هاشمی می گفت؛ اوّل ایران!

هاشمی می گفت؛ اوّل ایران!

این روزها همه دنبال یک «چه باید کرد؟» می گردند!. «نبایدها» از سر و روی رسانه ها می بارد ولی آخرش به هیچ، چه باید کردی ختم نمی شود. ولی شاید اگر به یک حرف برگردیم، تا در این آشفته بازار «تحلیل ها و ضد تحلیل ها» یک سمت و سویی پیدا کنیم. آن یک حرف را من فقط در یک نفر به تمام و کمال دیدم که هم گفت و هم به آن عمل کرد. او هم فقط هاشمی بود که می گفت؛ اوّل ایران!

اگر «اوّل ایران» اصل اول باشد، همه چیز از سازندگی و صلح گرفته تا جنگ و مقاومت، یک رنگ و بوی دیگر می گیرد. نه نشان قهرمانی به جنگ جنگ گفتن نصیب می شود و نه طعن سازشکاری نصیب راهگشایان می گردد.
این روزها ایران، روزگار سختی را می گذراند. روزگاری آکنده از بحرانهای جاری و آتی، که با تداوم سایه جنگ تحمیلی بر کشور، افق روشنی هم برای عبور از آن در آینده نزدیک دیده نمی شود. در میان امواج مشوّش رسانه های مختلف داخلی و خارجی، هیچکسی هم پیدا نمی شود که به مردم این کشور یک «چه باید کردِ؟» مشخص با مصداق و زمان بگوید که اگر سال ۱۴۰۵ در آتش بلاتکلیفی های ناشی از جنگ تحمیلیِ آمریکا و رژیم صهیونیستی سوخت، آیا لااقل پنجره نجاتی برای آینده ایران ۱۴۰۶ باز خواهد شد تا نسیم امید تازه ای از آن بر جان رنجور و ناامید ایرانیان بوزد؟.

ایرانیانی که دیگر دندان طمع برای رسیدن به چشم انداز بیست ساله ۱۴۰۴ جمهوری اسلامی ایران را از بیخ کنده اند و افق دیگری هم برای سال ۱۴۲۴ نمی خواهند!.ایرانیان فقط می خواهند بدانند ایران ۱۴۰۶ چگونه است؟. آیا دوباره راه هاشمی و «اوّل ایرانِ» او همچون سالهای سازندگی بعد از ۸ سال جنگ تحمیلی از راه خواهد رسید یا بازهم ایران می ماند و شعارهایی که از سال ۱۳۸۴ تا امروز، فقط ۲۰ سال عمر یک کشور و ملت و آینده آن را به تاریکی کشانده است؟!.

هاشمی اگر می گفت؛ اوّل ایران!، دنبال ابرقدرتی نبود، دنبال ساختن کشوری بود که آنقدر آباد باشد که هر ایرانی به ایرانی بودن خودش افتخار کند. مشابه همان قولی که دنگ شیائو پینگ در اوایل دهه ۸۰ میلادی به مردمش داد و آن را عملی کرد. وگرنه امروز، چین نه ابر قدرت است و نه می خواهد که باشد. قدرت چین امروز، در فردای روشن اقتصادی چین است. کشوری که همچون ما سند بیست ساله چشم انداز داشت اما ما به آنچه «هاشمی می گفت، اول ایران» عمل نکردیم، ولی چینی ها به شعار «اول چین» خود وفادار ماندند و با استراتژی روشن خود در سیاست خارجی هم «جلب نظر» نکردند و هم منتظر از دست رفتن «فرصتها» نماندند!.
این چند سطر کوتاه را نوشتم تا یادی باشد از روزگاری که با شعار اوّل ایران، بجای دعواهای روزانه جناحی و رواج اختلافات پوچ سیاسی، یک کشور با شعار سازندگی متحد شد برای آنکه مردمش فقط به فردای بهتر بیاندیشند و در دام شعارهای باطل نیفتند. شعارهایی که شنیدن بظاهر ساده است ولی شاید یکدفعه چشم باز کنید و ببینید که نه تنها قریب ربع قرن حرکت قطار پیشرفت یک کشور را آهسته و آهسته تر کرده ، بلکه بجایی هم آن را رسانده که بازگردان آن هم به ریل اصلی، کاری غیر ممکن به نظر می رسد!.

ختم کلام اینکه چه جنگ سوم از سوی دشمن آمریکایی صهیونیستی از راه برسد یا نرسد- که انشاءالله نرسد-، یقیناً جمهوری اسلامی ایران پابرجا باقی خواهد ماند، همانطور که از جنگ ۸ ساله تحمیلی هم با سربلندی نظامی و دیپلماتیک بیرون آمد، سوال مهم اینجاست که ما بعد از آن چگونه عمل خواهیم کرد؟. آیا دوباره راه هاشمی و «اوّل ایران» یا باز هم ایران و ادامه شعارهای از سال ۱۳۸۴ به بعد؟.

* فعال رسانه ای دبیر سابق پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی

کد مطلب 2291936

  • هاشمی می گفت؛ اوّل ایران!

    هاشمی می گفت؛ اوّل ایران!

  • کلاهبرداری مدیرعامل شرکت از کارگرها و راننده‌اش

    کلاهبرداری مدیرعامل شرکت از کارگرها و راننده‌اش

  • کلاهبرداری مدیرعامل شرکت از کارگرها و راننده‌اش

    کلاهبرداری مدیرعامل شرکت از کارگرها و راننده‌اش

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha