌الله» استوارترین دستگیره ایمان معرفی شده است؛ نیرویی که می‌تواند درونی‌ترین انتخاب‌های انسان را تحت تأثیر قرار دهد. کسی که بخواهد بدون تکیه بر چنین ایمان عمیقی، صرفاً با ابزارهای بیرونی غرایز خود را مدیریت کند، در واقع تلاش چندانی برای حل ریشه‌ای مسئله نکرده است.

سواد خانواده |چه چیزی نوجوان را در خلوت مجازی از گناه بازمی‌دارد؟

چگونه می‌توان از نوجوان خواست از یک لذت پنهان چشم‌پوشی کند؟

اکنون باید به یک پرسش جدی‌تر توجه کرد: اگر نوجوانی ماهیت غریزه جنسی و شدت لذت آن را به‌خوبی می‌شناسد و در عین حال می‌داند که می‌تواند این لذت را به‌صورت آسان و پنهانی تجربه کند، چه چیزی می‌تواند او را از این کار بازدارد؟

به‌خصوص اگر در محیط اطراف او چنین رفتاری نه‌تنها قبیح شمرده نشود، بلکه به شکل‌های مختلف عادی‌سازی یا حتی تشویق شود، چگونه می‌توان از او خواست که از این لذت در دسترس صرف‌نظر کند؟

طبیعی است که در چنین شرایطی این پرسش در ذهن والدین و مربیان شکل بگیرد که آیا می‌توان ایمان را در نوجوان و جوان تا اندازه‌ای عمیق و استوار کرد که در چنین موقعیت‌هایی بتواند نقش بازدارنده داشته باشد؟ این دغدغه، پرسشی جدی و قابل تأمل است و بررسی راهکارهای عملی آن، موضوع مباحث جلسات آینده خواهد بود.

یک مثال ساده برای درک نقش ایمان

برای روشن‌تر شدن موضوع، مثالی را در نظر بگیرید که برای بسیاری از افراد آشناست.

سه نوجوان وارد رستورانی می‌شوند که هم غذاهای سنتی دارد و هم فست‌فود. هر سه نفر پیتزا سفارش می‌دهند. پس از مدتی، پیتزاهای تازه، خوش‌بو و خوش‌رنگ به همراه نوشابه روی میز آنها قرار می‌گیرد؛ غذایی که ظاهر و بوی آن اشتهابرانگیز است.

یکی از نوجوانان زودتر از بقیه تکه‌ای از پیتزا را برمی‌دارد و پس از خوردن آن، با هیجان می‌گوید: «وای، نمی‌دانی چقدر خوشمزه است!» دو دوست دیگر نیز با اشتیاق آماده خوردن می‌شوند.

در همین لحظه، پیرمردی که در میز کناری نشسته و غذای سنتی می‌خورد، ناگهان می‌گوید: «ببینید! این پیتزا با گوشت خوک درست شده است؛ این کالباس از گوشت خوک است!»

یکی از نوجوانان که تکه پیتزا را تا نزدیکی دهانش برده، بی‌تفاوت پاسخ می‌دهد: «خب باشد!» وقتی به او گفته می‌شود خوردن گوشت خوک حرام است، باز هم پاسخ می‌دهد: «خب باشد، ولی خیلی خوشمزه است!» و به خوردن ادامه می‌دهد.

نوجوان سوم نیز لحظه‌ای دست نگه می‌دارد. دوستانش از او می‌پرسند چرا نمی‌خوری و می‌گویند: «مگر نشنیدی چه گفت؟»

او پاسخ می‌دهد: «گفتند گوشت خوک است؛ خوشمزه است، اما من نمی‌خورم.»

دوستانش استدلال می‌کنند: «پولش را داده‌ای!» اما او می‌گوید: «باشد، پول را که پس نمی‌دهند و پیتزا را هم پس نمی‌گیرند، اما دلیل نمی‌شود چیزی را که حرام است بخورم.»

با وجود تمام این حرف‌ها، او همچنان از خوردن پیتزا خودداری می‌کند.

چه چیزی در وجود این نوجوان وجود دارد که در آن دو نفر دیگر نیست؟ پاسخ، «ایمان» است؛ ایمان به خدا و باور به احکام الهی. او از درون به این باور رسیده است که نمی‌تواند کاری برخلاف حکم خدا انجام دهد.

وقتی لذت، جای حکم را می‌گیرد

در همین هنگام صاحب پیتزافروشی از راه می‌رسد و متوجه می‌شود که دو نوجوان مشغول خوردن هستند اما نوجوان سوم میلی به غذا ندارد. دوست او توضیح می‌دهد که این نوجوان به دلیل تصور وجود گوشت خوک در کالباس، از خوردن پیتزا خودداری می‌کند.

پیرمرد نیز از گوشه‌ای بلند می‌شود و می‌گوید: «بچه‌ها، من شوخی کردم! این کالباس از گوشت خوک نیست؛ فقط گفتم نخورید چون ضرر دارد.»

صاحب پیتزافروشی برای اطمینان دادن به نوجوان، او را به آشپزخانه می‌برد و کالباس، علامت حلال و مشخصات شرکت تولیدکننده را به او نشان می‌دهد تا مشخص شود مشکلی در آن وجود ندارد.

نوجوان که حالا مطمئن شده پیتزا حلال است، دوباره قاچی از آن برمی‌دارد. پیرمرد این بار توصیه دیگری مطرح می‌کند: «دست‌کم غذای سالم بخورید! من آبگوشت می‌خورم؛ قیمت آن هم چندان تفاوتی ندارد و حتی ممکن است ارزان‌تر باشد. چرا غذایی مثل پیتزا می‌خورید که برای بدن ضرر دارد؟ به جای نوشابه هم دوغ بخورید که برای بدن مفیدتر است.»

