فرمانده انتظامی نوشهر از وقوع یک درگیری منجر به قتل میان ۲ تبعه افغانستانی در این شهرستان خبر داد.
به گزارش خبرآنلاین، فرمانده انتظامی نوشهر از وقوع یک درگیری منجر به قتل میان ۲ تبعه افغانستانی در این شهرستان خبر داد و گفت: متهم این پرونده در کمتر از یک ساعت پس از وقوع جنایت دستگیر شد.
ایرنا نوشت: سرهنگ حجت نورانی روز دوشنبه اظهار کرد: در پی وقوع نزاع و درگیری میان ۲ تبعه افغانستانی در این شهرستان، یکی از طرفین بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.
وی افزود: پس از اعلام موضوع، مأموران انتظامی بلافاصله در محل حاضر شدند و با انجام اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی، هویت عامل این درگیری مرگبار را شناسایی کردند.
فرمانده انتظامی نوشهر ادامه داد: مأموران پلیس در عملیاتی ضربتی موفق شدند متهم را کمتر از یک ساعت پس از وقوع قتل دستگیر کنند.
سرهنگ نورانی با تأکید بر برخورد قانونی با برهمزنندگان نظم و امنیت عمومی، خاطرنشان کرد: حفظ امنیت و آرامش مردم از اولویتهای پلیس است و با افرادی که با ارتکاب جرم موجب ایجاد ناامنی و خدشه به آرامش عمومی شوند، برابر قانون برخورد خواهد شد.
وی تصریح کرد: جزئیات بیشتر این پرونده پس از تکمیل تحقیقات و طی مراحل قانونی اعلام خواهد شد.
۴۷۲۳۶
کد مطلب 2280636
-
امکان ورود به دانشگاه بدون ترمیم نمره و ایجاد سابقه تحصیلی/ شرایط
-
نزاع و درگیری منجر به قتل میان ۲ تبعه افغانستانی در نوشهر
-
معلم اگر سرود ای ایران میخواند تذکر میگرفت؛ چرا فقط در وضعیت اضطرار سراغ هویت ایرانی میرویم؟ + ویدیو
-
تهران وارد ششمین سال خشکسالی شد؛ بارش پایتخت چقدر کاهش یافته است؟
-
13ساله بودم که شوهرم دادند؛همسرم همیشه اذیتم می کرد/ با کمک حمید، شوهرم را کشتم و به او گفتم "بندازش توی چاه"/ بخاطر عشق به حمید قتل را گردن گرفتم
-
قهر کردم و به خانه پدرم رفتم؛ حالا که برگشته ام شوهرم تحویلم نمی گیرد؛ چه کنم؟
-
هشدار به موجرها درباره اجارهنامه / ثبت نکردن قرارداد به معنی از دست دادن ملک نیست / اما جریمه میتواند سنگین باشد
-
طعنه به شهردار تهران: همان تاکسی های برقی هم که آوردید نمی توانید اداره کنید؛ برقی کردن همه تهران پیشکش
-
13ساله بودم که شوهرم دادند؛همسرم همیشه اذیتم می کرد/ با کمک حمید، شوهرم را کشتم و به او گفتم "بندازش توی چاه"/ بخاطر عشق به حمید قتل را گردن گرفتم
-
جسد سوخته زن ۴۴ ساله روی تخت / دستانش با پارچه بسته شده بود و شالی دور گردنش قرار داشت