چگونه سیا از عملیات مخفی برای دستیابی به اهداف راهبردی آمریکا در شرق اروپا در دوران جنگ سرد استفاده کرد؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ وقتی جنگ سرد پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد، ایالات متحده و متحدانش میخواستند تهدید کمونیستی را در اروپا مهار کنند. اقدام نظامی مستقیم به دلیل قدرت اتحاد شوروی و توسعه سلاحهای هستهای از روی میز برداشته شد. آژانس مرکزی اطلاعات تازه تأسیسشده شروع به انجام فعالیتهای مخفی کرد تا از درون بلوک شرقی با آنها مقابله کند. این امر چگونه بر مسیر جنگ سرد تأثیر گذاشت؟

منبع: موزه جنگ جهانی دوم لهستان
شرق اروپا پس از جنگ و حکومت کمونیستی
در پایان جنگ جهانی دوم، یکی از نخستین وظایف دولت شوروی تبدیل کل منطقه شرق اروپا تحت اشغال شوروی به مجموعهای از دولتهای کمونیستی حائل بود. کمونیستسازی شرق اروپا اولویت عمده استالین بود که میخواست تضمین کند هیچکس نتواند دوباره شوروی را بزند. پلیس مخفی شوروی، اِن.کا.وِ.دِ (بعداً کاگب)، سیاستهای واضحی درباره مردم ساکن شرق اروپا داشت؛ هیچ مقاومتی و مخالفتی تحمل نمیشد. در عرض چند سال، احزاب کمونیستی محلی این کشورهای شرق اروپایی را تصاحب کردند و پایان انتخابات آزاد را رقم زدند.
در غرب، مردم در وحشت از این تحولات بودند و فریاد اعتراض به تصرف شوروی از بخشهای بزرگی از اروپا بلند شد. این آغاز جنگ سرد بود؛ زیرا ایالات متحده و متحدانش مصمم بودند شوروی را متوقف کنند. ایالات متحده با بنبستی روبهرو شد. میخواست از نیرو برای جلوگیری از هرگونه گسترش احتمالی شوروی به سمت غرب استفاده کندِ اما توسعه سلاحهای هستهای و گسترش آنها در دهه ۱۹۵۰ جنگ معمولی بین آمریکا و شوروی را تقریباً غیرممکن کرده بود. بنابراین ایالات متحده و متحدانش روش دیگری را برای مهار و عقب راندن کمونیسم تأیید کردند؛ اقدامات مخفی طراحیشده برای بیثباتسازی بلوک شوروی. این یکی از ابزارهای اصلی مورد استفاده آمریکا در جنگ سرد شد.

منبع: آرشیوهای سیا
ایجاد برنامه عملیات مخفی سیا
سیا در ۱۹۴۷ برای جمعآوری اطلاعات به شیوه معمولی از طریق جاسوسی طراحی و تاسیس شد. مسئولیتهای این سازمان بهزودی به انجام مأموریتهای مخفی با استفاده از عاملان یا همکاری با شرکای فعال در مناطق مورد علاقه گسترش یافت. در ۱۹۴۸، دولت ترومن تصمیم گرفت که برای مقابله با کنترل شوروی بر شرق اروپا به عملیات مخفی نیاز است. به سیا مجوز داده شد تا فعالیتهای خرابکاری، پروپاگاندا و فعالیتهای خرابکارانه علیه دولتهای کمونیستی را آغاز کند.
اقدامات این سازمان قرار بود همگام با تلاشهای آشکار ایالات متحده برای تضعیف حاکمیت کمونیستی صورت گیرد. قرار بر این بود که از مخالفان حکومت کمونیستی به عنوان ابزاری برای پیشبرد فعالیتهای سیا استفاده شود. سیا علاوه بر توزیع نوشتههای ضدکمونیستی موسوم به «سامیزدات»، امیدوار بود که با اعزام و نفوذ دادن عوامل خود به اروپای شرقی، هرجومرج ایجاد کند. حضور شمار زیادی از گروههای پارتیزانی ضدشوروی که در اواخر دوران جنگ سرد با ارتش سرخ میجنگیدند، این باور را در سیا تقویت میکرد که میتوانند تداوم حاکمیت کمونیستی در اروپای شرقی را غیرممکن سازند.
با ایجاد پیمان ورشو و تقویت دفاعهای شوروی، چنین مأموریتهایی بسیار دشوار شد. در آلمان شرقی، اشتازی و کاگب به طور نزدیک همکاری میکردند و از حضور جاسوسان آلمانی غربی و آمریکایی وحشت داشتند. در دیگر بلوک کمونیستی، کاگب اطمینان حاصل میکرد که عمیقاً به نهادهای اطلاعاتی دیگر متصل است. این امر عملیات مخفی آمریکا را بسیار دشوار میکرد. با این حال، آمریکا بلافاصله پس از تصویب مجوز عملایت مخفیانه آن را آغاز کرد.

منبع: آرشیوهای ملی لیتوانی
عملیات مخفی اولیه سیا در شرق اروپا
یکی از اولین عملیاتهایی که سیا انجام داد، عملیات «رد ساکس» در سال ۱۹۴۸ بود، تلاشی برای کمک به سازمان ملیگرایان اوکراینی که با ارتش شوروی میجنگیدند. هواپیماهای آمریکایی با چتر نجات، سلاح و عوامل خود را برای پارتیزانهای ملیگرای اوکراینی مخالف اتحاد جماهیر شوروی ارسال میکردند. به طور مشابه، در سه کشور حوزه بالتیک، سیا و MI6 بریتانیا گروههای پارتیزانی معروف به برادران جنگل را مسلح و به آنها کمک کردند. این جنگجویان انگیزههای مشابهی با اوکراینیها داشتند؛ بیرون راندن اشغالگران شوروی. اگرچه برخی از این مردان در جنگ جهانی دوم در جبهه محور جنگیده بودند، متفقین غربی مایل بودند از آنها حمایت کنند تا کنترل شوروی بر اروپای شرقی را تضعیف کنند. عملیات سیا در بالتیک، معروف به «اژه»، در سال ۱۹۴۹ آغاز شد.
اگرچه گروههای پارتیزانی در اروپای شرقی در نبردها آبدیده شده بودند، اما شورویها دست بالا را داشتند. استپان باندرا، رهبر ملیگرایان اوکراینی، در سال ۱۹۵۹ توسط کا گ ب ترور شد و پارتیزانهای او برای ادامه جنگ به سختی تلاش میکردند. در بالتیک، برادران جنگل، علیرغم تلاشهای سیا، از نظر تعداد و سلاح بهشدت ضعیف بودند. کا گ ب «بازیهای رادیویی» انجام میداد، فریبی که در آن وانمود میکردند پارتیزان هستند و درخواست میکردند که عواملشان به سمت آنها فرستاده شوند که منجر به دستگیری یا کشته شدن آنها میشد. اواسط تا اواخر دهه ۱۹۵۰، برادران جنگل، سازمان ملیگرایان اوکراین و سایر گروههای همفکر سرکوب شدند. تلاشهای اولیه آژانس یک فاجعه بود و حکومت کمونیستی ریشهدارتر از دهه ۱۹۴۰ بود.

منبع: آرشیوهای سیا
فعالیتهای مخفی سیا از دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰
پس از شکست عملیات مخفی اولیه، تأکید سیا از اقدامات مستقیم برداشته شد. گسترش جنگ سرد یعنی که تقسیم فعالیتهای ویژه سیا باید در سراسر جهان کار کند و فقط روی اروپا تمرکز نکند. اقدامات امنیتی مرزی تقویتشده در بلوک شرقی مانند ساخت دیوار برلین در ۱۹۶۱، نفوذ را بسیار سختتر کرد. بدین ترتیب، سازمان سیا از ایده تسلیح قیامهای گسترده در پشت «پرده آهنین» صرفنظر کرد و در مقابل، تمرکز خود را بر اغوای مقامات کمونیست برای خیانت به دولتهای متبوعشان و ترویج مطبوعات زیرزمینی معطوف ساخت. افزون بر این، سازمان سیا در چارچوب برنامهای موسوم به «عملیات گلادیو»، اقدام به سازماندهی نیروهای مخفی در اروپای غربی کرد تا در صورت وقوع حمله احتمالی شوروی، وارد عمل شوند.
در آلمان شرقی، سازمان سیا با اتخاذ استراتژی جنگ اطلاعاتی تهاجمی، بر تضعیف روحیه کمونیستها تمرکز داشت؛ از جمله محورهای این پروپاگاندا، ترویج این ادعا بود که در صورت وقوع جنگ میان غرب و شوروی، آلمان شرقی تنها قربانی این نبرد خواهد بود. هرچند سازمانهای “اشتازی” و “کاگب” در ریشهکن کردن شبکههای جاسوسی سیا بسیار قدرتمند و سرسخت عمل کردند، اما باز هم پروپاگاندا کارآمد واقع شد، چرا که بسیاری از آلمانیهای شرقی را به تلاش برای فرار به غرب ترغیب کرد. اگرچه ایجاد روزنامههای زیرزمینی ابداعِ سیا نبود، اما عاملان این سازمان در توزیع و ترویج گستردهی این رسانهها نقش کلیدی ایفا میکردند.
در ۱۹۶۹، سیا بودجه این برنامهها را افزایش داد و از ضعف درون بلوک شوروی آگاه شد. هرچند تاکتیکها تکامل یافته بودند، هدف اصلی همچنان یکسان بود؛ تضعیف حکومت کمونیستی تا نقطه فروپاشی.