اما همان نوجوانی که دقایقی قبل به دلیل تصور حرام بودن غذا از خوردن آن صرف‌نظر کرده بود، اکنون با خیال راحت به دوستانش می‌گوید: «حاج‌آقا، بخورید و ببینید چقدر خوشمزه است! لذت ببرید.»

جرعه‌ای نوشابه می‌نوشد و با هیجان از لذت آن صحبت می‌کند.

پیرمرد هم در پاسخ می‌گوید: «عزیز من، همین هوایی که تنفس می‌کنیم آلوده است؛ ذهنت را درگیر این مسائل نکن و از زندگی لذت ببر.»

سواد خانواده |چه چیزی نوجوان را در خلوت مجازی از گناه بازمی‌دارد؟

ایمان؛ نیرویی که در خلوت هم حضور دارد

اکنون سؤال اصلی این است: چه چیزی سبب شد آن نوجوان، در لحظه‌ای که گمان می‌کرد با خوردن پیتزا مرتکب حرام می‌شود، از لذت آن چشم بپوشد؟

آیا چیزی جز ایمان می‌توانست در چنین موقعیتی نقش بازدارنده داشته باشد؟

پس چرا گمان می‌کنیم نمی‌توان نوجوانان و فرزندان را مؤمن تربیت کرد؟

این مثال برای آن مطرح شد که نشان دهد در موضوع حساس «تربیت جنسی» نباید مسئله را ساده دید و همه امید را به راهکارهای نظارتی یا صرفاً آگاهی‌بخشی بست. این ابزارها در جایگاه خود لازم هستند و باید مورد استفاده قرار گیرند، اما در نهایت نقش آنها فرعی است.

اگر ایمان پشتوانه این اقدامات نباشد، بسیاری از این راهکارها ریشه‌دار و ماندگار نخواهند بود. تکیه افراطی بر ابزارهای نظارتی ممکن است انسان را یا به ناامیدی برساند یا به یک آرامش و اطمینان کاذب گرفتار کند.

چه چیزی نوجوان را در خلوت مطلق از گناه بازمی‌دارد؟

اگر همین مثال را به عرصه تربیت جنسی منتقل کنیم، شرایط بسیار متفاوت می‌شود.

نوجوان ممکن است در فضایی قرار بگیرد که هیچ‌کس او را نمی‌بیند و تصور کند می‌تواند در خلوت کامل به لذتی دست پیدا کند که دیگران از آن باخبر نخواهند شد. حتی ممکن است در معرض تصاویر و فیلم‌های تحریک‌کننده قرار بگیرد و به او گفته شود که تماشای آنها لذت زیادی دارد.

در چنین شرایطی، وقتی به او می‌گوییم «این کار را انجام نده» یا «این فیلم را نبین»، یک سؤال اساسی مطرح می‌شود: چرا نباید این کار را انجام دهد؟

وقتی هیچ ناظر بیرونی حضور ندارد، چه نیرویی می‌تواند او را در همان خلوت از گناه بازدارد؟

چه عاملی می‌تواند نوجوان را در برابر اصرار و وسوسه دوستان و همسالانش مقاوم کند تا سراغ محتوای نامناسب نرود؟

این همان پرسش مهمی است که باید جدی گرفته شود.

خطاب به پدران و مادران باید گفت: مراقب سرمایه‌های تربیتی خود باشید و آنها را بیهوده صرف امور فرعی نکنید. وقت، انرژی و دغدغه‌های خود را تنها به ابزارهای نظارتی و آگاهی‌بخشی محدود نکنید. این امور زمانی مفید و اثرگذار خواهند بود که جایگاه واقعی خود را حفظ کنند.

نظارت و آگاهی‌بخشی، با وجود اهمیت و ضرورتشان، زمانی می‌توانند نتیجه مطلوب بدهند که بر پایه‌ای محکم‌تر به نام «ایمان» استوار باشند؛ وگرنه در برابر خلوت‌های واقعی انسان، توان بازدارندگی کافی نخواهند داشت.

اکنون بحث را در همین‌جا متوقف می‌کنیم. مفهوم «ایمان» نکات و مباحث تکمیلی دیگری نیز دارد که ان‌شاءالله در ابتدای جلسه آینده به آن پرداخته خواهد شد.

برای شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.

کد مطلب 2271475

  • سواد خانواده |چه چیزی نوجوان را در خلوت مجازی از گناه بازمی‌دارد؟

    سواد خانواده |چه چیزی نوجوان را در خلوت مجازی از گناه بازمی‌دارد؟

  • ببینید| قرآن منسوب به خط امیرالمؤمنین(ع) در نمایشگاه بغداد؛ اثری که توجه بازدیدکنندگان را جلب کرد

    ببینید| قرآن منسوب به خط امیرالمؤمنین(ع) در نمایشگاه بغداد؛ اثری که توجه بازدیدکنندگان را جلب کرد

  • آیا فقط قرآن خواندن کافی است؟ از «تلاوت» تا «قرآن‌زیستی»

    آیا فقط قرآن خواندن کافی است؟ از «تلاوت» تا «قرآن‌زیستی»

  • احکام | فروش کالای معیوب و نگفتن عیب؛ خریدار چه حقی دارد؟

    احکام | فروش کالای معیوب و نگفتن عیب؛ خریدار چه حقی دارد؟

  • وقتی رنج، ابزار دیده‌شدن می‌شود؛ نمایش مداوم درد در فضای مجازی چه بلایی سر اعتماد مردم می‌آورد؟

    وقتی رنج، ابزار دیده‌شدن می‌شود؛ نمایش مداوم درد در فضای مجازی چه بلایی سر اعتماد مردم می‌آورد؟

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha