«دریل بیرکنهد» دقیقا چیست؟ ایده «زنان و کودکان اول» کی و کجا شکل گرفت؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ قانون «زنان و کودکان اول» به نام «دریل بیرکنهد» شناخته میشود و نام خود را از غرق شدن کشتی اچاماس بیرکنهد در سال ۱۸۵۲ گرفته است.
تا حد زیادی به لطف فیلم حماسی جیمز کامرون، تایتانیک، بیشتر تماشاگران سینما — چه آگاهانه و چه ناخودآگاه — با مفهوم دریل بیرکنهد آشنا هستند. در مواقع خطر، این دریل معمولاً با عنوان سیاست «زنان و کودکان اول» شناخته میشود. این رویه بهویژه در غرق شدن کشتی آراماس تایتانیک در سال ۱۹۱۲ اجرا شد و ۸۵ سال بعد روی پرده سینما بازسازی گردید. این سیستم برای اولویت دادن به ایمنی زنان و کودکان نسبت به مردان طراحی شده است.
اچاماس بیرکنهد؛ نامبخش این قانون
چرا مفهوم «زنان و کودکان اول» به «دریل بیرکنهد» معروف شده است؟ این نام از کشتیای گرفته شده که یکی از نخستین موارد شناختهشده اجرای این پروتکل در آن رخ داد. این کشتی اچاماس بیرکنهد بود که معمولاً با نامهای «کشتی حملونقل نیرو بیرکنهد» یا «ناو بخار بیرکنهد» نیز شناخته میشود.
در حالی که گروهی از سربازان و غیرنظامیان را به خلیج آلگوا در آفریقای جنوبی منتقل میکرد، اچاماس بیرکنهد در ۲۶ فوریه ۱۸۵۲ [۷ اسفند ۱۲۳۰] در جایی به نام «نقطه خطر» (Danger Point)، حدود ۸۷ مایل دورتر از کیپتاون، غرق شد.
مانند بسیاری از بلایای دریایی مشهور دیگر، تعداد قایقهای نجات موجود روی کشتی کافی نبود. از حدود ۶۴۳ نفری که در کشتی بودند، تنها ۱۹۳ نفر نجات یافتند. به پیشنهاد کاپیتان، سربازان و مردان غیرنظامی موافقت کردند کنار بایستند تا معدود قایقهای نجات قابلاستفاده فقط با زنان و کودکان پر شود. به لطف رفتار آرام و باوقار آنها، تقریباً هیچ وحشتی به وجود نیامد.
از نظر خدمه اچاماس بیرکنهد، این تخلیه طبق برنامه پیش رفته بود. هرچند حدود ۴۰۰ نفر جان باختند، اما حتی یک زن یا کودک آسیب ندید. تحقیقاتی که پس از این حادثه انجام شد، نتیجهگیری کرد که هیچ فرد خاصی مقصر این فاجعه نبوده است.
غرق شدن اچاماس بیرکنهد در شعر سال ۱۸۹۳ رودیارد کیپلینگ با عنوان «سرباز و ملوان هم» جاودانه شد؛ شعری که داستان این کشتیشکستگی را بازگو میکند و شجاعت همه سرنشینان را میستاید.

دریل بیرکنهد در آراماس تایتانیک
وقتی تایتانیک در سال ۱۹۱۲ به کوه یخ برخورد کرد، حدود ۲۲۰۰ نفر در کشتی بودند. کشتی فقط ۲۰ قایق نجات داشت: ۱۴ قایق معمولی، ۴ قایق تاشو و ۲ قایق برشدار چوبی. مجموع ظرفیت آنها ۱۱۷۸ نفر بود؛ کمی بیش از نیمی از مسافران و خدمه.
طراحی اولیه تایتانیک به اندازه کافی قایق نجات برای همه پیشبینی کرده بود، اما متأسفانه این طرح به دلایل زیباییشناختی تغییر کرد، چون فکر میکردند عرشه بیش از حد شلوغ به نظر میرسد.
تنها تدبیر ایمنی دیگر، جلیقههای نجات بود. بیش از ۳۰۰۰ جلیقه نجات در تایتانیک وجود داشت، اما کمک چندانی به نجات جانها نکردند. برای کسانی که وارد آب میشدند، جلیقه ممکن بود از غرق شدن جلوگیری کند، اما در برابر سرما هیچ محافظتی نداشت و بیشتر این افراد ظرف چند دقیقه جان میباختند.
با وجود اینکه نیمی از افراد کشتی در صورت بروز اضطرار راه فراری نداشتند، تایتانیک نهتنها با مقررات ایمنی دریایی آن زمان مطابقت داشت، بلکه حتی از آنها فراتر میرفت. دلیلش این بود که قانون، تعداد اجباری قایقهای نجات را براساس تناژ ناخالص ثبتشده کشتی تعیین میکرد، نه تعداد مسافران.

از ۲۰ قایق موجود، تنها ۱۸ قایق قبل از غرق شدن به آب انداخته شد و از این ۱۸ قایق، بیشتر آنها فقط با کسری از ظرفیت خود حرکت کردند. درمجموع، ۷۰۶ نفر با قایقها نجات یافتند و بیش از ۱۵۰۰ نفر جان باختند.
یکی از مشکلات اصلی در بارگیری کارآمد قایقها، همین دریل بیرکنهد بود. در طول دو ساعت و ۴۰ دقیقهای که تایتانیک برای شناور ماندن تقلا میکرد، این دریل بیشتر مانع بود تا کمک.

طبق روایت افسر دوم، چارلز لایتولر، او بود که ابتدا این ایده را به کاپیتان اسمیت پیشنهاد کرد و کاپیتان موافقت کرد. پس از دریافت دستور از کاپیتان، افسران اول و دوم مسئولیت دو طرف کشتی را برعهده گرفتند. افسر اول، ویلیام مکمستر مرداک، سمت راست (استاربرد) را گرفت و افسر دوم، چارلز لایتولر، سمت چپ (پورت) را. هر دو افسر دستور داشتند قایقها را با اجرای کامل دریل بیرکنهد بارگیری کنند. تنها مشکل این بود که تفسیرشان از معنای این دریل بسیار متفاوت بود.
از نظر ویلیام مرداک، زنان و کودکان باید اول سوار قایقها میشدند. از نظر چارلز لایتولر، فقط زنان و کودکان باید سوار میشدند. مرداک تعدادی مرد را پذیرفت، اما لایتولر هیچ مردی را راه نداد.
چهار مشکل عمده دریل بیرکنهد در تایتانیک
اجرای دریل بیرکنهد در تایتانیک چندان موفق نبود و چهار مشکل عمده ایجاد کرد:

۱. زنان وحشتزده
در آن شب سرنوشتساز، واقعیت این بود که زنان و کودکان از فکر تخلیه بهشدت وحشت داشتند. این وحشت لزوماً به خاطر غرق شدن کشتی نبود. دستکم به مدت یک ساعت، بهویژه به مسافران کلاس اول گفته شده بود که هیچ جای نگرانی نیست و فقط باید جلیقه نجات بپوشند و به عنوان احتیاط سوار قایق شوند. مردم آن دوران به پذیرش حرف مقامات عادت داشتند و همین اطمینان ساده برایشان کافی بود.
در ابتدا مردم چندان نگران غرق شدن نبودند، چون کشتی معروف به «غرقنشدنی» بود. فقط وقتی خودشان شواهد را دیدند، وحشت شروع شد.
بسیاری از زنان صرفاً از وارد شدن به قایقها میترسیدند. این چشمانداز هم سوررئال بود و هم نگرانکننده. این زنان — که بسیاریشان در زندگی سختی چندانی ندیده بودند — از رختخواب بیرون کشیده شده، جلیقه به تن کرده، به عرشه هدایت شده و به آنها گفته شده بود که باید شوهرانشان را ترک کنند و در تاریکی به قایقسواری بروند.
اول باید پا به داخل قایقی میگذاشتند که بالای آبهای سرد و مرگبار آویزان بود. بعد باید مسافت نامشخصی از ایمنی کشتی و مردان آشنای زندگیشان دور میشدند.
زنان همچنین به وجود مردانی عادت داشتند که گمان میرفت میتوانند از آنها مراقبت کنند؛ بنابراین ترک کشتی با فقط یک مرد همراه نیز برایشان ناخوشایند بود.
به دلیل ترس و این تصور که امنتر است در آغوش شوهرانشان بمانند، بسیاری از زنان تنها امید نجات خود را رد کردند.

۲. زنان بیمیل
در همین راستا، بسیاری از زنان حاضر نبودند سوار قایق شوند چون نمیخواستند شوهرانشان را ترک کنند. وقتی مشخص شد که تایتانیک واقعاً غرق خواهد شد، این مشکل دوم ناگهان برجستهتر از مشکل قبلی شد. هرچند زنان از ترک راحتی کشتی میترسیدند، اما سوار شدن به قایق کوچک ناگهان گزینه امنتری به نظر میرسید. اما این هم روشن شد که هرکس روی کشتی بماند، یا غرق میشود یا یخ میزند، و اگر با قایق بروند، دیگر شوهرشان را نخواهند دید.
به همین دلیل، حتی تا اواخر آن دو ساعت و نیم، چند زن به کسانی که دوستشان داشتند چسبیده بودند و حاضر به ترکشان نبودند. همه آن صحنه بهیادماندنی را به خاطر داریم که رز (با بازی کیت وینسلت) قایق نجات را رها کرد تا دوباره به جک (با بازی لئوناردو دیکاپریو) بپیوندد.
شاید این صحنه اغراقآمیز به نظر برسد، اما واقعیت زندگی زوجهایی بود که نمیتوانستند فکر زندگی بدون یکدیگر را تحمل کنند.
ازجمله، مسافران ایزادور و آیدا اشتراوس هر دو در تایتانیک جان باختند، چون آیدا حاضر نشد شوهرش را ترک کند. شاهدان عینی میگویند آنها لحظاتی قبل از غرق شدن دست در دست روی عرشه ایستاده بودند.

زن دیگری، ظاهراً از مسافران کلاس دوم، گفته بود که با تنها دخترش سوار قایق شده و شوهرش را روی عرشه گذاشته است. او اعتراف کرد که ای کاش مثل زنانی میبود که مانده بودند و حتی گفت اگر دختری برای مراقبت نداشت، ترجیح میداد همراه همسرش بمیرد.
چه زنان از ترس نمانده باشند و چه از عشق به شوهر، بیمیلی آنها دو مشکل بزرگ ایجاد کرد: اول فشار زمان. زنان بیمیل باید هم آرام میشدند و هم متقاعد میشدند که بروند و باید با مردان زندگیشان خداحافظی میکردند.
دوم و مهمتر اینکه قایقها قبل از ترک کشتی به ظرفیت کامل نمیرسیدند. مثلاً قایق شماره ۱ برای ۴۰ نفر طراحی شده بود، اما فقط با ۱۲ نفر از تایتانیک جدا شد.

۳. شانس نابرابر
اینکه زوجهای متأهل زنده میمانند یا نه، تا حد زیادی به این بستگی داشت که کدام سمت کشتی را انتخاب کنند. مردان و زنانی که امیدوار بودند با هم از سمت چپ (پورت) خارج شوند، برخورد کاملاً متفاوتی نسبت به سمت راست (استاربرد) دریافت میکردند. همانطور که گفته شد، چارلز لایتولر (سمت چپ) به طور فعال و حتی تهاجمی از ورود مردان جلوگیری میکرد. ویلیام مرداک (سمت راست) اما اگر در آن لحظه زن و کودکی منتظر نبود، مردان را میپذیرفت. این نابرابری مشکل بزرگی در آن شب روی تایتانیک بود، چون برخی مردان و زنان سمت راست به این باور ماندند که در هر جایی همین رفتار را خواهند دید.
پس از اینکه در سمت راست موفقیتی نداشتند، چند زوج خوششانس متوجه موضوع شدند. گزارشهایی هست که برخی با رفتن به سمت چپ توانستند با هم سوار قایق شوند.
باید گفت که نه مرداک اشتباه میکرد و نه لایتولر (هرچند بیشتر افراد طبیعتاً مرداک را معقولتر و لایتولر را بیش از حد سختگیر میدانند). هر دو واقعاً به آنچه درست میدانستند عمل میکردند.
۴. قربانی شدن مردان جوان
مشکل دیگر دریل بیرکنهد این بود که خط بسیار باریکی بین «بزرگسال» و «کودک» وجود داشت. بسیاری از نوجوانان پسر — حتی ۱۶ یا ۱۷ ساله — به اندازه کافی بالغ محسوب میشدند که بزرگسال به حساب بیایند.
یکی از این پسرها تلاش کرد وقتی قایق شماره ۱۴ در حال پایین آمدن بود، وارد آن شود. مشخص نیست که آیا وارد شد یا نه، اما میدانیم که یا بهزور متوقف شد یا بیرون آورده شد. وقتی سعی کرد دوباره جایش را بگیرد، ظاهراً افسر لو با اسلحه او را تهدید کرد.
چگونه میتوان اخلاقی دانست که پسران نوجوان از سوار شدن به قایق محروم شوند، در حالی که بیشتر قایقها فقط نیمهپر حرکت میکردند؟

منبع: ویکیمدیا کامنز.
دریل بیرکنهد در قرنهای نوزدهم و بیستم
میدانیم که دریل بیرکنهد همیشه موفق نبود. اما آیا نامحبوب هم بود؟ اکثر مردان نسبت به کنار گذاشته شدن از تخلیه چه احساسی داشتند؟
برای مردان دوران ادوارد و ویکتوریا، ایده «زنان و کودکان اول» نهتنها یک ساختار اجتماعی پذیرفتهشده بود، بلکه یک آرمان مردانه نیز محسوب میشد. زنان در آن دوره وضعیتی تقریباً کودکانه داشتند؛ بیگناه، ظریف و نیازمند مراقبت دیده میشدند.
برای هر مرد غیرنظامی، اینکه زنی بمیرد و خودش نجات پیدا کند، بزرگترین ننگ به شمار میرفت. ۲۰ درصد از نجاتیافتگان تایتانیک مرد بودند و برخی از مردان برجسته با تحقیر روبهرو شدند.
مثلاً بروس اسمائی، رئیس شرکت وایت استار، که با قایق تاشو سی از صحنه دور شد، به خاطر نجات جان خود «بزدل» لقب گرفت.

منبع: ویکیمدیا کامنز.
دریل بیرکنهد در قرن بیستویکم
برخی ممکن است گمان کنند که نگرشهای قرن بیستویکم کمی متفاوت است. در موقعیت مرگ و زندگی مدرن، اگر مردان عمداً از عملیات نجات کنار گذاشته شوند، چه اتفاقی میافتد؟ در طول قرنها نمونههای بیشماری از شجاعت و ازخودگذشتگی وجود داشته — بهویژه در داستانهای جنگ و تراژدی — اما این ژستهای شوالیهای در قرن بیستویکم با چه رغبتی انجام میشوند؟ و با چه رغبتی پذیرفته میشوند؟
افراد سخاوتمند از هر دو جنس ممکن است جای خود را به کودکی بیدفاع بدهند، اما آیا همین کار را برای زنی ناشناس هم میکنند؟
از نظر تئوری، در مورد سفرهای دریایی دیگر نباید مشکلی باشد. اکنون طبق قوانین بینالمللی، کشتیها موظفاند به اندازه کافی قایق نجات برای همه سرنشینان داشته باشند. مقررات میگوید وسایل نجات باید ظرفیت ۱۲۵ درصد ظرفیت کشتی را پوشش دهند؛ درصد اضافی برای جبران مشکلات احتمالی هنگام بارگیری در نظر گرفته شده است. این وسایل اجباری به شکل قایق نجات یا قایق بادی هستند و هر کدام مجهز به غذا، آب و وسایل ارتباطیاند.
در حال حاضر (و هرگز) هیچ مبنای قانونی برای ایده «اول زنان و کودکان » وجود نداشته است. این صرفاً یک شعار دریایی محسوب میشد. به جای آن، اکنون همه مسافران از طریق فرآیندی بسیار سازمانیافته، دقیق و بارها تمرینشده به ایمنی هدایت میشوند.

منبع: ویکیمدیا کامنز.
آیا دریل بیرکنهد اخلاقی است؟
از مورد آراماس تایتانیک آموختیم که دریل بیرکنهد همیشه موفق نبود. اما آیا اصلاً اخلاقی بوده است؟ چند واقعیت و آمار جالب ممکن است به نتیجهگیری کمک کند.
در کشتیشکستگیها، مردان بدون کمک مقامات یا استفاده از تجهیزات نجات، شانس بیشتری برای زنده ماندن دارند. نرخ بقای مردان ۳۴٫۵ درصد است. از سوی دیگر (و این واقعیت برای بسیاری ناخوشایند خواهد بود)، همان بررسی نشان میدهد که زنان بهمراتب کمتر قادر به دفاع از خود هستند. تنها ۱۷٫۹ درصد از زنان در کشتیشکستگی یا بلایای مشابه زنده میمانند. این مطالعه همچنین نشان میدهد که اعضای خدمه بیشتر از مسافران زنده میمانند. از نظر آماری، مردان خدمه بهترین موقعیت را برای نجات خود داشتند.
کارشناس دریایی رابرت آشدان توضیح داده که حتی در تخلیههای امروزی، مردم به طور شگفتانگیزی تمایل دارند ابتدا به آسیبپذیرترین افراد کمک کنند؛ ازجمله سالمندان، مجروحان یا کودکان بسیار خردسال.
اینکه آیا دریل بیرکنهد اخلاقی است یا نه، به تصمیم هر فرد واگذار میشود.
منبع: thecollector.com
۲۵۹
کد مطلب 2269875
-
قانون «زنان و کودکان اول» از کجا آمده است؟
-
نقاشیهای عظیم بومیان استرالیا در واکنش به ورود اروپاییها
-
عکس/ تیپ زنان انگلیسی در ۷۷ سال پیش
-
عکس یادگاری ساکنان جزیره خارک در سال ۱۲۷۰ خورشیدی
-
عکس یادگاری ساکنان جزیره خارک در سال ۱۲۷۰ خورشیدی
-
عکس/ تیپ زنان انگلیسی در ۷۷ سال پیش