سوژه دیجیتال برای دیده‌شدن با سیستم می‌جنگد/ نظریه‌های کلاسیک در عصر الگوریتم بازسازی می‌شوند/  مهندسی ذهن و بدن در بستر پلتفرم‌ها

سوژه دیجیتال برای دیده‌شدن با سیستم می‌جنگد/  نظریه‌های کلاسیک در عصر الگوریتم بازسازی می‌شوند/  مهندسی ذهن و بدن در بستر پلتفرم‌ها

این سه بسط، در صورتی که با شواهد تجربی (مطالعات موردی، مصاحبه، تحلیل داده‌ی رفتاری) پشتیبانی شوند، می‌توانند گامی در مسیر تبدیل جامعه‌شناسی دیجیتال از یک حوزه‌ی موضوعی پراکنده به یک دستگاه نظری منسجم باشند ، همانند شرایطی که برای تبدیل‌شدن یک حوزه به مکتب کلاسیک می توان قائل بود: هستی‌شناسی مستقل (سوژه‌ی دیجیتال سه‌لایه)، پیوند با متون بنیان‌گذار (مید، بوردیو، فوکو)، و توان تعمیم فراتر از موضوع مبدأ.

گروه اندیشه: مرتضی قلبی در سایت انجمن جامعه شناسی، در باره جامعه شناسی دیجیتال. از نظر او جامعه‌شناسی دیجیتال، هنوز فاقد هسته‌ی نظری منسجمی است که آن را به یک «مکتب» به معنای کلاسیک تبدیل کند. جامعه‌شناسی دیجیتال به رغم گسترش روزافزون، همچنان از غیبت یک هسته‌ی نظری منسجم رنج می‌برد و برای دستیابی به status یک مکتب کلاسیک، نیازمند بازسازی معماری مفهومی نظریه‌های پیشین در بستر پلتفرم‌هاست. این نوشتار با عبور از تقلیل‌گراییِ افزودنِ پیشوند دیجیتال، سه مفهوم بنیادین را فرموله می‌کند: «دیگری تعمیم‌یافته‌ی الگوریتمی» که ذهن کنشگر را در تقابل با تصور ناظر محاسباتی می‌کاود، «عادت‌واره‌ی دیجیتال» که بازتولید نابرابری و سلیقه‌ی الگوریتم‌پسند را در بدن و عملکردهای خودکار ردیابی می‌کند، و «قدرت/دانش الگوریتمی» (دیتاپتیکان) که اعمال قدرت فوکویی را نه از راه سرکوب، بلکه از طریق مدیریت بی‌سر و صدای دیده‌شدن سامان می‌دهد. این مثلث نظری، با پیوند زدن مید، بوردیو و فوکو، تصویری سه‌بعدی و منسجم از سوژه‌ی دیجیتال فراهم می‌آورد. این یادداشت را در ادامه می خوانید:

****

۱- مقدمه: جامعه‌شناسی دیجیتال!

جامعه‌شناسی دیجیتال، هنوز فاقد هسته‌ی نظری منسجمی است که آن را به یک «مکتب» به معنای کلاسیک تبدیل کند. یکی از مسیرهای ممکن برای این تثبیت، بسط دقیق و غیرسطحی مفاهیم کلاسیک به بستر دیجیتال است ، نه با چسباندن پیشوند یا پسوند «دیجیتال» به واژه‌های قدیمی، بلکه با بازسازیِ معماری مفهومی هر نظریه در بستر تازه.

این یادداشت سه مفهوم را با این منطق بسط می‌دهد: دیگری تعمیم‌یافته‌ی الگوریتمی از سنت همکنشی نمادین (کنش متقابل نمادین مید و بلومر)، عادت‌واره‌ی دیجیتال از ساختارگرایی تکوینی بوردیو، و قدرت/دانش الگوریتمی از تبارشناسی قدرت فوکو. انتخاب این سه، نه تصادفی که راهبردی است: هرکدام یک سطح متفاوت از واقعیت اجتماعی را می‌پوشاند . ذهن کنشگر (مید)، بدن کنشگر (بوردیو)، و شبکه‌ی نامرئی قدرت پیرامون کنشگر (فوکو). در کنار هم، یک تصویر سه‌بعدی از سوژه‌ی دیجیتال می‌سازند.

۲- دیگری تعمیم‌یافته‌ی الگوریتمی

۲-۱ بنیاد کلاسیک

مید در اثر ذهن، خود و جامعه، نشان داد که خودآگاهی از طریق توانایی فرد در دیدن خودش از منظر یک دیگری تعمیم‌یافته یعنی مجموعه‌ی درونی‌شده‌ی انتظارات جامعه شکل می‌گیرد. بلومر این ایده را در قالب همکنشی نمادی (کنش متقابل نمادین) رسمیت داد: انسان‌ها بر اساس معنایی که در تعامل با دیگران می‌سازند، کنش می‌کنند.

۲-۲ بسط دیجیتال

در فضای دیجیتال، دیگری تعمیم‌یافته دیگر صرفاً یک جمع انسانی درونی‌شده نیست؛ بلکه شامل تصور کاربر از منطق و سلیقه‌ی الگوریتمی می‌شود که تعیین می‌کند محتوایش دیده شود یا نه. تاینا بوخر این پدیده را در قالب تخیل الگوریتمی صورت‌بندی کرده: کاربران رفتارشان را نه بر اساس عملکرد واقعی الگوریتم، بلکه بر اساس تصورشان از آن تنظیم می‌کنند.

نکته‌ی مهم روش‌شناختی: وفاداری به مید ایجاب می‌کند اصالت را به فرایند ذهنی نقش‌پذیری بدهیم، نه به ماهیت طرف مقابل. یعنی آنچه درونی می‌شود، نه خود الگوریتم، بلکه تصور کاربر از منطق آن است ، دقیقاً مانند مومنی که رفتارش را بر اساس تصور دیده‌شدن توسط خدا تنظیم می‌کند، صرف‌نظر از این‌که آن نظاره واقعاً رخ می‌دهد یا نه.

۲-۳ گزاره‌ی محوری

خود دیجیتال از طریق پیش‌بینی مداوم واکنش یک ناظر محاسباتی نامرئی شکل می‌گیرد؛ نقش‌پذیری کلاسیک میدی اکنون نه فقط نسبت به انسان‌های واقعی، بلکه نسبت به یک سامانه‌ی بهینه‌سازی نیز رخ می‌دهد.

۳- عادت‌واره‌ی دیجیتال

۳-۱ بنیاد کلاسیک

بوردیو عادت‌واره را ساختارهای ساختاردهنده‌ی درونی‌شده تعریف کرد: مجموعه‌ای از سلیقه‌ها و واکنش‌های خودکار که فرد بدون تأمل آگاهانه بروز می‌دهد، اما ریشه در موقعیت طبقاتی‌اش دارد. این مفهوم در کنار میدان (فضای رقابتی ساختاریافته) و سرمایه (اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی) دستگاه سه‌گانه‌ی نظری او را می‌سازد.

۳-۲ بسط دیجیتال

میدان دیجیتال را می‌توان فضای رقابتی ساختاریافته‌توسط معماری پلتفرم دانست ، با این تفاوت بنیادین از میدان کلاسیک که قواعدش نه ثابت، بلکه پیوسته توسط مهندسان پلتفرم بازنویسی می‌شود. سرمایه‌ی دیجیتال نیز نوع چهارمی است که تبدیل‌پذیری سه سرمایه‌ی کلاسیک را تسریع می‌کند: سواد بصری الگوریتم‌پسند، شبکه‌ی فالوئر قابل‌تبدیل به سرمایه‌ی اقتصادی، و دانش ضمنی بازی‌کردن با سامانه‌ی توصیه‌گر.

عادت‌واره‌ی دیجیتال، مجموعه‌ی خودکار شده و پیشاتأملی رفتارهای دیجیتالی (سبک اسکرول، انتخاب فیلتر، زمان‌بندی پست) است که از طریق قرارگیری مکرر در معرض بازخورد الگوریتمی نهادینه می‌شود. تفاوت مهم با نسخه‌ی کلاسیک: عادت‌واره‌ی طبقاتی در دهه‌ها و از طریق خانواده شکل می‌گیرد؛ عادت‌واره‌ی دیجیتال می‌تواند در هفته‌ها، از طریق چرخه‌های تند بازخورد، بازتنظیم شود یعنی پلاستیسیته تر و ناپایدارتر از نسخه‌ی اصلی است.

۳-۳ گزاره‌ی محوری

نابرابری در فضای دیجیتال نه از طریق زور آشکار، بلکه از طریق طبیعی‌جلوه‌دادن سلیقه‌ی الگوریتم‌پسند بازتولید می‌شود؛ کسانی که از پیش سرمایه‌ی فرهنگی و اجتماعی بیشتری دارند، عادت‌واره‌ای می‌سازند که با منطق الگوریتم هم‌راستاتر است.

۴- قدرت/دانش الگوریتمی

۴-۱ بنیاد کلاسیک

فوکو نشان داد قدرت و دانش لازم‌وملزوم‌اند: قدرت دانش تولید می‌کند و دانش قدرت را اعمال می‌کند. او با استعاره‌ی پان‌اپتیکان بنتام، انضباط مدرن را توضیح داد، فرد چون احتمال دیده‌شدن را درونی می‌کند، خودش رفتارش را کنترل می‌کند ، قدرتی که نیازی به زور آشکار ندارد.

۴-۲ بسط دیجیتال

در بستر دیجیتال، دانش را دیگر انسان‌های میانجی (پزشک، مربی) تولید نمی‌کنند؛ خود سامانه ، دانش را از داده‌ی رفتاری تولید و بی‌درنگ به عمل تبدیل می‌کند. این را می‌توان “دیتاپتیکان” نامید: برخلاف پان‌اپتیکان کلاسیک که دیده‌شدن ابزار سرکوب بود، در دیتاپتیکان، دیده‌شدن خودش کالای مطلوب می‌شود ، کاربر نه از دیده‌شدن می‌ترسد، بلکه برایش رقابت می‌کند.

