یازده روز پیش از ۷ اکتبر، عباس کامل، رئیس وقت اطلاعات مصر، به اسرائیل رفت و درباره خطر انفجار اوضاع در غزه هشدار داد؛ هشداری که تنها یکی از چندین نشانه پیش از حمله بود. با این حال، اسرائیل در نهایت غافلگیر شد و حماس توانست حملهای را اجرا کند که یکی از بزرگترین شکستهای امنیتی این کشور را رقم زد.
خبرآنلاین- ویویان سلاما، خبرنگار حوزه امنیت ملی «آتلانتیک» در مقالهای با عنوان «هشدار مصر به اسرائیل» با تاکی براینکه رئیس دستگاه اطلاعاتی قاهره، اندکی پیش از ۷ اکتبر، با پیامی هشداردهنده درباره غزه به تلآویو سفر کرد نوشت:
بیستوششم سپتامبر ۲۰۲۳، بنیامین نتانیاهو در اورشلیم پشت تریبون رفت تا در مراسم پنجاهمین سالگرد جنگ یومکیپور سخنرانی کند؛ جنگی که در سال ۱۹۷۳ با حمله غافلگیرکننده مصر و سوریه آغاز شد و در تاریخ اسرائیل بهعنوان یکی از بزرگترین شکستهای اطلاعاتی این کشور ثبت شده است.
نتانیاهو در آن سخنرانی از جنگ یومکیپور بهعنوان یک درس تاریخی یاد کرد؛ نمونهای از اینکه چگونه ممکن است هشدارهای اطلاعاتی در اختیار رهبران یک کشور باشد، اما آنها خطر را آنگونه که باید نبینند و در نهایت خود را متقاعد کنند که اوضاع تحت کنترل است.
او گفت: «ما هیچ تهدیدی را دستکم نمیگیریم.»
اما درست حدود دو ساعت پیش از سخنرانی نتانیاهو، هواپیمایی کوچک در فرودگاه بنگوریون به زمین نشست؛ یک فروند سسنا که در ارتباط با دستگاه اطلاعاتی مصر بود و در بخش ویژه و دور از دسترس فرودگاه، محل رفتوآمدهای حساس امنیتی و دیپلماتیک، توقف کرد.
عباس کامل، رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر، مسافر این هواپیما بود.
سفر او یک دیدار معمول دیپلماتیک نبود. کامل برای مأموریتی حساس به اسرائیل آمده بود؛ مأموریتی که اهمیت واقعی آن تنها پس از حمله ۷ اکتبر آشکار شد.
آتلانتیک در گفتوگو با مقامهای اسرائیلی، مصری، عرب، آمریکایی و اروپایی که پس از حمله ۷ اکتبر از جزئیات این سفر مطلع شدند، به این روایت دست یافته است که کامل به اسرائیلیها هشدار داده بود حماس ظاهراً خود را برای یک حمله بزرگ آماده میکند. به گفته این منابع، او تأکید کرده بود که فرصت برای جلوگیری از یک فاجعه در حال از دست رفتن است و اسرائیل باید برای آرام کردن اوضاع، امتیازات اقتصادی بیشتری به حماس بدهد.
یکی از مقامهای ارشد سابق اسرائیلی که بعداً در جریان جزئیات این دیدار قرار گرفت، مضمون هشدار کامل را اینگونه بیان کرد: اگر مسیر فعلی تغییر نکند، «غزه در مقابل چشمانتان منفجر خواهد شد.»
کامل اما هیچ تاریخ مشخصی برای حمله ارائه نکرد. او نگفت حماس دقیقاً چه زمانی یا چگونه حمله خواهد کرد و حتی روشن نیست که در آن سفر با کدام مقامهای اسرائیلی دیدار کرده است. هواپیمای او فقط ۶۷ دقیقه در اسرائیل ماند و سپس به قاهره بازگشت؛ اطلاعات مستقل مربوط به مسیر پرواز نیز وقوع این سفر را تأیید کرده است.

همینجا یکی از پرسشهای بزرگ این روایت شکل میگیرد: مقامهای اسرائیلی با این هشدار چه کردند؟
هفت مقام از کشورهای مختلف که از جزئیات این سفر مطلع بودند، به آتلانتیک گفتند دیداری در چنین سطحی، آن هم با رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر، بهخودیخود باید برای مقامهای اسرائیلی زنگ خطر میبود.
نتانیاهو پس از مراسم سالگرد جنگ یومکیپور در یک نشست محرمانه اطلاعاتی شرکت کرد و کمی بعد، برخی امتیازات اقتصادی به غزه را تأیید کرد. با این حال، مشخص نیست این تصمیم تا چه اندازه تحت تأثیر پیام عباس کامل گرفته شده بود.
یکی از مقامهای سابق اسرائیلی که در جریان این ماجرا قرار داشت، معتقد است اهمیت دیدار فقط به محتوای هشدار کامل محدود نمیشد؛ حضور خودِ او در اسرائیل نیز حامل پیام بود.
او گفت: «پیامرسان، خودِ پیام بود.»
از نگاه این مقام، دشوار است تصور کنیم رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر بتواند با مقامهای ارشد اسرائیلی دیدار کند، درباره وضعیت غزه هشدار بدهد و بنیامین نتانیاهو هیچ اطلاعی، چه مستقیم و چه از طریق مقامهای دیگر، از این دیدار نداشته باشد.
با این حال، دفتر نتانیاهو دریافت چنین هشداری را رد کرده است؛ چه بهصورت مستقیم و چه غیرمستقیم. سخنگویان نتانیاهو و عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، به پرسشهای «آتلانتیک» درباره این سفر و محتوای آن پاسخ ندادند. تساخی هنگبی، رئیس وقت شورای امنیت ملی اسرائیل نیز وقوع این سفر و ارائه هشدار از سوی مصر را انکار کرده است.
سفر عباس کامل، که جزئیات آن تا امروز منتشر نشده بود، تنها یکی از مواردی است که در روایت دهها منبع آتلانتیک درباره هشدارهای پیش از ۷ اکتبر دیده میشود. این روایتها نشان میدهند اسرائیل در هفتهها و روزهای منتهی به حمله، بارها اطلاعاتی درباره فعالیتهای تهدیدآمیز حماس در غزه دریافت کرده بود.
مصر تنها طرفی نبود که درباره خطر تشدید اوضاع هشدار میداد. در همان هفتهها، فرستاده سازمان ملل در امور خاورمیانه نیز آشکارا از احتمال شعلهور شدن درگیری در غزه میگفت و هشدار میداد که ادامه این وضعیت میتواند پیامدهای سنگینی به دنبال داشته باشد. او همزمان در تماسهای پشت پرده تلاش میکرد از شدت تنشها کم کند و اجازه ندهد اوضاع به نقطهای برسد که دیگر نتوان آن را مهار کرد.
هاآرتص پیشتر، در سپتامبر ۲۰۲۶، از این تماس خبر داده بود و آتلانتیک نیز در گفتوگو با چند مقام، وقوع آن را تأیید کرده است.
نتانیاهو گزارش هاآرتص را رد کرد و حتی روزنامه را به شکایت تهدید کرد. امارات نیز درباره این تماس موضعی نگرفت.
با این حال، کنار هم گذاشتن هشدارهای مصر و امارات، پرسش مهمتری را پیش میکشد: چرا این هشدارها نتوانستند توجه اسرائیل را به خطری جلب کنند که در غزه، قدمبهقدم در حال شکل گرفتن بود؟

اسرائیل درگیر بحران خودش بود
برای فهمیدن پاسخ، باید به ماههای پیش از ۷ اکتبر برگشت؛ به زمانی که در داخل اسرائیل، بحرانی سیاسی و اجتماعی جریان داشت که بخش بزرگی از توجه حکومت را به خود معطوف کرده بود.
مقامهای فعلی و سابق اسرائیلی، عرب و آمریکایی که با آتلانتیک گفتوگو کردهاند، میگویند نتانیاهو و اطرافیانش در سال ۲۰۲۳ اطمینان زیادی داشتند که اسرائیل دست بالا را در برابر حماس دارد. همین نگاه باعث شده بود توانایی حماس برای ایجاد بحرانی در ابعاد بزرگ، کمتر از آنچه واقعاً بود ارزیابی شود.
یکی از مقامهای ارشد سابق دولت آمریکا میگوید در آن مقطع، توجه اصلی اسرائیل به کرانه باختری معطوف بود. به گفته او، مقامهای اسرائیلی تصور میکردند اوضاع در غزه تحت کنترل است و همین تصور، بهتدریج به نوعی اطمینان بیش از اندازه تبدیل شده بود.
در واقع، بخشی از این تمرکز را میشد در شرایط کرانه باختری دید؛ منطقهای که در همان سال وارد یکی از خونینترین دورههای خود در چند دهه اخیر شده بود.
خشونت میان اسرائیلیها و فلسطینیها افزایش یافته بود؛ از یک سو عملیاتهای ارتش اسرائیل، از سوی دیگر حملات فلسطینیها و در کنار آن خشونت شهرکنشینان. اسرائیل نیروهای نظامی بیشتری را به کرانه باختری اعزام کرده و منابع بیشتری را برای کنترل شرایط اختصاص داده بود.
دولت جو بایدن نیز در آن مقطع تلاش میکرد از شدت خشونت در کرانه باختری بکاهد، در حالی که در غزه، مذاکرهکنندگان بینالمللی برای حفظ آرامش تلاش میکردند. تمرکز بر این دو جبهه باعث شده بود تحولات غزه بیشتر در چارچوب همان درگیریهای همیشگی میان اسرائیل و حماس دیده شود؛ اما در پشت این ظاهر آرام، نشانههایی در حال شکلگیری بود که بعدها اهمیت دیگری پیدا کرد.
برای مصر، این تحولات اهمیت ویژهای داشت. روابط قاهره و تلآویو از زمان توافق کمپدیوید در سال ۱۹۷۸، در بهترین حالت یک «صلح سرد» بوده است، اما دو کشور در قبال غزه منافع مشترکی داشتند: مهار حماس و دیگر گروههای مسلح. این همکاری بهویژه پس از روی کار آمدن عبدالفتاح السیسی در سال ۲۰۱۴ عمیقتر شد و حتی زمانی که روابط سیاسی دو کشور دچار تنش میشد، همکاریهای اطلاعاتی میان آنها ادامه داشت.
به همین دلیل، اطلاعاتی که در هفتههای پیش از ۷ اکتبر به دست اسرائیل میرسید، اهمیت زیادی پیدا میکرد. بخش عمده این اطلاعات از احتمال درگیریهایی از جنس همان بحرانهای قبلی خبر میداد: افزایش شلیک موشک، تشدید تنش و احتمال کشیده شدن خشونت از غزه به کرانه باختری. اما اطلاعاتی که از منابع داخل غزه به دست میآمد، تصویر نگرانکنندهتری ترسیم میکرد. این گزارشها از تحرکاتی خبر میدادند که برای مصر و امارات، نشانه احتمال وقوع اتفاقی متفاوت و بیسابقه بود.
در چنین شرایطی بود که سفر عباس کامل به اسرائیل معنای دیگری پیدا میکرد؛ رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر برای هشدار درباره چیزی به اسرائیل آمده بود که به نظر میرسید فراتر از یک دور تازه درگیری با حماس باشد.
یک مقام مصری گفت اینکه کامل برای دیداری کوتاه، در حد یک ساعت، شخصاً به اسرائیل رفت، نشان میداد عبدالفتاح السیسی احساس کرده موضوع آنقدر جدی است که رئیس دستگاه اطلاعاتیاش باید خودش برود و به اسرائیلیها هشدار بدهد.
در خود اسرائیل اما بخش مهمی از توجه سیاسی و امنیتی کشور صرف بحرانی داخلی شده بود که طی چند دهه گذشته سابقه نداشت. ماهها اعتراض به طرح نتانیاهو برای اصلاحات قضایی، صدها هزار نفر را به خیابانها کشانده بود و اختلافها چنان بالا گرفته بود که حتی ارتش نیز از تبعات آن در امان نمانده بود.
در چنین فضایی، غزه برای بسیاری از مقامهای اسرائیلی در صدر فهرست تهدیدهای فوری قرار نداشت؛ مسئلهای که باعث شد هشدارهای مربوط به تحولات این منطقه در میان بحرانهای داخلی و نگرانیهای دیگر، آنطور که باید مورد توجه قرار نگیرد.

در غزه چه میگذشت؟
غزه سالها در محاصره بود. اسرائیل پس از آنکه حماس در سال ۲۰۰۷ کنترل این منطقه را به دست گرفت، محاصرهای گسترده زمینی، دریایی و هوایی بر آن اعمال کرد و گذرگاه رفح نیز با محدودیتهای شدید روبهرو بود؛ بهگونهای که رفتوآمد برای حدود ۲.۱ میلیون نفری که در این نوار باریک ۱۴۱ مایل مربعی زندگی میکردند، عملاً بسیار دشوار شده بود.
در چنین شرایطی، آخرین جنگ بزرگ میان اسرائیل و حماس پیش از ۷ اکتبر، در مه ۲۰۲۱ رخ داد. این درگیری ۱۱ روز طول کشید و در پایان، عباس کامل یکی از میانجیهای اصلی برقراری آتشبس بود. پس از آن، حماس ظاهراً تمایلی نداشت آتشبس شکنندهای را که به دست آمده بود دوباره به خطر بیندازد و برای مدتی، غزه در ظاهر آرامتر شد.
اما این آرامش پایدار نماند. ناظران بینالمللی که تحولات غزه را دنبال میکردند، بهتدریج متوجه تغییراتی شدند؛ نشانههایی که در ابتدا پراکنده و مبهم به نظر میرسیدند، اما هرچه به تابستان ۲۰۲۳ نزدیکتر میشدیم، بیشتر نشان میدادند که در غزه اتفاقی در حال شکل گرفتن است.
مدتها پیش از تابستان ۲۰۲۳، نشانههایی از تغییر در غزه به چشم میخورد. یکی از مذاکرهکنندگان بینالمللی که با طرفهای مختلف در تماس بود، به آتلانتیک گفت کسانی که از داخل غزه با آنها در ارتباط بودند، از مدتی قبل میگفتند «یک چیزهایی در حال پختن است».
با این حال، هیچ تصویر روشنی از آنچه در حال شکلگیری بود وجود نداشت؛ جزئیات مبهم بود و حتی برخی نشانهها با یکدیگر همخوانی نداشتند.
با نزدیک شدن به ماه اوت، این ابهام کمکم جای خود را به تنشهایی داد که دیگر نمیشد بهسادگی نادیدهشان گرفت. یکی از نقاط آغاز این روند، تصمیم قطر برای متوقف کردن ارسال سوخت به غزه بود؛ سوختی که از سال ۲۰۲۱ به این منطقه میرسید.
حماس بخشی از این سوخت را در بازار دوباره میفروخت و درآمد حاصل از آن را برای پرداخت حقوق کارکنان بخش عمومی به کار میگرفت. همزمان، تأخیر در کمکهای قطر و نارضایتی از وضعیت زندانیان فلسطینی به اعتراضهایی در اطراف گذرگاه اریز دامن زد؛ گذرگاهی که برای رفتوآمد میان غزه و اسرائیل اهمیت حیاتی داشت.
تنش در نهایت به بسته شدن گذرگاه رسید. اسرائیل در اواسط سپتامبر اریز را بست و با این تصمیم، یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی غزه با بیرون نیز مسدود شد؛ اقدامی که در روزهای بعد به یکی از محورهای اصلی نگرانی درباره احتمال تشدید درگیری تبدیل شد.
بسته شدن اریز فقط رفتوآمد را مختل نکرد؛ حدود ۱۸ هزار نفر از ساکنان غزه در آن زمان مجوز کار در اسرائیل داشتند و با بسته شدن گذرگاه، آنها نیز امکان رفتن به محل کار خود را از دست دادند. همین مسئله به سرعت بر دامنه تنشها افزود.
۲۶ سپتامبر، روزنامه فلسطینی «رأیالیوم» به نقل از منابع فلسطینی گزارش داد که حماس به مصر هشدار داده است ادامه بسته ماندن اریز میتواند به انفجار اوضاع در غزه منجر شود. حماس در این پیام گفته بود: «غزه منفجر خواهد شد.»
همان روز، هواپیمای عباس کامل در فرودگاه بنگوریون به زمین نشست؛ سفری که حالا در کنار هشدار حماس، معنای روشنتری پیدا میکرد. از یک طرف، حماس از وخیمتر شدن شرایط غزه و احتمال خروج اوضاع از کنترل خبر میداد و از طرف دیگر، رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر برای انتقال یک پیام حساس به اسرائیل وارد شده بود.

در این میان، مصر، قطر و سازمان ملل تلاش میکردند تنش را پیش از آنکه به درگیری تازهای تبدیل شود، مهار کنند. حماس نیز خواستههای مشخصی داشت: افزایش شمار مجوزهای کار برای ساکنان غزه، ازسرگیری ارسال سوخت قطر و بازگشت سازوکاری که درآمد حاصل از فروش سوخت را برای پرداخت حقوق کارکنان بخش عمومی غزه تأمین میکرد.
مذاکرات سرانجام تا پایان سپتامبر به توافقی موقت برای کاهش تنش انجامید. حماس پذیرفت افراد بیشتری را از حصار مرزی دور کند و از سطح رویارویی بکاهد؛ در مقابل، اسرائیل قرار بود گذرگاه اریز را دوباره باز کند، ارسال تجهیزات پزشکی به غزه را از سر بگیرد و امکان صدور مجوزهای کار بیشتر را بررسی کند.
در مقابل، اسرائیل گذرگاه اریز را بازگشایی کرد، مسیر انتقال تجهیزات پزشکی را دوباره برقرار کرد و پذیرفت امکان افزایش مجوزهای کار را بررسی کند.
در ظاهر، میانجیگری نتیجه داده بود. اما تنها چند روز بعد مشخص شد آنچه آرام شده بود، لزوماً خطر نبود؛ فقط سطح تنش روی زمین برای مدتی پایین آمده بود.
۲۷ سپتامبر، یعنی تنها ۱۰ روز پیش از حمله، تور ونسلند، هماهنگکننده ویژه سازمان ملل در روند صلح خاورمیانه، از غزه خارج شد و هشدار داد که شرایط بسیار وخیم است و باید از وقوع درگیریای با پیامدهای فاجعهبار جلوگیری کرد.
روز بعد، ۲۸ سپتامبر، دیپلماتهای اروپایی شاهد بودند که کارگران فلسطینی دوباره از مسیر اریز وارد اسرائیل میشوند. اما بعدها مذاکرهکنندگانی که در جریان آن تماسها بودند، گفتند حماس از مذاکرات برای خرید زمان استفاده میکرد؛ در حالی که پشت صحنه، برنامه حمله خود را نهایی میکرد.
اسنادی که بعداً اسرائیل به دست آورد، این تصویر را تقویت کرد. بر اساس این اسناد، حماس جنگ ۲۰۲۱ را یک پیروزی برای خود میدانست و پس از آن برای عملیاتی بسیار بزرگتر برنامهریزی کرده بود.
یکی از مهمترین اسناد، یادداشتی مفصل بود که ظاهراً در اوت ۲۰۲۲ به دست یحیی سنوار نوشته شده بود و بخش بزرگی از طرح عملیاتی حملهای را شرح میداد که سال بعد اجرا شد.

هشدارها ادامه داشت، اما تصویر کامل شکل نگرفت
در تمام مدتی که میانجیها سرگرم مذاکره بر سر مجوز کار، سوخت و بازگشایی گذرگاهها بودند، حماس به آمادهسازی خود برای یک حمله گسترده ادامه میداد.
تحلیلگران نظامی آمریکایی و اسرائیلی بعدها گفتند اسرائیل اساساً در تفسیر نیت حماس دچار اشتباه شده بود. برداشت غالب این بود که حماس نمیخواهد وارد یک رویارویی نظامی گسترده شود و ترجیح میدهد همان آتشبس شکننده را حفظ کند.
آنچه بعدتر بهعنوان یکی از بزرگترین خطاهای محاسباتی اسرائیل شناخته شد، در هفتههای پیش از حمله در حال شکل گرفتن بود: مقامهای اسرائیلی نشانههای رفتاری حماس را میدیدند، اما آنها را عمدتاً در چارچوب همان الگوی آشنای تنشهای غزه تفسیر میکردند. در همین فاصله، مصر بارها تلاش میکرد تصویر دیگری را پیش روی آنها بگذارد.
سفر عباس کامل به اسرائیل اتفاقی معمول نبود. رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر به ندرت شخصاً به اسرائیل میرفت و آخرین سفرهای شناختهشده او به مه و اوت ۲۰۲۱، پس از جنگ آن سال، بازمیگشت. به همین دلیل، حضور دوباره او در سپتامبر ۲۰۲۳ را نمیشد یک رفتوآمد معمول میان دو دستگاه اطلاعاتی تلقی کرد.
هشدارهای قاهره نیز به همان سفر محدود نماند. مقامهای آمریکایی، مصری و اسرائیلی که از این روند مطلع بودند، میگویند مصر حتی تا دو روز پیش از حمله ۷ اکتبر همچنان درباره وضعیت غزه و احتمال وقوع یک حمله هشدار میداد. با این حال، بیشتر این هشدارها یک مشکل اساسی داشتند: نه زمان دقیق حمله مشخص بود، نه هدف آن و نه شیوهای که قرار بود حماس برای اجرای آن به کار بگیرد.
با وجود این، مسئله فقط یک هشدار مبهم و منفرد نبود. پیامها در فاصله زمانی کوتاه بارها تکرار میشدند و از مسیرها و منابع مختلف به اسرائیل میرسیدند. همین تکرار، در کنار سفر غیرمعمول عباس کامل، نشان میداد نگرانی درباره تحولات غزه تنها برداشت یک مقام یا یک دستگاه اطلاعاتی نیست؛ با این حال، در اسرائیل این نشانهها همچنان بهعنوان بخشی از همان الگوی آشنای درگیری با حماس خوانده میشدند.
در همین فضای پر از هشدار و در عین حال برداشت نادرست از آنها، نتانیاهو تماس دیگری دریافت کرد؛ این بار از ابوظبی. محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات، نیز درباره خطر پیشرو با نخستوزیر اسرائیل گفتوگو کرد.
امارات سه سال پیش از آن، در چارچوب توافقهای عادیسازی روابط، مناسبات خود را با اسرائیل رسمی کرده بود و محمد بن زاید نیز از نزدیک در جریان تحولات منطقه قرار داشت. به گفته دو مقام عرب، او در تماس با نتانیاهو هشدار داد که یحیی سنوار، رهبر حماس در غزه، در حال آمادهسازی یک حمله بزرگ است و از نخستوزیر اسرائیل خواست برای آرام کردن شرایط، امتیازات اقتصادی بیشتری به غزه بدهد. به گفته همان مقامها، این هشدار نیز ظاهراً نتوانست نگاه نتانیاهو به وضعیت غزه را تغییر دهد.
در خارج از اسرائیل هم نگرانی درباره آنچه در غزه میگذشت، بیشتر شده بود. مذاکرهکنندگان سازمان ملل، مقامهای آمریکایی و گروههای بینالمللی که تحولات منطقه را دنبال میکردند، همگی افزایش غیرعادی تنش را احساس میکردند؛ با این حال، هیچکدام نمیدانستند این تنش قرار است به حملهای با ابعادی که دو روز بعد رخ داد، منجر شود. آنچه در اختیار آنها بود بیشتر مجموعهای از نشانههای نگرانکننده بود تا تصویری روشن از یک عملیات در حال اجرا.
در واشنگتن نیز نخستین نشانهها در گزارشهای اطلاعاتی ثبت شد. ۲۸ سپتامبر، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، گزارشی داخلی درباره احتمال تشدید تنش از سوی حماس تهیه کرد. بخشی از اطلاعات این گزارش از دستگاههای اطلاعاتی خارجی به دست آمده بود و محتوای آن از احتمال شلیک موشک طی چند روز آینده حکایت داشت.

هشدار ۵ اکتبر مصر
پنج روز بعد، در ۵ اکتبر، مصر بار دیگر به اسرائیل هشدار داد که وضعیت در غزه دیگر قابل تحمل نیست. این بار هم قاهره زمان یا شیوه مشخصی برای حمله ارائه نکرد، اما لحن پیام از فوریت بیشتری حکایت داشت. مصر ارزیابی خود از شرایط را با عربستان سعودی و چند کشور دیگر منطقه نیز در میان گذاشت و هشدارها به همینجا محدود نماند.
در همان روزها، رئیس دستگاه اطلاعاتی اردن نیز با همتایان اسرائیلی خود تماس گرفت و درباره احتمال انفجاری شدن سریع اوضاع هشدار داد. به گفته منابع مطلع، تمرکز ویژه این هشدار بر کرانه باختری بود؛ منطقهای که از نگاه مقام اردنی نیازمند توجه فوری بود. مقامهای اردنی بعداً درباره این تماس و محتوای آن اظهارنظری نکردند.
با این حال، یکی از پرسشهای مهم پس از حمله این بود که این هشدارها تا چه اندازه به واشنگتن منتقل شده بودند. مقامهای دولت جو بایدن بعدها گفتند مصر و امارات پیش از ۷ اکتبر، چنین هشدارهایی را مستقیماً با آمریکا در میان نگذاشته بودند. برخی مقامهای منطقهای در توضیح این موضوع گفتند هشدارهایی که منتقل شده بود، بیش از حد کلی و مبهم بود و نمیتوانست تصویر روشنی از یک حمله قریبالوقوع به دست دهد.
در مقابل، برخی دیگر از مقامهای منطقه معتقد بودند همین هشدارهای مبهم نیز باید از سوی دولت نتانیاهو با واشنگتن در میان گذاشته میشد؛ بهویژه با توجه به تعدد پیامهایی که از منابع مختلف درباره وخامت اوضاع در غزه و احتمال تشدید ناگهانی درگیری میرسید. مقامهای آمریکایی این استدلال را قبول نداشتند و میگفتند اگر مصر یا امارات اطلاعات مشخصی درباره احتمال وقوع یک حمله قریبالوقوع داشتند، طبیعی بود که چنین هشداری را مستقیماً به واشنگتن منتقل کنند.
ماهها بعد، ویلیام برنز، رئیس سیا، نیز در جریان سفر عباس کامل به اسرائیل و تماس محمد بن زاید با نتانیاهو قرار گرفت؛ اما این اطلاعات ظاهراً در حاشیه یک گفتوگو به او منتقل شد، نه در قالب گزارشی مستقل و جامع که جزئیات هشدارها و اهمیت آنها را بهطور کامل برای رئیس سیا روشن کند.

دو روز بعد، همهچیز تغییر کرد
دو روز بعد، صبح ۷ اکتبر، آنچه تا آن زمان مجموعهای از هشدارها، نشانهها و نگرانیها بود، به واقعیتی تکاندهنده تبدیل شد. حماس حملهای هماهنگ را آغاز کرد که دستگاههای امنیتی و نظامی اسرائیل را غافلگیر کرد و بحث درباره اینکه چه اطلاعاتی پیش از آن در اختیار مقامها بوده، از یک موضوع پشتپرده به یکی از پرسشهای اصلی درباره آن روز تبدیل شد.
در این حمله حدود ۱۲۰۰ نفر که بیشترشان غیرنظامی بودند، کشته شدند و ۲۵۱ نفر به گروگان گرفته شدند. نیروهای حماس بهطور همزمان به چندین شهرک و پایگاه نظامی اسرائیل حمله کردند و به یک جشنواره موسیقی در فضای باز نیز یورش بردند. ابعاد و هماهنگی عملیات باعث شد پرسش درباره آنچه اسرائیل پیش از حمله میدانست، و آنچه از کنار آن گذشته بود، بلافاصله به یکی از محورهای اصلی بحث درباره شکست امنیتی ۷ اکتبر تبدیل شود.
چهار روز بعد، در ۱۱ اکتبر، این پرسش برای نخستین بار در سطحی رسمیتر و در واشنگتن مطرح شد. مایکل مککال، رئیس وقت کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، پس از یک جلسه محرمانه اطلاعاتی به خبرنگاران گفت مصر سه روز پیش از حمله به اسرائیل هشدار داده بود که احتمال وقوع چنین رویدادی وجود دارد.
مککال گفت: «ما میدانیم که مصر سه روز پیش به اسرائیلیها هشدار داده بود که چنین اتفاقی ممکن است رخ دهد.» او در ادامه، بدون ورود به جزئیات اطلاعات محرمانه، گفت: «هشدار داده شده بود. فکر میکنم سؤال این است که این هشدار در چه سطحی منتقل شده بود.»
مککال بعداً به درخواستهای مکرر برای توضیح بیشتر درباره این هشدار و اینکه دقیقاً چه کسی در اسرائیل آن را دریافت کرده بود، پاسخ نداد.
در ماههای پس از حمله، هرچه اطلاعات بیشتری درباره روزهای منتهی به ۷ اکتبر منتشر شد، تصویر روشنتری از آنچه در دستگاه امنیتی اسرائیل رخ داده بود شکل گرفت. شواهدی که بهتدریج از داخل ساختار امنیتی بیرون آمد، نشان میداد مسئله فقط کمبود اطلاعات نبود؛ بخشی از اطلاعات وجود داشت، اما نشانههایی که از غزه میرسید به درستی کنار هم قرار نگرفته بود.
شبکه ۱۲ اسرائیل به فایلهای صوتی درزکردهای دست یافت که در یکی از آنها، هرتزی هالوی، رئیس وقت ستاد ارتش اسرائیل، در گفتوگو با خانوادههای قربانیان و ساکنان مناطق آسیبدیده گفته بود ساختار امنیتی کشور «به خواب فرو رفته بود». در فایل دیگری، هالوی درباره نگاه خود به غزه پیش از حمله گفته بود این منطقه را «آخرین مرزی که نیاز به توجه داشت» میدانسته است.
این اظهارات، در کنار مجموعه اطلاعاتی که بعداً درباره هشدارهای پیش از حمله منتشر شد، به یکی از نشانههای مهم شکست محاسباتی اسرائیل تبدیل شد؛ شکست در تشخیص اینکه مجموعهای از هشدارهای پراکنده و ظاهراً نامرتبط، در کنار یکدیگر میتوانند معنای بسیار بزرگتری داشته باشند.
پیامدهای این شکست بهتدریج به سطح مدیران ارشد دستگاههای امنیتی نیز رسید. هالوی در مارس ۲۰۲۵ از ریاست ستاد ارتش استعفا کرد. سه ماه بعد، در ژوئن ۲۰۲۵، رونن بار، رئیس شینبت، نیز تحت فشار و در پی انتقادها از عملکرد دستگاه اطلاعات داخلی در ارتباط با شکستهای ۷ اکتبر از سمت خود کنار رفت. تساخی هنگبی در اکتبر همان سال جایگزین او شد.
در مصر نیز تغییر در رأس دستگاه اطلاعاتی اتفاق افتاده بود. عباس کامل در اکتبر ۲۰۲۴ از ریاست دستگاه اطلاعات عمومی مصر کنار رفت و پس از آن بهعنوان مشاور و فرستاده ویژه عبدالفتاح السیسی به فعالیت خود ادامه داد.

با این حال، آنچه پس از ۷ اکتبر اهمیت پیدا کرد، فقط این نبود که چه کسی هشدار داده بود. بخش مهمی از اختلاف بر سر این بود که هشدارهای مصر دقیقاً چگونه و در چه سطحی به مقامهای اسرائیلی منتقل شده بود؛ آیا پیام مستقیماً به بالاترین سطوح رسیده بود یا از مسیر دستیاران و مقامهای دیگر منتقل شده و در این مسیر اهمیت آن تغییر کرده بود؟
پشت این اختلاف، پرسش بزرگتری قرار داشت: اگر هشدارهای مصر و دیگر نشانههایی که پیش از حمله وجود داشت، جدیتر گرفته میشد، آیا اسرائیل میتوانست برای چنین حملهای آمادهتر باشد؟
پاسخ قطعی به این سؤال ممکن نیست. حتی نمیتوان گفت توجه بیشتر به هشدار عباس کامل یا هشدارهای دیگر حتماً میتوانست مانع وقوع حمله شود. اما آنچه روشن است، فاصله میان هشدارهایی بود که پیش از حمله وجود داشت و آمادگیای که اسرائیل در صبح ۷ اکتبر از خود نشان داد.
در عمل، نیروهای امنیتی اسرائیل در برابر حملهای که همزمان از چند نقطه و با هماهنگی گسترده انجام شد، غافلگیر شدند. نیروهای ذخیره نیز نتوانستند بلافاصله خود را به مناطق مورد حمله برسانند. در بسیاری از کیبوتصهایی که هدف حمله قرار گرفتند، در ساعات نخست دفاع عمدتاً بر عهده داوطلبان غیرنظامی محلی بود؛ افرادی که با سلاحهای سبک از مناطق خود دفاع میکردند و از حدود ساعت ۶:۳۰ صبح تا ۱:۳۰ بعدازظهر، زمانی که نیروهای قابل توجه ارتش اسرائیل سرانجام به محل رسیدند، در برابر مهاجمان ایستادند.
همین خلأ در ساعات نخست، ابعاد شکست امنیتی ۷ اکتبر را آشکارتر کرد؛ حملهای که نهتنها غافلگیری اولیه را رقم زد، بلکه اسرائیل را وارد جنگی کرد که خیلی زود از مرزهای غزه فراتر رفت. اسرائیل پس از ۷ اکتبر عملیات نظامی گستردهای را در غزه آغاز کرد، سپس جبههای علیه حزبالله در لبنان گشود و در سال ۲۰۲۶ نیز وارد جنگ با ایران شد.
در غزه، عملیات اسرائیل به کشته شدن بیش از ۷۳ هزار فلسطینی، بر اساس آمار وزارت بهداشت غزه، انجامیده است؛ اکثریت کشتهشدگان غیرنظامی بودهاند. رهبران حماس و هزاران نیروی این گروه نیز کشته شدند.
جنگ، غزه را به یکی از ویرانگرترین فاجعههای انسانی قرن بیستویکم تبدیل کرد.
با این همه، بحث درباره مسئولیت شکست ۷ اکتبر هنوز به پایان نرسیده است. نتانیاهو حتی سالها پس از حمله نیز همچنان بر این موضع تأکید کرده که بخشی از مسئولیت آنچه پیش از ۷ اکتبر رخ داد، متوجه دستگاههای امنیتی بوده است.
او ماه گذشته در یک ویدئوی انتخاباتی گفت مقامهای امنیتی اسرائیل صبح ۷ اکتبر نتوانسته بودند او را بهموقع از وضعیت مطلع کنند. نتانیاهو در این ویدئو به نشانههایی اشاره کرد که پیش از حمله وجود داشت و گفت: «پیش از اکتبر، نشانههای هشداردهنده بسیار زیادی وجود داشت، نشانههای بسیار زیادی که نشان میداد یک حمله قریبالوقوع است.»
او سپس مسئولیت آنچه را بهعنوان اطلاعرسانی ناکافی توصیف میکرد، متوجه مقامهای امنیتی کرد و گفت: «اگر من را بیدار کرده بودند، همهچیز متفاوت به نظر میرسید. این داستان ۷ اکتبر است؛ این داستان است.»
اما حتی اگر روایت نتانیاهو درباره اینکه چه کسی باید او را در آن صبح بیدار میکرد پذیرفته شود، یک سؤال اساسیتر همچنان باقی میماند؛ سؤالی که به یک تماس یا یک هشدار مشخص محدود نمیشود. چرا مجموعهای از هشدارها، از مصر و امارات گرفته تا اردن، در کنار گزارشهای اطلاعاتی آمریکا و نشانههایی که از داخل غزه میرسید، در نهایت نتوانست تصویری روشن از آنچه در حال شکل گرفتن بود به وجود بیاورد؟
مسئلهای که این روایت را پیچیده میکند، دقیقاً همین است: پیش از ۷ اکتبر، هشدار وجود داشت؛ اطلاعات وجود داشت؛ حتی مقامهایی در کشورهای مختلف نگران تشدید ناگهانی اوضاع بودند. آنچه وجود نداشت، درک مشترک و دقیقی از معنای این نشانهها بود؛ و در فاصله میان این دو، حماس توانست خود را برای حملهای آماده کند که اسرائیل را غافلگیر کرد.

غزه هنوز تمام نشده است
سه سال پس از آن صبح، غزه همچنان در ویرانی به سر میبرد و خشونت نیز ادامه دارد؛ حتی در شرایطی که تلاشهای جو بایدن و دونالد ترامپ برای برقراری آتشبس دنبال شده است.
در ارزیابی مشترکی که در ماه آوریل از سوی سازمان ملل، بانک جهانی و اتحادیه اروپا منتشر شد، هزینه مورد نیاز برای بازسازی و احیای غزه در یک دهه آینده ۷۱.۴ میلیارد دلار برآورد شده است. اکثریت جمعیت غزه همچنان آوارهاند.
اما برای اسرائیلیها نیز ۷ اکتبر هنوز به گذشتهای تمامشده تبدیل نشده است. خانوادههای قربانیان و کسانی که عزیزانشان را از دست دادهاند، همچنان به دنبال پاسخاند؛ پاسخی برای اینکه چگونه حماس توانست عملیاتی با چنین ابعاد ویرانگری را آماده و اجرا کند، در حالی که در نهایت به نظر میرسید دولت و دستگاه امنیتی اسرائیل از وقوع آن کاملاً غافلگیر شدهاند.
در مرکز این پرسش، سفر کوتاه صبح ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۳ همچنان جای خود را حفظ کرده است: هواپیمای سسنایی که در بنگوریون به زمین نشست، عباس کامل که از آن پیاده شد و پیامی که با خود به اسرائیل برد.
کامل آمده بود تا درباره آنچه در غزه در حال شکلگیری بود هشدار دهد.
یازده روز بعد، غزه منفجر شد.
کد مطلب 2280359
-
پیشنهاد ۷روزه ایران؛ تهران میدانست ترامپ «نه» میگوید؟ / معمای تصمیم تهران در روزهای پیشرو
-
مرشایمر: ایرانیها تا آخرین نفر میجنگند/ ترامپ در نهایت ناچار به توافق با ایران خواهد شد
-
«عباس کامل خودِ پیام بود» صداهایی که پیش از ۷ اکتبر شنیده نشدند/ ۱۱ روز قبل از حمله، مصر چه هشداری داد و بن زاید چه گفت؟
-
فایننشال تایمز: در پی تحولات تنگه هرمز، ارزش نفتکشهای قدیمی از نفتکشهای نوساز پیشی گرفت
-
اسموتریچ تهدید کرد: الگوی غزه را در کرانه باختری انجام دهیم/ باید تشکیلات خودگردان را منحل کرد
-
افشای دیدار اسرائیل و قطر در نیویورک، ساعاتی پیش از حمله لفظی نتانیاهو به دوحه