منبع: گاردین
سیا و پایان جنگ سرد
آژانس معتقد بود با خروج آلبانی از پیمان ورشو، شکاف چین-شوروی و تلاش چک اسلواکی برای شورش علیه حکومت کمونیستی، موفقیت کسب میکند. هرچند بهار پراگ شکست خورد، پیشدرآمدی از آنچه قرار بود باشد بود. حکومت کمونیستی که شوروی با تهدید اسلحه بر شرق اروپا تحمیل کرده بود، هرگز محبوب نبوده بود. با شروع فروپاشی اقتصاد شوروی، مخالفان در کشورهای بلوک شرقی متعهد شدند حکومت کمونیستی را یک بار برای همیشه سرنگون کنند، و سیا آماده ارائه کمک به آنها بود.
در دهه ۱۹۸۰، اتحادیه کارگری لهستانی به نام همبستگی علیه دولت کمونیستی ووجک جاروزلسکی اعتصاباتی را سازماندهی کرد. با دیدن فرصتی برای تضعیف کل پیمان ورشو، دولت ریگان به صورت خصوصی از همبستگی حمایت کرد. در عملیات کیوآر هیلپفول، آژانس حدود ۲۰ میلیون دلار به تقویت مالیاتهای همبستگی اختصاص داد. برخلاف عملیات سیا در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، این برنامه برای کمک به یک جنبش غیرخشونتآمیز طراحی شده بود.
تا ۱۹۸۹، همبستگی در سرنگونی رژیم کمونیستی لهستان موفق شد. در سراسر شرق اروپا، دولتهای کمونیستی سقوط کردند؛ رومانی، مجارستان، بلغارستان، یوگسلاوی، چک اسلواکی. دیوار برلین فرو ریخت و راه را برای اتحاد آلمان هموار کرد. تا ۱۹۹۱، خود شوروی فروپاشید و جمهوریهای سابق شوروی استقلال یافتند. سیا خشنود اما شوکه بود؛ گمان نمیکرد ساختار کمونیستی آنقدر ضعیف باشد. تحلیلگران آن فکر نمیکردند شوروی و دولتهای وابسته آن صرفاً به خاطر فشار داخلی فروبپاشند. حتی پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان، آمریکا فکر میکرد جنگ سرد ادامه خواهد داشت.

منبع: آرشیوهای سیا
آیا این عملیاتها موفق بودند؟
سیا از تأسیس در ۱۹۴۷ تا روزهای نهایی اتحاد شوروی در ۱۹۹۱، زمان و منابع عظیمی را در مقابله با نفوذ شوروی در شرق اروپا سرمایهگذاری کرد. با این حال، پس از جنگ سرد بحث عمدهای درگرفت؛ به چه میزان سقوط کمونیسم در اروپا نتیجه اقدام آمریکا بود؟
تلاشهای اولیه سیا برای مسلح کردن گروههای ضدکمونیستی براساس اطلاعات ضعیف، دستکم گرفتن بیرحمی نهادهای امنیتی شوروی، و نادیده گرفتن واقعیتهای محلی روی زمین بود. شوروی و شرکایش تلاش میکردند مطمئن شوند هیچکس نمیتواند حکومتشان را تضعیف کند. پس از کمی بیشتر از یک دهه، مشخص شد که عملیات مخفی باید سبک خود را تغییر دهد اگر سیا میخواست تأثیر بگذارد.
در حالی که سیا مسلح کردن گروههای ضدکمونیستی در پیمان ورشو را متوقف کرد، دریافت که تودهها به طور کلی علیه حکومت کمونیستی مخالفت داشتند. تأمین مالی و ترویج رسانهها و ادبیات زیرزمینی به مردم کمک کرد سازماندهی کنند و مقاومت کنند. جریان مداوم مردم تحصیلکرده از بلوک کمونیستی، تلاشهای دولتهای پیمان ورشو برای ساخت اقتصادهای مؤثر را تضعیف کرد. علاوه بر این، سیا به مردم یادآوری میکرد زندگیشان بدون کمونیسم چگونه میتواند باشد.
درنهایت، عملیات مخفی سیا در شرق اروپا به فروپاشی حکومت کمونیستی کمک کرد. در حالی که عملیاتها در ابتدا شکست بودند، آژانس از شکستهای قبلی درس گرفت و با شرایط تغییریافته سازگار شد. تعجبآور نیست که سیا احساس میکرد نقش عمدهای در پایان جنگ سرد داشت و شهرتش بر اثر این موفقیت افزایش یافت.
منبع: thecollector.com
۲۵۹
کد مطلب 2267397
-
عملیات مخفی سیا در اروپای شرقی؛ چگونه آمریکا بلوک شرق را از درون تضعیف کرد؟
-
یکی از اولین چرخوفلکهای تهران و در دوران قاجار / عکس
-
چرا آمریکا «United States» نام گرفت؟
-
مصاحبه تاریخی حافظ اسد با اشپیگل درباره توافق کمپدیوید؛ شهریور ۵۷