بهنجارسازی الگوریتمی نیز نسخه‌ی دیجیتال مفهوم نُرم در فوکوست: الگوریتم با آموزش‌دیدن بر رفتار اکثریت، نُرمی از تعامل‌پذیری می‌سازد و محتوایی را که با آن فاصله دارد نه ممنوع، بلکه صرفاً نامرئی می‌کند ، سازوکاری که فوکو آن را قدرت حذف بی‌سروصدا می‌نامید.

۴-۳ گزاره‌ی محوری

قدرت در جامعه‌ی الگوریتمی نه با ممنوعیت، بلکه با کنترل دامنه‌ی دیده‌شدن اعمال می‌شود؛ سوژه نه سرکوب، بلکه از طریق مواجهه‌ی مکرر با بازخورد کمی‌شده (لایک، رتبه) به‌مثابه یک پروفایل قابل‌بهینه‌سازی ساخته می‌شود.

۵- پیوند مفهومی سه‌گانه

این سه مفهوم رقیب هم نیستند؛ هرکدام یک لایه از همان پدیده‌ی واحد (سوژه‌ی دیجیتال) را توضیح می‌دهند:

برای مشاهده همه ستون‌ها، جدول را افقی پیمایش کنید.

سوژه دیجیتال برای دیده‌شدن با سیستم می‌جنگد/  نظریه‌های کلاسیک در عصر الگوریتم بازسازی می‌شوند/  مهندسی ذهن و بدن در بستر پلتفرم‌ها

به بیان دیگر: فوکو توضیح می‌دهد این فرایند از کجا قدرت می‌گیرد، بوردیو توضیح می‌دهد چگونه در بدن رسوب می‌کند، و مید توضیح می‌دهند چگونه در ذهن بازتاب می‌یابد. سه لایه‌ی یک پدیده‌ی واحد و نه سه نظریه‌ی مجزا.

۶- افق پیش‌رو

این سه بسط، در صورتی که با شواهد تجربی (مطالعات موردی، مصاحبه، تحلیل داده‌ی رفتاری) پشتیبانی شوند، می‌توانند گامی در مسیر تبدیل جامعه‌شناسی دیجیتال از یک حوزه‌ی موضوعی پراکنده به یک دستگاه نظری منسجم باشند ، همانند شرایطی که برای تبدیل‌شدن یک حوزه به مکتب کلاسیک می توان قائل بود: هستی‌شناسی مستقل (سوژه‌ی دیجیتال سه‌لایه)، پیوند با متون بنیان‌گذار (مید، بوردیو، فوکو)، و توان تعمیم فراتر از موضوع مبدأ.

گامِ بعدی، آزمون تجربی این سه مفهوم در بسترهای مشخص (شبکه‌های اجتماعی، اقتصاد اینفلوئنسری، سامانه‌های توصیه‌گر ویدیویی) است تا از حد یک طرح نظری به یک برنامه‌ی پژوهشی قابل‌بررسی ارتقا یابند.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2292467

  • تحول بزرگ در نظریه تحولات اجتماعی: دولت عامل اصلی تغییر است یا جامعه؟ / نبرد پنهان نظم‌ها در نظریه جوئل میگدال/ عبور از وبر و پارسونز

    تحول بزرگ در نظریه تحولات اجتماعی: دولت عامل اصلی تغییر است یا جامعه؟ / نبرد پنهان نظم‌ها در نظریه جوئل میگدال/ عبور از وبر و پارسونز

  • سوژه دیجیتال برای دیده‌شدن با سیستم می‌جنگد/  نظریه‌های کلاسیک در عصر الگوریتم بازسازی می‌شوند/  مهندسی ذهن و بدن در بستر پلتفرم‌ها

    سوژه دیجیتال برای دیده‌شدن با سیستم می‌جنگد/ نظریه‌های کلاسیک در عصر الگوریتم بازسازی می‌شوند/ مهندسی ذهن و بدن در بستر پلتفرم‌ها

  • سازوکار تملق در روسیه برای ابقای مدیران/ همنوایی سیاستی با پوتین بقای سیاسی می‌آفریند

    سازوکار تملق در روسیه برای ابقای مدیران/ همنوایی سیاستی با پوتین بقای سیاسی می‌آفریند

  • نشست «بررسی رابطه عرف و قانون در جامعه»

    نشست «بررسی رابطه عرف و قانون در جامعه»

  • بازخوانی انتقادی رسول جعفریان از جلال آل احمد/ تبارشناسی غرب‌زدگی و تقابل سنت و مدرنیته

    بازخوانی انتقادی رسول جعفریان از جلال آل احمد/ تبارشناسی غرب‌زدگی و تقابل سنت و مدرنیته

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha